متوازن24
مدل کاهش استراتژیک هزینه و بهبود عملکرد25
که در این فصل ضمن بیان اجمالی هر یک از متدولوژی‌های مذکور، نقاط قوت و ضعف آنها بر اساس معیارهای مشخصی ذکر خواهد شد. در ادامه به طور اجمالی به معرفی هر یک از متدولوژی‌های فوق می‌پردازیم.
1- مدل شناخت برتری سازمانی
اولین گام یک شرکت در راه نیل به برتری و تفوق سازمانی شناسایی و درک موقعیت است. به این معنی که شرکت کجاست (وضع موجود) و می‌خواهد کجا باشد (وضع مطلوب) مدیران در فراگرد ارزیابی عملکرد، وضع موجود (عملکرد) را با وضع مطلوب (برنامه) مقایسه می‌کنند و بر اساس این مقایسه، به برنامه‌ریزی مجدد (تصحیح) مبادرت می‌کنند. بنابراین لازم است مدل و نقشه‌ای برای شناخت درجه برتری یک شرکت (ویا فقدان آن) و بیان چگونگی نیل به برتری سازمان و یا حفظ آن ایجاد شده بکار گرفته شود. (بختیاری،حسین ،1388)

مدل مبنای “شناخت برتری سازمانی”26 شرکت را از سه بعد زیر مورد بررسی قرار می‌دهد:
الف) حوزه‌های تخصصی
در بعد حوزه‌های تخصصی رفتار، عملکرد و نتایج حاصله در 6 جنبه اصلی سازمان که حوزه‌های اصلی فعالیت یک شرکت هستند مطرح می‌‌شود:
1-منابع انسانی 2- مدیریت مالی 3- عملیات 4- بازاریابی 5- تحقیق و توسعه 6- ستاد مشترک
ب) چشم‌اندازها:
در این چشم‌اندازهای سه‌گانه‌ای که شرکت می‌تواند در تفکر نسبت به خود داشته باشد،‌مطرح و معیارهای شناخت برای هر حوزه تحت هر چشم‌انداز ارائه می‌شود.
اثربخشی: معیارهای اثربخشی رفتار، عملکرد و نتایج حاصله را در وضعیت موجود بررسی می‌کنند.
انعطاف‌پذیری: معیارهای انعطاف‌پذیری به توان انتقال و تطبیق‌پذیری شرکت، به تبع تغییرات کوتاه‌مدت پرداخته، توانایی شرکت را در مواجهه با دگرگونی‌های پیش‌بینی نشده (از نوع کوتاه‌مدت) مدنظر قرار می‌دهد.
توسعه: معیارهای توسعه به استراتژی‌های شرکت توجه دارند که اگر خوب فرموله شده باشد، توان رشد سودآور در آینده را برای شرکت فراهم می‌آورند. یعنی آنچه که شرکت امروز انجام می‌دهد تا از درستی و قوت کسب و کار خود در 2 یا 5 یا 10 سال دیگر مطمئن شود.
ج) جهت‌گیری‌ها
شرکت می‌تواند 4 جهت‌گیری متفاوت براساس دو پارامتر “داخلی یا خارجی” و “تدافعی یا تهاجمی” داشته باشد.
اگر اقداماتی که شرکت انجام می‌دهد تحت نفوذ عوامل در کنترل مستقیم خود با شد، “داخلی” و اگر تحت نفوذ عمده از سوی عوامل خارج از کنترل مستقیم باشد“خارجی” در نظر گرفته می‌شود. اگر اقدامات به منظور افزایش قدرت و پیروزی در چالش باشد، “تهاجمی” و اگر با قصد کاهش مشکلات و عوارض، پشت سر نهادن تهدیدها، کاهش یا حذف نقاط ضعف و نقصان‌ها و مقابله با محدودیت‌ها انجام شود، جهت‌گیری شرکت “تدافعی” خواهد بود.

2-مدل تعالی سازمانی
آیا سازمانهای ما توان رقابت در فضای تجارت جهانی را دارند؟ در چه معیارهایی ضعیف هستیم؟ سازمان ما چگونه باید باشد تا در رقابت پیروز میدان باشیم؟ تفاوت سازمان ما با یک سازمان سرآمد در مقیاس جهانی چیست؟
اینها همان سوالاتی است که در کشورهای صنعتی و پیشرفته امروز سالها قبل در دوران رکود اقتصاد جهانی مطرح شد. کشورهایی نظیر ژاپن،‌آمریکا و کشورهای اروپایی این سوالات را طرح کردند و کوشیدند که الگویی از یک سازمان موفق و سرآمد ارائه کنند. سازمانی که نیازهای اصلی جامعه را به بهترین نحو برآورده می‌کند و در این راه سرآمد دیگر سازمانهاست.(جلوداری ممقانی،بهرام،1384)
به الگویی که از این سازمانها ارائه گردید، مدل سرآمدی کسب و کار می‌گویند که به ادعای بسیاری از صاحب‌نظران، نقش اساسی در جهت‌گیری صحیح سازمانهای تجاری در این کشورها داشته است. (گر چه حوزه عمل بعضی از این مدلها وسیع‌تر از حوزه تجارت است و مثلاً در حوزه‌های آموزش و بهداشت نیز استفاده می‌شود.) این مدلها الگویی از یک سازمان ارائه می‌کنند که در ایده و عمل سرآمد سازمانهای دیگر است و نشان می‌دهد برای رشد و سرآمدی، چه تغییراتی در اجزاء سازمان باید انجام شود.(امیران ،حیدر،1384)
مدل سرآمدی مدل تعالی سازمانی به عنوان چارچوب اولیه برای ارزیابی و بهبود سازمانها معرفی شده است. مدلی که نشان دهنده مزیت‌های پایداری است که یک سازمان سرآمد باید به آنها دست یابد.
در یک نگاه کلی، مدل سرآمدی کسب و کار مدل تعالی سازمانی شامل پنج جزء اصلی است که در شکل (1-2) این پنج جزء و ارتباط آنها با یکدیگر مشخص شده است.(نجمی، منوچهروحسینی،سیروس،1382)

شکل 1-2 اجزاء مدل EFQMوارتباط آنهابایکدیگر

مفاهیم بنیادین سرآمدی عبارتند از:
نتیجه‌گرایی، تمرکز بر مشتری، رهبری و ثبات در مقاصد، مدیریت براساس فرآیندها و واقعیت‌ها، مشارکت و توسعه کارکنان،‌بهبود، نوآوری و یادگیری مستمر، توسعه شرکتها، ‌مسئولیت‌های اجتماعی.
این مفاهیم برگرفته از سبک مدیریتی کیفیت 27 بوده و در واقع مدل سرآمدی تعالی سازمانی 28جنبه کاربردی سبک مدیریتی کیفیت می‌باشد. Ajitabh Ambastha, 2005))

3- مدل ارزیابی متوازن29
در ارزیابی عملکرد یک شرکت با این پرسش روبرو هستیم که معیارهای عملکرد مالی مانند بازگشت سرمایه یا سودهای عملیاتی تا چه حد بیانگر تصویری روشن از شرکت هستند؟ برای مثال آیا می‌توان با تکیه بر این معیارها به چگونگی روابط شرکت با مشتریان پی برد. از میزان رضایتمندی آنان آگاه شد و یا در مورد جایگاه
آتی شرکت در بازار پیش‌بینی نمود؟
عدم کفایت معیارهای مالی برای سنجش عملکرد، شرکتها را بر آن داشت که سایر فعالیت‌های خود را مانند ارتباط با مشتری، نوآوری در فرآیندها و آموزش کارکنان را نیز ارزیابی نمایند و برای سنجش عملکرد آنها معیارهای دیگری را به معیارهای مالی بیفزایند.
مدل ارزیابی متوازن یک سیستم اندازه‌گیری عملکرد استراتژیک است که چشم‌انداز آینده شرکت هسته اصلی فعالیت‌های آن است به سازمانها(Lynn bible-Stephen Ker-Michael Zanini,2006)
مدل ارزیابی متوازن رسالت و استراتژی را به اهداف و معیارها ترجمه می‌کند و از چهار وجه به این مهم می‌پردازد: مالی، مشتری، فرآیندهای داخلی و یادگیری و رشد نیروی انسانی.
مدیران با بکارگیری مدل ارزیابی متوازن نه تنها به روشنی از عملکرد گذشته شرکت آگاه می‌شوند بلکه در می‌یابند که اکنــون در کجای مسیر قرار دارند و چگونه می‌توانند با چالش‌های آینده روبرو شوند و چگونه به وسیله وسعت دادن حوزه ارزیابی به مزایای رقابتی دست یابند.
(Lynn bible-Stephen Ker-Michael Zanini,2006)
مدل ارزیابی متوازن یک چارچوب مفهومی است که وظیفه آن ترجمه اهداف استراتژیک شرکت به یک مجموعه از شاخص‌های عمـــلکردی است. مدل ارزیابی متوازن استراتژی شرکت را با ارزیابی عملکرد در یک ردیف قرار می‌دهد و از این جهت منعطف‌تر از مدل تعالی سازمانی می‌باشد.
(S.Wongrassamee-P.D.Gardiner-G.E.L.Simmones, 2003)

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه دربارهشهادت شهود، عام و خاص، حرمت نکاح

روش انجام ارزیابی متوازن در یک شرکت شامل مراحل زیر است:
-1تعیین اندازه سازمان
2- تجزیه و تحلیل موقعیت سازمان
3- تثبیت چشم‌انداز
4- تعیین استراتژی‌های سازمان
5- تعیین وجه‌های مناسب برای شرکت
6- تدوین اهداف استراتژیک برای جنبه‌های تعیین شده
7- تعیین عوامل حیاتی موفقیت
8- ایجاد مجموعه‌ای از معیارهای متوازن برای دستیابی به اهداف
9- تعیین روابط علت و معلولی ما بین معیارها
10- تعیین حد نصاب‌ها برای معیارها
11- گردآوری و تحلیل داده‌ها
12- بازنگری معیارها

-4مدل کاهش استراتژیک هزینه‌ها و بهبود عملکرد30
در فضای رقابتی امروز حیات اقتصادی شرکتها در گروی بهره‌برداری از منابع در اختیار است. به این ترتیب که شرکتی قادر به ایجاد حاشیه سود مناسب برای خود و نیز تأمین رضایتمندی برای مشتریان است که قادر به ایجاد حداکثر کارایی در هزینه‌ها باشد. در هر مؤسسه اقتصادی اعم از تولیدی یا خدماتی، عدم استفاده کارا از منابع منجر به بروز هزینه‌های اضافی برای شرکت و به تبع آن کاهش حاشیه سود یا افزایش قیمت محصول می‌شود(Successful cost reduction methologic Direction,2004
رویکرد کاهش استراتژیک هزینه‌ها و بهبود عملکرد با تأکید بر اصل ارتباط میان بهبود عملکرد شرکت با کاهش هزینه‌ها توسعه یافته است. در این روش تمامی ابعاد یک سازمان با هدف بهینه‌سازی مورد مطالعه قرار می‌گیرد، تا از طریق شناسایی حوزه‌های ناکارا و بهبود عملکرد، هزینه‌ها کاهش یابد.
مدل کاهش استراتژیک هزینه‌ها و بهبود عملکرد امکان آن را فراهم می‌آوردتا در جریان عارضه‌یابی یک شرکت، ابتدا در نگاهی کلی مجموعه شرکت از ابعاد مختلف مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد. تا حوزه یا حوزه‌هایی که دارای ناکارایی در هزینه‌ها بوده (دچار مشکل بوده و هزینه اضافه تولید می‌کنند) شناسایی و مشخص گردند. پس از آن حوزه یا کانون شناسایی شده به تفصیل و با دقت مورد بررسی قرار می‌گیرند تا عوامل ایجاد ناکارایی شناسایی و راهکارهای مناسب جهت بهبود عملکرد و کاهش هزینه مشخص گردند. uccessful cost reduction methologic Direction,2004 )

ویژگی‌های اصلی روش کاهش استراتژیک هزینه‌ها عبارتند از:
پوشش وسیع: در این روش کل زنجیره ارزش شرکت تحت پوشش قرار می‌گیرد.
تمرکز: در این روش فعالیت‌های کلیدی در کسب و کار اولویت‌بندی می‌شوند و به منظور ایجاد حداکثر ارزش در آنها، مورد مطالعه قرار می‌گیرند.
مشارکت: در فرآیند مطالعه استراتژیک هزینه‌ها، مشارکت کارکنان شرکت در کلیه سطوح وجود دارد. این امر سبب می‌شود کارکنان شرکت نسبت به یافته‌ها و نتایج کار اطمینان داشته، آن ار حاصل کار خود بدانند و در اجرای توصیه‌های بهبود مشارکت فعال داشته باشند.
الگوبرداری: در کاهش استراتژیک هزینه‌ها، عملکرد شرکت با الگوهای برتر ملی و بین‌المللی مقایسه می‌شود تا اهداف مشخص و قابل حصول برای شرکت تعیین گردد.
تسهیل در اجرا: در این روش موارد سریع‌الاجرا و ممکن به سرعت شناسایی شده و بر اساس میزان صرفه‌جویی، اهمیت صرفه‌جویی در عملیات، مدت ‌اجرا و پیاده‌سازی اولویت‌بندی و در مدت کوتاهی پیاده می‌شوند. (بختیاری،حسین ،1388)

2- 5 مقایسه و تحلیل متدولوژی‌های شناسایی عوامل چالشی سازمان

برای تدوین متدولوژی مناسب عوامل چالشی سازمانی، معیارهایی به عنوان ابعاد تحلیل و مقایسه متدولوژی انتخاب شده مدنظر قرار گرفت که عبارتند از:

معیار1- اصول و پیش‌فرض‌ها
معیار2 – ساختار
معیار 3- کارآمدی در اجرا
معیار 4- پشتوانه علمی و اجرایی

معیار1- اصول و پیش‌فرض‌ها
هر یک از متدولوژی‌های انتخاب شده مبتی بر یکسری اصول و پیش‌فرض بنا شده‌اند که نقاط قوت و ضعف آنها در مورد هر متدولوژی، در جدول شماره2-1ارائه شده است. (بختیاری،حسین ،1388)

جدول 1-2

معیار
مدل
مقایسه مدلهای بررسی شده با توجه به معیار اصول وپیش فرضها

نقاط قوت
نقاط ضعف

2- معیار ساختار
این معیار ساختار مدل را با توجه به مواردی نظیر دیدگاه مدل به سازمان، جامعیت، حوزه‌ها و عوامل معرفی شده، وضوح و روشتی حوزه‌ها و عوامل معرفی شده و انعطاف‌پذیری ساختار مدل در صورت لزوم ایجاد تغییر در آن، مورد بررسی قرار می‌دهد. نقاط قوت و ضعف هر یک از متدولوژی‌های انتخاب شده با توجه به این معیار در جدول شماره 2-2 ارائه شده است. (بختیاری،حسین ،1388)
معیار
مدل
مقایسه مدلهای بررسی شده با توجه به معیار ساختارها

نقاط قوت
نقاط ضعف
جدول2-2

معیار 3- کارآمدی در اجرا
این معیار کارآمدی متدولوژی را در اجرا با توجه به مواردی نظیر سهولت اجرا، فراگیری استفاده (تنوع کاربردی) وضوح روشهای ارائه شده برای اجرای متدولوژی و تناسب متدولوژی با هدف عارضه‌یابی سازمانی، مورد بررسی قرار می‌دهد. نقاط قوت و ضعف هر یک از

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید