تک قطبی مورد نظر خود را تثبیت کند. به عبارت دیگر، این دوره را باید دوره گذار در نظام بین‌الملل نامید.( سجادپور، 1380: 972)
حوادث 11 سپتامبر را باید نقطه عطفی در شکل دادن به نظام بین‌المللی در اوایل هزاره سوم دانست. ضربه‌ای که در این روز به امریکا وارد شد می‌توانست دو وجه داشته باشد. وجه اول اوج ضربه‌پذیری قدرت اول جهانی بود که می‌توانست نظام بین‌الملل را به سمت یک نظام چند قطبی پیش ببرد. اما وجه دوم که در عمل اتفاق افتاد پاسخ سریع امریکا به این حوادث و تلاش آن برای اثبات استمرار نظام تک قطبی بود. تهاجم به افغانستان به عنوان ضعیف‌ترین واحد سیاسی از طرف امریکا به عنوان قدرتمندترین کشور جهان، نشان داد که سیاست امریکا برای تثبیت نظام تک قطبی، بر، برخورد و سرکوب واحدهای ضعیف و نه قدرتمند، مبتنی است. مطرح کردن کشورهای دیگری همچون ایران، عراق و کره شمالی به عنوان محورهای اهریمنی نیز در قدم بعدی در همین چارچوب قابل ارزیابی است. به عبارت دیگر کشورهای درجه دو و سه که خواستار اتخاذ سیاستی مستقل در این نظام می‌باشند، اهداف امریکا را برای تثبیت نظام تک قطبی تشکیل خواهند داد. اما در این میان به نظر می‌رسد رژیم عراق به لحاظ عوامل متعدد بیش از هر کشور دیگری در معرض تهدیدات امریکا قرار داشت.( آسایش‌طلب طوسی، 1381: 792 )
امریکا در حمله به عراق اهداف اعلامی و اعمالی واقعی داشت. امریکا در اهداف اعلامی خود پس از 11 سپتامبر تعدادی از کشورها را کشورهای محور شرارت اعلام کرد که عراق از جمله آن‌ها بود. در خصوص عراق بحث وجود سلاح‌های کشتار جمعی و حمایت صدام از ترورریستها مطرح شد. اما واقعیت آن است که اهداف واقعی امریکا از حمله به عراق پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 در چارچوب اهداف و طرح‌های جهانی این کشور قرار می‌گیرد. امریکا پس از این تاریخ تلاش گسترده‌ای برای معرفی خود به عنوان تنها ابرقدرتی که نظم جهان تک قطبی را ایجاد می‌کند، آغاز کرد. بر همین اساس با توجه به اهمیت راهبُردی و منابع انرژی خاورمیانه، امریکا قصد داشت تا این منطقه را به حوزه نفوذ انحصاری خود تبدیل کند. نقطه اجرایی کردن این طرح هم عراق بود. ایجاد نظام سیاسی جدید در قالب طرح خاورمیانه بزرگ که در پی اجرای آن کل ژئوپلتیک خاورمیانه دست‌خوش تغییرات شود، یکی از اصلی‌ترین اهداف امریکا از حمله به عراق بود. در حال حاضر به نظر می رسد که امریکا با وجود آن که هزینه های زیادی را در عراق از نظر مالی و انسانی داده است، اما آنطور که باید و شاید دستاورد جدی در عراق نداشته تا این کشور را به یک متحد استراتژیک جدی خود در منطقه تبدیل کند. در سال 2011 نیز با توجه به مشکلاتی که امریکایی ها در عراق داشتند، واشنگتن تلاش کرد تا با خروج نیروهای نظامی خود از این کشور هزینه های خود را کاهش دهد. با این وجود باز هم به نظر می رسد که امریکایی ها همچنان در این کشور به تلاش های خود ادامه می دهند. این روند بدان معنا نیست که آنها از تلاش خود در عراق دست برداشته اند. در حقیقت امریکایی ها قصد دارند تا در قالب روندهای سیاسی موجود اهداف خود را همچنان پیگیری کنند.
اشغال عراق از سوی امریکا در سال 2003، سرنگونی صدام حسین و تغییر رژیم دراین کشور را می توان مهم ترین رویدادی تلقی کرد که به شکل گیری دوره جدیدی میان بازیگران منطقه ای، توازن قدرت در خاورمیانه و در مجموع تصویر نوینی از منطقه شده است. کشور عراق از نظر جغرافیایی با بازیگران مهم منطقهای از جمله ایران، ترکیه و عربستان سعودی همسایه است و تحولات آن بر این کشورها نیز تاثیرگذار است. قرار گرفتن عراق در مرکز خاورمیانه، باعث شده است تا تحلیل گران بسیاری آن کشور را « قلب خاورمیانه » بنامند. افزون بر این موقعیت ژئوپلتیک، عراق با دارا بودن حدود 115 میلیارد بشکه از ذخایر نفتی جهان، بعد از عربستان سعودی و ایران در جایگاه سوم قرار دارد و این امر باعث افزایش نقش و اهمیت آن در عرصه انرژی جهان، سازمان اوپک و همچنین بازیگری این کشور در سطح منطقه می شود. مجموعه عوامل و مولفه های فوق که به اهمیت تحولات عراق و پیامد های آن برای کشورهای منطقه منجر می شود، رویکردهایی متفاوت از سوی هریک از بازیگران منطقه ای را در این خصوص باعث شده است.(اسدی، 1387: 9-7)

با حمله آمریکا به عراق درسال 2003، اشغال این کشور و اختصاص حجم وسیعی از منابع مالی وانسانی و امکانات سیاست خارجی آمریکا به این موضوع، پیشبرد شرایط عراق براساس راهبردها و ملاحظات منافع ایالات متحده به اولویت اصلی دستگاه سیاست خارجی آمریکا تبدیل شد. مقامات آمریکا در ابتدا راهبرد ایجاد دولت الگو در عراق را مطرح ساختند، اما با عدم پیشرفت و تحقق اهداف این راهبرد، در سال 2005، راهبرد پیروزی در عراق مطرح شد. با افزایش مشکلات آمریکا در عراق، این راهبرد نیز به اهداف خود نرسید وسپس به تدریج از اواخر سال 2006 و اوایل سال 2007 ، راهبرد عدم شکست و خروج آبرومندانه و کم هزینه، مورد توجه مقامات کاخ سفید قرارگرفت.(احدی، 1387: 92-91) با گذشت زمان خسارت‌های مادی و معنوی بر نیروهای آمریکایی افزایش یافت. مخالفت با استمرار حضور پر هزینه نیروهای نظامی آمریکا در عراق با مخالفت بیشتر سیاستمداران و نخبگان مواجه شد. و افکار عمومی مردم آمریکا و بسیاری از کشورهای منطقه و جهان با توجه به اشتباهات اساسی سیاست‌ها و راهبردهای دولت بوش در عراق و استمرار ناامنی و بی‌ثباتی در این کشور خواهان اصلاح سیاست‌ها و خروج نیروهای نظامی از این
کشورشدند. این سر در گمی از یک سو به دلیل عدم وجود شناخت و آگاهی عمیق از مردم عراق، اقوام، قدرت مرجعیت شیعه و نداشتن پیش‌بینی اشغال عراق بود و از سوی دیگر نداشتن یک استراتژی مشخص و پایدار برای دوران اشغال بود.. علیرغم تلاش آمریکاییها پس از سقوط صدام شرایطی در عراق حاکم شد که با پیش بینیهای آمریکاییها سازگار نبود و دولتی روی کار آمد که به ایران گرایش داشت و موازنه منطقهای را تغییر داد.
دراین تحقیق تلاش خواهد شد تا سیاستهایی که دولت آمریکا در عراق پس از صدام به اجرا گذاشت، رابررسی کرده و پیامدهای این مجموعه سیاستها بر موازنه قوا درخاورمیانه را مورد پژوهش قرار دهیم.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع مقاله دربارهجبران خسارت، حل و فصل اختلافات، ارتکاب جرم

2- اهمیت وضرورت تحقیق:
اهمیت و ضرورت تحقیق از آنجا ناشی می شود که ایالات متحده امریکا به عنوان هژمون بین المللی بعد از سال 1991 سعی داشته با اجرای سیاست های متنوع در مناطق مختلف، بالاخص خاورمیانه به نیروی نظم دهنده تبدیل شود و حمله به عراق در سال 2003 فرصت مناسبی برای امریکا به وجود آورد تا در راستای این هدف خود سیاست هایش را به انجام برساند. در واقع عراق به عنوان یک کشور در موقعیت ژئوپلتیک خاص در خاورمیانه می توانست مکان مورد نیاز برای اعمال سیاست های آمریکا و علی الخصوص جمهوری خواهان و ادامه سیاستهای نظم نوین دهه 1990 آنها باشد. اهمیت این تحقیق با توجه به عواملی همچون سیاست های خصمانه امریکا در طی سه دهه گذشته و قرار دادن جمهوری اسلامی ایران در محور شرارت، در دکترین جرج بوش و حضور مستقیم دشمن شماره یک جمهوری اسلامی ایران در مرزهای فوری و امنیتی درک میشود. درپی اشغال عراق در سال2003 و از بین رفتن نظام دیکتاتوری صدام که در طول سه دهه حاکمیت رژیم بعث که مسبب سه جنگ ویران کننده و عامل اصلی حضور امریکا در خلیج فارس بعد از سال1991 و در پی آزاد سازی نیروهای داخلی که در طول این مدت سرکوب بوده و حضور نیروهای حامی منافع جمهوری اسلامی ایران در راس حکومت جدید عراق فرصت مناسبی برای ایران فراهم کرد تا از این فرصت به نحو احسن استفاده کند. در واقع حضور امریکا گرچه در ابتدا تهدید امنیت ملی ایران به شمار می رفت ولی طی شرایط خاص اشغال، ایران توانست این تهدید را به فرصت تبدیل کند. به صورتی که به زعم سیاست مداران و تحلیل گران گرچه امریکا به لحاظ نظامی در عراق موفق شد ولی این ایران بود که از جنبه سیاسی نهایت استفاده را برد و امریکا در پی این فشارها حاضر به تعامل با ایران شد. در پی سرنگونی رژیم صدام و روی کار آمدن شیعیان و تغییر هویت عراق از یک عراق سنی و متخاصم به عراق شیعی نقش آفرینی ایران و محور مقاومت در منطقه بیش از پیش شد.لذا ضروری است که تحقیق حاضر صورت گیرد تا جنبه های این تغییر وتحولات نمایان شود.
منطق اهمیت عراق جدید در حوزه سیاست خارجی ، شکل‌گیری یک سری متغیرهای جدید همچون تقویت عنصر شیعی در ساخت قدرت و حکومت عراق ، روند حرکت عراق از یک دشمن استراتژیک به یک همکار منطقه‌ای و به تبع آن، تعادل در سیاست ایران با منطقه و جهان عرب، و همچنین جایگاه عراق در روابط بین‌الملل و تنظیم سیاست خارجی ایران با قدرت‌های بزرگ همچون امریکا و آثار آن بر امنیت و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران از جمله متغیرهایی می‌باشد که به اهمیت موضوع انتخاب‌شده می‌افزاید.

3- سوال اصلی:
سیاست‌های امریکا در عراق پس از صدام و پیامدهای آن بر موازنه قوا در خاورمیانه چه بوده است؟

4- فرضیه:
سیاست‌های امریکا در دوره پس از اشغال عراق در سال 2003 منجر به روی کار آمدن شیعیان در این کشور و موجب تغییر موازنه قدرت در خاورمیانه تا پیش از سال 2011 به سود محور مقاومت شده است.

5- متغیرهای تحقیق:
متغیر مستقل: سیاست‌های آمریکا در عراق پس از صدام
متغیر وابسته: موازنه قوا در خاورمیانه

6- مفاهیم اصلی تحقیق :
خاورمیانه، سیاست خارجی، موازنه قوا، موازنه منطقهای، امنیت منطقهای، محور مقاومت.
7- تعریف مفاهیم :
1-7 – خاورمیانه
اصطلاح خاورمیانه را نخستین بار یک مورخ وابسته به نیروی دریایی آمریکا به نام آلفرد ماهان ( 1902 ) به کار برد. منظور وی از خاورمیانه منطقه‌ای بود که خلیج‌فارس در مرکز آن واقع می‌شد و برای اشاره به آن اصطلاحات خاور نزدیک و خاور دور کافی به نظر نمی‌رسید. این اصطلاح هم چون اصطلاحات خاور دور و نزدیک، در جهان مبتنی بر مرکزیت اروپا ساخته شد. اما امروزه با وجود از بین رفتن مرکزیت اروپا این اصطلاح چنان متداول گشته است که حتی ساکنان خود منطقه، هرچند باکمی اختلاف در تعبیر حوزه دلالت معنایی، نیز آن را به کار می‌برند.(بیومونت و دیگران، 1369: 2) با این وجود هیچ‌گونه اجماع و تعریف واحدی در مورد مرزهای جغرافیایی و سیاسی خاورمیانه وجود ندارد. جغرافی‌دانان، مورخان، روزنامه‌نگاران و دیوان‌سالاران همگی از این اصطلاح استفاده میکنند، اما همگی هنوز تعاریف متفاوتی از آنچه که منظورشان است در ذهن دارند.( کمپ و هارکاوی، 1385: 35 ) برای مثال باری بوران کشورهای ترکیه، قبرس و سودان را که بخشی از خاورمیانه هستند را جزء این منطقه محسوب نمیکند. درحالی‌که کشورهای الجزایر، تونس و مغرب را که بخشی از زیرسیستم کشورهای شمال آفریقا محسوب می‌شوند را جزئی از خاورمیانه محسوب می‌نماید.( جعفری ولدانی، 1388: 16-15 ) در این پایان‌نامه تعریف موسع از خاورمیانه مد نظر قرار گرفته است. بر این اساس خا
ورمیانه منطقه‌ای است که شامل کشورهای ایران، ترکیه، عراق، سوریه، لبنان، اراضی خودگردان فلسطین، رژیم اشغالگر اسرائیل، اردن، مصر، عربستان، یمن، سودان، کویت، امارات متحده عربی، قطر، تونس، افغانستان و عمان میگردد.

2-7 – سیاست خارجی
سیاست خارجی کشورها مجموعه موضع‌گیری‌ها، اقدامات و تصمیماتی است که دولتهای ملی نسبت به یکدیگر و یا نسبت به سازمانهای بین‌المللی اتخاذ میکنند و هدف اصلی آن‌ها، تأمین منافع دولت ملی به عنوان واحدی یکپارچه است. سیاست خارجی متضمن کنش هردوست، یعنی ممکن است دولت خاصی مبتکر عمل باشد و یا در پاسخ به اعمال دیگران واکنش نشان دهند.( بشیریه، 1382: 215)
سیاست خارجی عبارت است از یک استراتژی یا یک رشته اعمال از پیش طرح‌ریزی شده توسط تصمیم‌گیرندگان حکومتی که مقصود آن دستیابی به اهدافی معین، در چهارچوب منافع ملی و در محیط بینالمللی است. به طور خلاصه میتوان گفت که سیاس

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید