ن ،نگهدار عدالت باشید و برای خدا گواهی دهید هر چند برضرر خود یا پدر و مادر و خویشان شما باشد (برای هر کس که شهادت می دهید) اگر غنی باشد یا فقیر، خدا به رعایت حقوق آن ها اولی است، پس شما در(حکم و شهادت)پیروی هوای نفس نکنید تا مبادا عدالت نگاه ندارید. و اگر زبان را (در شهادت به نفع خود) بگردانید یا (از بیان حق) خودداری کنید خدا به هر چه کنید آگاه است.حفظ حدود در اسلام یک اصل مطلق در تمام امور و کلیه مراحل است. آنچه در این اصل مهم اسلامی قابل توجه است رعایت عدالت با دشمن است و به گفته یکی از نویسندگان (عدالت، دوستی با دوستان خدا و ستم بر دشمنان خدا نیست بلکه،عدالت نسبت به همه مردم باید یکسان باشد). این مطلب به صراحت درآیه شریفه 8 ازسوره مائده مورد اشاره قرارگرفته است.*یا ایهاالّذین آمنوا کونوا قوامین لله شهداء بالقسط و لا یجرمنّکم شنان قوم الّا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوی*(ای کسانی که ایمان آورده اید برای خدا به داد خیزید و به عدالت شهادت دهید و البته نباید دشمنی گروهی ، شما را بر آن دارد،عدالت نکنید؛عدالت کنید که آن به تقوا نزدیکتر است).(گلپان قرآن،دوره جدید:32). عدالت اقتضا می کند که میان شغل و شاغل بیشترین تناسب وجود داشته باشد.در مدیریت اسلامی که بر اساس نظریه رشد و رحمت استوار است و اصل عدالت خود از شعوب و شقوق اصل رحمت محسوب می گردد،جلوه ای از عدالت(به معنای متعادل و متوازن بودن ) این است که شغل باید به گونه ای طراحی شود که زمینه های رشد همه جانبه شاغل را فراهم کند . او را از نظر استعداد شکوفا سازد و در یک قالب بسته نگاه دارد . ابتکارهای او را جلوه گر سازد . مایه رضایت او باشد. انگیزه های او را تقویت کند و صرفاً به کارایی سازمانی و رشد کمی و فنی و ازدیاد تولید محصول و ارتقای کارایی او بسنده نشود (قوامی،16:1385).
2-1-5- عدالت درنگاه اسلام وغرب:
2-1-5-1- معانی عدالت درنگاه غرب:
درنظرافلاطون :عدالت وقتی حاصل می شود که اجزای سه گانه روح (غضب وشهوت وعقل) تحت فرمان عقل باشند.
درنظرارسطو : عدالت، عبارت است از، داشتن رفتاربرابربا دیگران.
ودرنظراکوئیناس:عدالت واقعی زمانی است که،حاکم به هرکس مطابق شان و شایستگی اوامتیازبدهد. (اخوان کاظمی ،54:1379).
2-1-5-2- معانی عدالت درمکاتب غرب:
الف- لیبرالیسم : ازآنجاکه هرکس فقط خود رامالک زندگی خود می بیند، عدالت،حق برخورداری ازکالاهای ضروری نیست؛بلکه فقط حق «کشته نشدن» است . این نظر انسان رامختار درعمل می بیند تاجایی که به آزادی دیگران لطمه نخورد.
ب- سوسیالیسم : نیل به برابری یعنی ازهرکس برحسب توانش وبه هرکس برحسب نیازش.
ج- قراردادگرایان : حداکثرسازی سعادت یارضایت کامل.
د- فمینیسم : برخورداری زنان ازفرصت های مشابه درهمه زمینه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی (همان منبع).
2-1-5-3- معانی عدالت درنگاه اسلام:
الف- ازنظرفقه: ملکه ای که موجب تقوامی شود. (انجام واجبات وترک محرمات).
ب- ازنظرکلام: هرچیزراسرجای خود نهادن که برابراست باکار حکیمانه.
ج- ازنظرفلسفه واخلاق: ازهماهنگی سه قوه غضبیه ،شهویه وناطقه فضیلت چهارمی به وجود خواهد آمد که عدالت نام دارد. به طورکلی مفهوم عدالت ازنگاه اسلام بسیاروسیع ونافذ درابعاد گوناگون زندگی بشری است. بدین گونه که عدالت درآنجاکه به توحید یامعاد مربوط می شود به هستی وآفرینش شکل خاصی می دهد نوعی جهان بینی است . آنجاکه به نبوت وتشریع وقانون مربوط می شود یک مقیاس ومعیارقانون شناسی است . آنجا که به امامت ورهبری مربوط می شود یک شایستگی است .آنجاکه پای اخلاق به میان می آید آرمانی انسانی است وآنجاکه به اجتماع کشیده می شود یک مسئولیت است.
د- درعلم سیاست :عدالت صفت نهادهای اجتماعی است نه افراد(همان منبع).
2-1-6- مولفه های عدالت ازنظراسلام:
1- پرهیزازتبعیض وتجمل گرایی
2-زهدگرایی
3- ذکرومناجات
4- به کارنگرفتن عناصرطاغوتی
5- اصول گرایی
6- احرازازتملق گویی(همان منبع).
2-1-7- عناصروموجبات عدالت:
اجرای عدالت دارای سه عنصرمی باشد:
الف- قانون عادلانه
ب- اجرای عادلانه
ج- شعورمردم به حقوق خود(قوامی،1383: 158).
2-1-8- عدالت دروظایف مدیریت:
 الف – برنامه ریزی: برنامه ریزی متعادل که مصالح و مفاسد درآن لحاظ شده، باعث شودبا استفاده ازکمترین امکانات بیشترین بهره وری را درکوتاه زمان داشت. پس عدالت، دوگونه با برنامه ریزی درمی آمیزد:
1- شکل محتوایی
2-شکل بیرونی :که بایدبانگرش عادلانه ودورازگناه وفریب تنظیم شود.
پس برنامه ریزی عادلانه وبرنامه عادلانه تعیین کننده چشم اندازروشن برای سازمان هستند.
معیارهای برنامه ریزی عدالت محورعبارتنداز:
1-تکیه کردن برقرآن
2-مراعات تقوا
3-عجله نکردن وپخته عمل کردن
4-دقت
5-پایان نگری
6-حساب بودجه وهزینه
7-اعتقادبه امکان هرشکل(برای هرکاری راه حلی وجوددارد).
8-استفاده ازتجربه دیگران
9-تفکروتعمق کافی
10-اکتفانکردن به محسوسات
11-مقایسه بابرنامه های مشابه (آنچه نشده راباآنچه شده باید مقایسه کردچون برنامه ها مانند یکدیگرند).
12-شناخت قوانین تاریخ
13-شناخت جایگاه هرچیز
ب- سازماندهی: درهرمرحله ازآن تعریفی ازعدالت کاربرد دارد؛
• درتقسیم کار(وضع الشی فی موضعه).
• درهماهنگی، همان رعایت توازن وتناسب.
• درشرح وظایف به معنای رعایت مفاسدومصالح که همان «عدل درتشریع»است.
• درارتباطات وسلسله مراتب به مفهوم موزون بودن وتعادل است که دراسلام دی
د ولایی نام دارد. ازلوازم عدالت به معنای موزون بودن وحدت فرماندهی است یعنی هرفرد یک رئیس داشته باشد. بدین معنا هرچه مدیر عادل ترباشد فرمانش نافذتراست.
ج- نظارت: فرد کنترل کننده باید اهل احقاق حق باشد، تبعیض نکند، نه خیلی سخت گیرونه خیلی مسامحه گرباشد.
د-رهبری: رهبرعادل بهترین انسان هاراانتخاب می کند و به هرکس اختیارنمی دهد،حقوق هرکس را می پردازد،هرچیزرا سرجای خودقرارمی دهد،اهل اعتدال ومیانه روی است،درپاداش وتنبیه افراط وتفریط نمی کند،سازمانی موزون ومتعادل تشکیل می دهد، برزیردستان تحکم نمی کند ورشد آنان رامی خواهد.
ه – انگیزش : تمام شاخصه های رهبرعادل موجب انگیزش درکارکنان خواهد بود (همان، 159).
 2-1-9- ابعادعدالت دروظایف مدیریت:
1-نظارت براستخدام: مطابق باقانون ودوری ازپارتی بازی.
2-استخدام بهترین وشایسته ترین نیروبرای هرمنصب: این مورد، همان شایسته سالاری(وضع الشی فی موضعه)می باشد، بدین معناکه بیشترین تناسب بایدبین شغل وشاغل باشد.دراین مورد نقش مدیردردوشاخه کلی موردتوجه است :
الف-رعایت نظام شایستگی دراستخدام : شایسته سالاری یکی ازمظاهر عدالت دربه کارگماشتن کارکنان درمناصب است. اماباید ببینیم که ملاک های شایسته سالاری ازنظراسلام چیست.درنظام غربی ملاک های شایستگی برعلم وتجربه است،درحالیکه درنظام اسلامی علاوه برتخصص وتعهد،باوربه نظام دینی نیزبه فردشایستگی می دهد . ملاک های شایستگی رامی توان درنظر امام علی (ع) اینگونه دید:
1- توانایی وآگاهی
2- ایمان وامانت داری
3- عدل ودادگری
4- بینش ودرایت سیاسی
5- منزه بودن ازبیماری های اخلاقی
ب- پرورش وحفظ نیروی شایسته: نقش عدالت دراین مورد،تشخیص استعدادهای بالقوه نیروهای شاغل درسازمان وسپس فراهم آوردن امکاناتی برای شکوفایی آن ها می باشد که درنتیجه آن:
• محیط سازمان قابل کنترل می شود.
• نیروهای مادی ومعنوی شکوفامی شود.
• همه به حق خودمی رسند.
• هرکس درجای خود قرارمی گیرد.
• هیچکس ازدیگری برترنیست جزباتقوا وتلاش.
• ضریب انگیزش بالاورشدفردی وسازمانی به اوج می رسد.
یکی ازجلوه های عدالت، تعادل میان حسن فعل وفاعل درکاراست. چنین است که  پست های کلیدی راباید به انسان های عادلی داد که درکنارتخصص می توانند ضمن ارتقای کارآمدی وکارایی واثربخشی برحسن فاعلی کارهم تضمین دهندوفضای سازمان رامیدانی برای مسابقه درارزش های انسانی اسلامی سازند.
3- طراحی نظام ارزیابی(تعیین شایستگی): عدالت دراین مورد به این گونه است که مراتب افراد برپایه قضاوت های شخصی تعیین نشود وملاک های تصمیم گیری درباره اموری چون ترفیع ،انفصال ،انتظار و…باید عاری ازهرگونه حب وبغض وتبعیض باشد. عدالت درقضاوت ازبارزترین جلوه های عدالت است.
4-طراحی نظام پاداش: بایداثربخش باشدبه گونه ای که بیشترین بازدهی رابرای سازمان داشته باشد. پاداش مشروط به عملکرد موثرباشد.یعنی عملکردی که درجهت دستیابی به اهداف سازمان باشد (دراین معناعدالت همان اعطاءکل ذی حق حقه)است.
5-نظام حقوق ودستمزد: باید متناسب باتخصص، مهارت،تجربه و سابقه کارافراد تعیین شود وهمچنین ضوابط وشرایط برای اعطای آن یکسان باشد.
6-طراحی نظام انضباط: انضباط به معنای ابزاری است که مدیرازآن برای اصلاح رفتارنامطلوب استفاده می کند.عدالت دراین زمینه مبتنی برپاسخ منطقی به پرسش های زیراست: فردچه خلافی مرتکب شده؟آیامی دانسته خلاف است؟آیاواقعا متخلف است؟آیاامکان تخفیف وجوددارد؟آیااین قانون بدون استثناء برای همه اجراشده وآیافرد برتخلف اصراردارد؟ تجلی عدالت درانضباط موجب رشد سازمان ، اصلاح خطاکاران وعبرت گیری سایرین می شود.آخرین حلقه انضباط اخراج است.دراسلام اخراج وجود دارد (داستان آدم وحوا). البته رعایت عدالت این است که اخراج آخرین مرحله باشدودرنهایت عدالت اقتضا می کندکه درصورت اصلاح فرداخراجی، دوباره مشمول رحمت قرارگیرد، همانگونه که خداوند توبه پذیراست.
7-آموزش کارکنان: عدالت اقتضامی کندکه یک رشد همه جانبه برای کارکنان لحاظ شود.امروزه درسازمان ها هدف ازآموزش رسیدن به اهداف سازمان است دراسلام تنها چنین نیست بلکه اهداف انسانی والهی هم هست. همچنین مقتضی است ازبهترین روش ها، غنی ترین محتواها وفراگیرترین برنامه هابهره گرفت وبدون تبعیض همگان رابالاآورد، حتی اگرجای خود مارابگیرند ( حق پناه،65:1386).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع پایان نامه ارشد درمورددوره ساسانی، دوره اسلامی، قرآن کریم، نمادپردازی

2-1-10-عدالت درمدیریت علوی:
درسیره حضرت علی(ع) نوعی فرهنگ سازی وجود دارد که مردم رابه حقوقشان واقف می کند وحتی اگر عملکرد وموضعی ازمردم راکه ظاهرا به نفع حاکم است تذکرمیدهد.درعمل، تعامل مردم رابه سوی صحیح سوق می دهد.ایشان ضوابط مبتنی برعدالت رابرروابط شخصی ودوستانه ترجیح داده اند ودرزمان مقتضی حکمرانان رابراساس توان واستعدادشان گزینش یاتعویض می کرده اند. عدالت درمنظرعلی(ع)هدف حکومت است ، به گونه ای که مصادیق آن درعهد نامه های مالک اشترومحمد ابن ابوبکرهویداست.
دلایل حضرت علی (ع)برای تحقق عدالت عبارتنداز:
1-خداوند وسنت الهی: عمل به سنت الهی که موجب ثبات حکومت می شود.
2-بشر: بیان عقلانی رابطه علی ومعلولی بین عدالت وجامعه انسانی.
3-سیاست وحکومت: که شامل سه عنصراست :
الف -مردم واجتماع: اسلام وتعالی مردم ازطریق عدالت امکان پذیراست.
ب -حکومت ونظام سیاسی: موجب تداوم قدرت است.
ج-حاکمان ونخبگان سیاسی: موجب ارزش پیداکردن آنان وسخنانشان می شود (مشرف جوادی و
دیگران ،140:1385).
2-1-11-عدالت درمدیریت مهدوی:
عدالت به مفهوم «اعطاءکل ذی حق حقه»درسازماندهی آن حضرت به گونه ای که پرچم خود رابه مردان صالح وصادق وحق شناس می دهد.عدالت به معنای دوری ازگناهان کبیره وصغیره ونیز عدالت به معنای اعتدال ازاوصاف یاران مهدی(عج) است .همچنین عدالت به معنای موزون بودن ،درسازمان یاران مهدی(عج) محسوس است. انتخاب هدف ازعناصراصلی برنامه ریزی است .هدف حکومت مهدی(عج) همان هدف انبیاء وائمه است که درچهارهدف جمع شده است :
1- احیای معا لم وشعائردین خدا.
2- آبادانی شهرها.
3- امنیت بندگان خدا.
4- اقامه حدودالهی (همان منبع).
2-1-12- رابطه عدالت باکارکنان:
احساس عدالت به مثابه نتیجه قضاوت افراد، متعاقبا موجب می شود که دریک رفتار واکنشی ، افرادرفتاری محبت آمیز از خود بروز دهند. واضح است که نتیجه چنین تعاملی، استواری هویت جمعی مجموعه مورد نظرخواهد بودکه دررویکرد سیستمی به تعهد سازمانی تعبیرمی شود.ادراک ازعدالت سازمانی با جنبه های مختلف تعهد سازمانی،رفتارسازمانی،میزان غیبت کارکنان، میزان اعتماد آنان به مدیران،ارتباطات وتعاملات کاری باهمکاران، تسهیم دانش وعملکرد وبهره وری

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید