و ان تجمعوا بین الاختین الا ما قد سلف ان الله کان غفوراً رحیماً » . با توجه به اینکه تکلیف (حرمت)، تنها به افعال تعلق می گیرد نه امهات و بنات، ناچار باید در اینجا فعلی را در تقدیر بگیریم و چون حذف متعلق مفید عموم است، فعل مقدر به گونه ای باید باشد که تلقیح را نیز شامل شود، روشن است که اراده چنین عمومی، صحیح نیست، زیرا موجب تخصیص اکثر می شود. بنابراین، باید فعلی را که در نظرگاه عرف مناسب این مقام است در تقدیر گرفت وآن آمیزش است. جمله « و ان تجمعوا بین الاختین » در آخر آیه نیز، گواه این مطلب است .
در آیه 30 از سوره مبارکه نور آمده است: « قل للمومنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن »، یعنی ای پیامبر به زنان مومنه بگو که چشمهای خود را فرو پوشانند و فروج خویش را نگه دارند . این آیه شریفه به حفظ فروج امر نموده است و چون متعلق حفظ در این آیه بیان نشده است و عدم ذکر متعلق نیز افاده عموم می نماید، مقتضی آیه کریمه لزوم حفظ از هر چیز، حتی تلقیح مصنوعی است .از این رو، مدلول آیه مزبور منحصر به حفظ فرج از نزدیکی یا مقاربت نامشروع نیست، بلکه سایر انواع روابط نامشروع از قبیل مساحقه و تفخیذ … را نیز شامل است که تلقیح مصنوعی نیز از آن موارد می باشد
با توجه به آیات فوق و با نظر به تفاسیر مختلف که از این آیات صورت گرفته مشخص می شود که بر اساس آیات قرآن کریم، اصل و قاعده اساسی و اولیه درباره اعمال مربوط به فرج ها، وجوب حفظ آنها از همه کس و همه گونه اعمال است . در قرآن و احادیث درباره این قاعده فقط یک استثناء وجود دارد که آنهم در سوره مومنون وارد شده، و همسر و کنیز را ذیل حکومت این قاعده عمومی خارج نموده است یعنی هر گونه اعمال مربوط به فروج که بین مردی که با همسر و کنیزش نباشد حرام است، مگر اینکه مخصص و دلیل دیگری که مورد قبول شرع است یافت شود که بتواند عموم این آیات را تخصیص دهد .
به عبارت دیگر، مخالفان با توجه به آیات مذکور عقیده دارند که هر عملی که با حفظ فروج منافات داشته باشد، تجاوز از حدود مقررات شرعی است و با نبود رابطه زوجیت و یا فقدان اجازه شرعی و قانونی، هر گونه عملی در فرج از جمله تلقیح مصنوعی مجاز نمی باشد. ممکن است با توجه به آیه 30 از سوره مبارکه نور گفته شود که اگر شوهر که محرم تمام بدن زوجه خویش است و یا خود زوجه عمل تلقیح را انجام و نطفه مرد اجنبی را در رحم قرار دارد مشمول آیه مبارکه از آیه 30 سوره نور نشود . ولی مخالفان در پاسخ می گویند که « حفظ فرج » از ادخال نطفه اجنبی هر چند توسط شوهر یا خود زن باشد از لوازم و شئونات حفظ از غیر است و از این رو، اطلاق حفظ از غیر، مقتضی حرمت ادخال نطفه غیر شوهر به رحم زن است .

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نظر مفسرین اهل سنت نیز در مورد آیات فوق عدم جواز به این عمل است و این دیدگاه است که آیه شریفه نور امر به ستر و پوشاندن فروج می نماید .
گفتار دوم : استناد به پاره ای از روایات
دلیل دیگر بر حرمت این عمل روایاتی هستند که دلالت بر حرمت انزال در فرج زنی است که بر او حرام می باشد که عبارتند از :
-علی بن سالم از امام صادق (ع) روایت کرده است : « ان اشد الناس عذاباً یوم القیامه رجل اقر نطفته فی رحم یحرم علیه » یعنی بزرگترین عذاب در روز قیامت برای مردی است که نطفه خود را در رحم زنی که بر او حرام است قرار دهد. راغب در مفردات در تعریف « نطفه » می گوید: الماء الصافی و یعبر بها عن ماء الرجل .« نطفه به معنی آب زلال است و گاهی به آب مرد [منی ] نطفه گفته می شود». بی شک، مراد از نطفه در حدیث یاد شده، همین معنی اخیر است، چون به ضمیری که مرجع آن مذکر است، اضافه شده است. ظاهر حدیث این است که آنچه مورد منع است ریختن آب مرد در رحمی است که بر او حرام است، و در این جهت، به حسب عرف،مباشرت دخالتی ندارد. به همین دلیل، فقها با استدلال به این حدیث، عزل [ بیرون ریختن منی از رحم ] را بر زناکار واجب دانسته اند. چون از حدیث معلوم می شود که علاوه بر عمل آمیزش، ریختن نطفه در رحم، خود حرامی دیگر است. اشکال نشود که غلبه خارجی اقتضاء می کند که « اقرار نطفه » به آنچه که متعارف است [ریختن نطفه به صورت مباشرت ] منصرف گردد، زیرا اولاً ، غلبه خارجی به تنهایی موجب انصراف نمی شود. ثانیاًٌ، معلق ساختن حرمت بر ریختن نطفه، دلالت می کند که ریخته شدن نطفه از رحم نامحرم به خودی خود، حرام و مغبوض شارع است، هر چند که با ابزاری حلال مانند دست شوهر یا دست خود زن انجام شود .
-حدیث مرسل صدوق که پیامبر (ص) فرمودند : « لن یعمل ابن آدم عملاً اعظم عند الله عزوجل من رجل قتل نبیاً او اماماً او هدم الکعبه التی جعلها الله قلبه لعباده او افرغ مائه امرأه حراماً » یعنی در میان کارهایی که بنی آدم انجام می دهد کاری بدتر و گرانتر بر خداوند عزوجل، از کشتن پیامبر یا امام یا خراب کردن کعبه که خداوند آن را برای بندگانش قبله قرار داده است یا ریختن منی توسط مرد در رحم زنی که بر وی حرام است نمی باشد.
-روایات عمار بن موسی ساباطی از امام صادق علیه السلام : « ان ابی عبدالله (ع) فی الرجل ینکح بهیمه او یدلک فقال (ع) کل ما انزل به الرجل ماء من هذا و شبهه فهو زنا …..» .
یعنی تمام اعمالی که مرد در آن اعمال منی خود را خارج می کند مانند استمنا یا در جایی می ریزد که بر او حلال نشده است مانند فرج حیوانات و امثال این موارد، همگی در حکم زنا بوده و حرام است.
-روایت دیگر از امام صادق (ع) است: در روایت اسحاق بن عمار « الزنا شر او شرب الخمر و کیف صافی شرب الخمر ثمانون و فی الزنا ماه ؟ فقال یا اسحاق الحد و احد ولکن زید هندالتضعیه النطفه ولوضعه ایاها فی غیر موضعه الذی أمره الله، عزوجل» .
از امام صادق (ع) سوال شد که زنا بدتر است یا شرب خمر و چرا حد شرب خمر هشتاد تازیانه و حد زنا صد تازیانه قرار داده شده ؟ امام (ع) فرمود : ای اسحاق حد هر دو یکسان است، ولی چون زنا موجب می شود که نطفه ضایع گردیده و در غیر جایگاهی که خداوند امر فرموده، قرار گیرد، حد آن زیادتر شده است. با توجه به این احادیث و روایات و روایات متعدد دیگری که در این تحقیق، مجال پرداختن و بحث کردن نسبت به همه آنها نیست، نظر مخالفان با تلقیح مصنوعی توسط شخص بیگانه بر این است که قرار دادن نطفه مرد به هر طریق در اندام تناسلی و رحم زن بیگانه، حرام اعلام شده است خواه تزریق اسپرم منجر به حاملگی شود یا نشود . شاید بتوان گفت که این روایات و احادیث مزبور ظاهراً دلالت دارند بر مقاربت و نزدیکی غیر مشروع زن و مردی که رابطه زوجیت بین آنان وجود ندارد و در رابطه با بحث مورد نظر، مصداق نداشته باشند .
گفتار سوم : نظریات فقها و علمای حقوق
در ارتباط با تلقیح مصنوعی توسط اسپرم مرد بیگانه نظریات و مباحث متعدد و گوناگونی از سوی بزرگان حقوق و همچنین فقها و آیات عظام که نظریات اکثر آنها با توجه به آیات وارده و روایات متعدده، مخالف با عمل A.I.D می باشد.

بروجردی چنین میفرمایند:«آنچه از مفاهیم ادله و بعضی مناطیق آن استفاده میشود این است که تلقیح مصنوعی مرداجنبی بر زن اجنبیه خواه دارای زوج باشد یا نباشد حرام است و در بعضیصور آن احکام ولدالزنا ثابت است و در بعضی صوراحکام ولدشبهه، و اما تلقیحمنی زوج به زوجه محل تامل و اشکال است»

همچنین، خویی در این زمینه می فرمایند : « تلقیح زن با منی مرد بیگانه جایز نیست، خواه عمل تلقیح توسط مرد اجنبی تحقق پذیرد یا بوسیله شوهر … »
نظر میلانی در این زمینه معتقد است: « از ظواهر آیات درباره لقاح اختیاری (مصنوعی) چیزی به نظر نرسیده است ولی از لحن الخطاب و ذوق فقهی می توان گفت که یقیناً جایز نیست » .
عده ای دیگر پس از بررسی روایات این گونه نتیجه می گیرند که در دلالت روایات سه گانه یاد شده بر حرام بودن وارد کردن نطفه در مهبل زن که بر صاحب منی حرام است، کامل است و نیز بطور کامل دلالت دارند بر اینکه بسته شدن نطفه از منی مرد و تخمک زن که آمیزش آنان یا یکدیگر جایز نیست مطلقاً حرام است ».
در این مورد محسن حرم پناهی نیز بیان می دارند: « خلاصه سخن آن است که حدیث ابن سالم دلالت می کند که قرار گرفتن نطفه مرد و زن نامحرم مورد خشم و غضب شارع مقدس است، لذا هر کاری که در تحقق آن دخالت دارد نیز مغبوض است. بنابراین، نه تنها برای مرد این کار ممنوع است بلکه برای زن نیز حرام است که خود را برای این کار در اختیار دیگری قرار دهد. البته اگر موضوع حرمت، در قرار دادن نطفه باشد این حکم شامل تمکین زن نمی شود. آری کار وی از تعاون و کمک به انجام گناه حرام است ».
همچنین، استفتائاتی از آیات عظام به عمل آمده که به تعدادی از آنها اشاره خواهیم کرد :
جعفر سبحانی معتقدند: « … تلقیح نطفه مردی به زوجه دیگری جایز نیست، خواه طرفین راضی باشند یا نباشند ». سید محمد حسن مرعشی شوشتری می فرمایند : « در تلقیح نطفه زوج در رحم زوجه، با رعایت موازین شرعی، اشکالی ندارد و ارث می برد اما تلقیح نطفه غیر زوج، مشترکاً و منفرداً، از باب لزوم احتیاط در فروج و اطلاق آیه شریفه « و الذین هم لفروجهم حافظون » حرام است و در صورت انفراد غیر ارث نمی برد و زن اشتراک غیر با پدر »
برخی دیگر، بیان داشته اند که اگر نطفه مرد اجنبی را به زنی تلقیح نمایند کار حرامی انجام داده و گناهکار هستند و نوزاد به هیچ نحو به زوج ملحق نمی شود زیرا از نطفه او نمی باشد و مرد نمی تواند او را به خود ملحق نماید». در این خصوص، ایشان تلقیح مصنوعی را به دو دلیل حرام دانسته، اول آنکه: شرع مسئله فروج و ناموس را سخت گرفته و ما را از آن بر حذر داشته و جز با اذن شرعی، آن را مباح و جایز نشمرده، سپس، همین که احتمال حرمت داده شده کافی است که خود را باید نگه داشت و احتیاط نمود و دلیل دوم ایشان، آیه سی ام سوره نور است که به حفظ فروج دلالت دارد که چون متعلق حفظ را در این آیه نیاورده می بایست آنرا با هر چیزی حتی تلقیح مصنوعی بر حذر داشت .
پس از بیان دیدگاه های مخالفان با تلقیح توسط اسپرم شخص بیگانه لازم به ذکر است که موافقان این عمل که در اقلیت قرار دارند، از چند جهت روایات مزبور را برای اعلام حکم تحریم ناکافی می دانند: نخست آنکه سند پاره ای از این روایات، از چند جهت روایات مزبور را برای اعلام حکم تحریم ناکافی می دانند : نخست آنکه سند پاره ای از این روایات ضعیف بوده و ارزش استنادی ندارد و دوم اینکه عباراتی چون « تضییع ماء » و « اقرار النطفه فی رحم یحرم علیه » ارتباطی با موضوع بحث ندارند . جمله « رجل اقر نطفه » به آنچه در این خصوص متعارف است (استقرار نطفه در رحم به صورت زنا ) متصرف است. یعنی کسی که با زن محرم آمیزش کند، به شدیدترین عذاب می رسد . از طرف دیگر اگر این عمل به وسیله خود یا شوهر انجام شود مشمول روایت نخواهد بود و عنوان « رجل اقر نطفه » به این رقم تلقیح صدق نخواهد کرد در حالی که تلقیح مصنوعی نوعاً دور از چشم و اختیار صاحب نطفه « اسپرم » انجام می گیرد . در واقع زنی اسپرم مرد اجنبی را در رحم خود مستقر می سازد حال آیا می توان عنوان زنا را به این عمل سرایت دارد ؟ در این بیان شدیدترین عذاب در روز قیامت متوجه چه کسی خواهد بود ؟ صاحب اسپرم یا زن ؟ پس به راحتی در می یابیم که عنوان « اقر نطفه فی رحم » بر مسئله تلقیح مصنوعی صادق نیست .
سوم اینکه اگر چه بعضی روایت به نحو عام تضییع منی را ممنوع اعلام می کند ولی پر واضح است که از آن نمی توان حرمت عمل A.I.D ,I,U,I را استظهار نمود چرا که روایاتی وجود دارد که عزل منی را تجویز می نماید و این روایات از حیث سند بر روایات منبع تضییع منی برتری دارند . با توجه به دلیل فوق این دسته از فقیهان بر این عقیده اند که از نگاه روایات هیچ منبع صریحی در خصوص به کارگیری I.V.I برای تزریق اسپرم مردی بیگانه به رحم زنی که با او تلقیح رابطه زناشویی یا قانونی ندارد به نظر نمی آید.
طی استفتائاتی از سید محمد موسوی بجنوردی چنین بر می آید که اولاً، ایشان مسئله را زنا نمی دانند و نظرشان بر این است که به مقتضای قاعده حلال است و کسانی که می گویند حرام است باید دلیل بیاورند، چرا که تعریف زنا بر آن صادق نیست. در خصوص صاحب نطفه هم عقیده دارند که کودک یک اضافه ای به صاحب نطفه (اسپرم) دارد که اضافه و نسبت خارجی است و صرف امر اعتباری شرعی و یا عرفی نیست و این نسبت مکرره بین ولد و والد و همچنین بین ولد و والده از مقولات اضافی است که قهراً از محمولات بالضمائم محسوب می شود. در آخر اضافه می کنند: « سپس صاحب نطفه والد است و صاحب آن رحم ؛ والده .. و خود این نطفه که پرورش پیدا کرده و روح در او دمیده شده است ولد است… والدان او یک صاحب نطفه است و یکی صاحب آن رحمی است که در آن تکون پیدا کرده است » .
همچنین، طی استفتائاتی که دکتر محمد هاشم صمدی اهرمی در این خصوص از برخی مراجع عظام نموده اند نظر آنان جایز بودن بر ای
ن امر می باشد . به عنوان مثال، حضرت خامنه ای در جواب این سوال که تلقیح نطفه یا اسپرم بیگانه (غیر از زوج ) در رحم زن شوهر دار شرعاً مجاز است یا خیر فرمودند: » فی نفسه اشکال ندارد » و نیز حاج سید صادق روحانی در پاسخ به سوال فوق نظر دارند که زن شوهردار و غیر شوهردار اگر اجنبیه باشند فرقی ندارند و این مورد بر حسب ادله جایز است و آنچه بعضی خیال کرده اند که ادخال منی در رحم اجنبیه را روایات دلالت بر حرمت آن می کند اشتباه است، قرائنی در روایات است که دلالت دارد بر اینکه حرام آن است که این عمل بواسطه جماع باشد ولی به مقتضای اصاله احتیاط در فروج نباید انجام داد ». موسوی اردبیلی می فرمایند: «وارد نمودن اسپرم بیگانه مستقیماً به داخل رحم زن اشکال دارد ولی چنانچه در خارج از رحم با تخمک لقاح یافته باشد و جنین را به رحم وارد کنند نفی نفسه اشکال ندارد ».
یوسفی صانعی در پاسخ به استفتائی به صورت زیر شرح داده اند:
« در صورتی که زن و مردی بچه نشوند و مشکل از طرف مرد باشد که فاقد اسپرم است به واسطه نبودن در زندگی آنها مشکلات جدیدی پایدار شد و امکان متلاشی شدن زندگی آنها می رود، آیا می شود اسپرم مرد دیگری را با تخمک این زن در دستگاه ترکیب نموده و سپس جنین تشکیل شده را به رحم این زن انتقال داد ؟
صانعی اینگونه پاسخ داده است :
با توجه به اینکه در مواردی که سوال آمده آمیزش نامشروع انجام نمی گردد تا زنا صدق کند و نطفه مرد اجنبی هم وارد رحم زن اجنبیه نمی شود که اقرا ماءالرجل فی رحم الاجنبیه می باشد که غالباً فقها حکم به حرمت داده اند، هیچ یک از صور فی نفسه حرام نمی باشد . لکن چون خارج از طرق عادی و راه های معین شده در شرع است نباید انجام گیرد و به خاطر یک سلسله از عوارض اخلاقی و اجتماعی و غیره که بر اینگونه اعمال اگر با اختیار وبدون اضطرار انجام گیرد مترتب می شود، حرام وغیر جایز است اما در معرض سوال که از موارد ضرورت و حرج و مشقت و مشکل نداشتن فرزند در جامعه ایرانی و فرهنگ سنتی و متلاشی شدن زندگی است، نمی توان گفت که حرام است و جایز می باشد و جوایز نسبت به مفرض سوال در همه صور است با فرض اینکه مشقت باشد هر چند که احوط طریقه آخر است. به هر حال، باید توجه داشت که شوهر که صاحب نطفه نمی باشد . پدر فرزند نیست بلکه پدرش همان صاحب نطفه و مادرش هم کسی است که تخمک از اوست و در رحمش رشد کرده و همه احکام مادری و پدری بر او بار می شود . یعنی اقوام صاحب نطفه و صاحب اسپرم اقوام فرزند می باشند و تعبیر احکام عصر بر همین منوال است.»
و برخی از مراجع مانند سید محمد شاهرودی و سید محمدشیرازی این عمل را با رضایت و اجازه شوهر و زن جایز می دانند
در بین فقهای اهل تسنن نیز عمدتاً این عمل را حرام می دانند . دکتر یوسف القرضاوی در کتاب الحلال و الحرام فی

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامهکنوانسیون ژنو

دیدگاهتان را بنویسید