user7-124

324548520891500

دانشکده ادبیات و علوم انسانی
گروه زبان و ادبیات عرب
پایان نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد
در رشته نهج البلاغه گرایش اصول دین و معارف علوی
عنوان:
بررسی نتایج اعمال در حکمت های نهج البلاغه
استاد راهنما:
دکتر کبری خسروی
استاد مشاور:
دکتر علی نظری
نگارش:سیده سعیده رحیمی فاضلی
بهمن ماه1393
280479561087000
بسم الله الرحمن الرحیم
2700020382270
تاریخ:
شماره:
پیوست:
همهی امتیازات این پایان نامه به دانشگاه لرستان تعلق دارد. در صورت استفاده از تمام یا بخشی از مطالب آن در مجلات، کنفرانسها یا سخنرانیها باید نام دانشگاه (اساتید راهنمای پایان نامه) و یا نام دانشجو با ذکر مأخذ و ضمن کسب مجوز کتبی از دفتر تحصیلات تکمیلی ثبت گردد. در غیر این صورت مورد پیگرد قانونی قرار خواهد گرفت.
253809568897500
2576195691896000
2700020930910002709545143319500266192060579000«الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیر المومنین و الائمة علیهم السلام»
«إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ جَميعاً وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا إِنَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعيدُهُ لِيَجْزِيَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ بِالْقِسْطِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَميمٍ وَ عَذابٌ أَليمٌ بِما كانُوا يَكْفُرُونَ» (یونس،4)
«بازگشت همه شما فقط به سوى اوست. [خدا شما را وعده داد] وعده‏اى حق وثابت؛ بى‏ترديد اوست كه جهان آفرينش را مى‏آفريند، سپس آن را [به قيامت‏] بازمى‏گرداند تا كسانى را كه ايمان آورده‏اند و كارهاى شايسته انجام داده‏اند، به عدالت و انصاف پاداش دهد، و براى كسانى كه كافر شدند به كيفر كفرى كه همواره مى‏ورزيدند، شربتى از آب بسيار جوشان و عذابى دردناك است. »
تقدیم به پیشگاه مقدس:
شهدا به خصوص شهدای گمنام دانشگاه شاهد و شهرستان دلفان………..
تقدیر و تشکر
پروردگارا حمد و سپاس خالصانه ام را به درگاهت روانه میدارم بدان جهت که مرا خلیفه خود در زمین نهادی و از هر جهت عزت و آبرویم دادی و در همهی لحظات یار و یاورم بودی و گناهان و خطا هایم را آمرزیدی و با من آن گونه کردی که با بندگان صالح خود میکردی….
پروردگارا تو را سپاس که به من پدری مهربان، مادری دلسوز و همسری فداکار عطا کردی که در همه ی مراحل عمر همراه و هم دردم بوده اند.
پروردگارا معلمان و اساتید عزیزم در دانشگاه شاهد که همچون ستاره در آسمان دلم میدرخشند و همچنین اساتید ارجمند دانشگاه لرستان را در ظل عنایات خودت حفظ کن و مرا همواره مدیون و سپاس گذار آنان قرار ده….
پروردگارا دوستانم به ویژه سر کار خانم مریم نادری را در پناه ولیت، امام عصر(عج) محفوظ و مؤید بدار…
فصل اول: کلیات، تعاریف و مفاهیم21-1مقدمه21-2بیان مسئله41-3سؤالات تحقیق(شامل سوال اصلی و فرعی)41-4فرضیات تحقیق:(فرضیه اصلی و فرضیه فرعی)41-5پیشینه موضوع و سوابق مربوط51-6ضرورت ها و اهداف تحقیق51-7روش و ابزار گردآوری اطلاعات5فصل دوم بررسی نتایج اعمال از نگاه قرآن و روایات………………………………………………………………………………………8
2-1 دنیا مزرعه آخرت82-2 اعمال و امور معنوی92-3 قلب مرکز انجام تمامی اعمال102-4چگونگی جلوه اعمال122-5 انقطاع عمل با مرگ142-6 نامه اعمال162-6-1 اقامه میزان وسنجش اعمال182-6-2 امام علی(علیه السلام)میزان حق192-7نتایج اعمال در داستان های قرآنی222-7-1نجات حضرت یونس (ع)22-7-2حضرت زکریا و حضرت مریم (س)232-7-3قوم لوط232-8تقسیم بندی اثرات اعمال از نگاه قرآن242-8-1آیات ناظر به اعمال فردی انسان242-8-2آیات ناظر بر اعمال اجتماعی و گروهی انسان242-8-3آیات ناظر بر اعمال فردی انسان اما تأثیر گذار بر سر نوشت جامعه25فصل سوم:بررسی نتایج حسنات اخلاقی273-1 صبر273-1-1میانه روی28
3-1-2پیروزی در امور283-1-3 بزرگی و بزرگواری283-1-4 افزایش دوستان293-1-5 پوشش عیوب293-2 زهد303-2-1 عدم دلبستگی به دنیا313-2-2 سبک شدن مصیبت313-3 صدقه323-3-2افزایش رزق333-3-3 حفظ ایمان333-4 ورع343-4-1محافظ روح و جان343-4-2زنده ماندن دل343-5 بشاشت363-6 قناعت373-6-1 بی نیازی از مردم373-6-2 افزایش ثروت مادی و ومعنوی383-7سکوت393-7-1 متانت و وقار393-8 حیاء403-9 اخلاق نیکو413-10 عطاء423-10-1 رفعت منزلت423-10-2 افزایش رزق433-11 تواضع 433-11-1فزونی دوستان443-11-2افزایش روزی443-12 میانه روی ومحبوبیت453-13 دعا463-14 تحمل483-14-1 پوشاندن معایب483-14-2 سروری و بزرگواری483-15 عبرت493-15-1 افزایش تجربه493-15-2 سلامت در امور503-16 انصاف503-17 محاسبه نفس513-17-1حساب رسی513-17-2 صفای دل513-17-3 آبادی دنیا و آخرت513-17-4 اطمینان خاطر از حساب رسی آخرت523-18 دور اندیشی523-18-1 موفقیت و پیروزی523-18-2 عدم پشیمانی533-19 صله ی رحم543-20 مشورت553-20-1 استفاده از عقول افراد553-20-2 رسیدن به اهداف553-20-3 انتخاب راه درست56فصل چهارم: بررسی نتایج سیئات اخلاقی…………………………………………………………………………………………………….59
4-1 طمع594-1-1خواری و پستی594-1-2 بردگی و خواری604-1-3 هلاکت604-1-4ضایع شدن عقل604-2 عجب614-2-1مانع پیشرفت614-2-2 زایل شدن عقل614-3 حسادت624-3-1 بیماری روحی624-3-2 ارتکاب به گناه624-4 لجاجت634-5 مزاح644-6 آرزو654-6-1سرگرم شدن به دنیا654-6-2 زشتی کردار654-6-3 ترک آروز بالاترین بی نیازی654-6-4 نابودی بصیرت664-7 ظلم674-7-1 پشیمانی و گرفتار شدن به همان ظلم674-7-2 آشوب674-8 بخل684-8-1 ننگ684-8-2جمع کننده ی تمام بدی ها684-9 جزع704-9-1 تباهی عمل704-9-2گرفتار شدن به مصائب بزرگ تر714-10 ناسپاسی71فصل پنجم بررسی نتایج احکام الهی735-1 نماز745-1-1 نماز ابزار تقرب به خداوند755-1-2 نماز و دوری از کبر755-2 زکات765-3 روزه775-4 حج795-5 جهاد815-6 امر به معروف و نهی از منکر825-7 قصاص845-8 سلام کردن855-8-1 ایمن شدن از خطرات86نتیجه گیری87فهرست منابع88چکیده
امام علی (ع) در نهج البلاغه پیرامون موضوعات فراوان و متنوعی سخن به میان آورده اند اما موضوعی که در این جا مد نظر است اعمال و نتایج حاصل از آن است. این موضوع یکی از مباحث مهم مد نظر امام (ع) بوده است چرا که در حکمت ها ی نهج البلاغه بدان اشاره کرده اند و سعی ایشان بر آن بوده است که انسان ها را نسبت به اعمال و نتایج آن و نقش مهمی که هر عمل بر زندگی دنیوی و اخروی ایشان دارد، آگاه سازند تا بدین وسیله مسیر سعادت و شقاوت را برای انسان ها ترسیم کنند. در این پژوهش که به روش تحلیلی_توصیفی انجام گرفته است به تبیین نتایج اعمال از جنس اخلاق و احکام پرداخته است. بیان نتایج اعمال اخلاقی در قالب حسنات (صبر، صدقه، حیا و….) و سیئات (طمع، حسادت، بخل و…..) به تربیت و رشد روحی انسان ها کمک خواهد کرد و ایشان را نسب به انجام اعمال آگاه خواهد ساخت. رعایت آن ها مطابق دستور امام (ع) موجبات سعادت در هر دو سرا و قرب الهی را فراهم خواهد آورد و اما اعمال از جنس احکام (ازجمله نماز، زکات، روزه و…) که در واقع واضع اصلی آن ها خداوند متعال است و جزء وظایف دینی ما محسوب میشوند، عمل به آن ها علاوه بر این که امتثال امر خداوند است موجب ترقی روح وسعادت ایشان و بی توجهی به آن هاسبب خواری و ذلت در هر دو سرا خواهد شد.
کلمات کلیدی: امام علی (ع) ، نهج البلاغه، نتایج، اعمال، اعمال اخلاقی، احکام
395097062865فصل اول:
00فصل اول:

89852524765کلیات، تعاریف و مفاهیم
00کلیات، تعاریف و مفاهیم

کلیات، تعاریف و مفاهیم1-1مقدمه
نهج البلاغه بعد از قرآن کریم مهم ترین کتاب شیعیان است، اهمیت این کتاب گران قدر تاآن جایی است که آن را اخ القرآن نام نهاده اند، این کتاب یک راهنمای ناب در همه ی زمینه ها برای نوع بشر است. توصیف این کتاب شریف و معرفی ابعاد عمیق و پر محتوای آن از عهده ی نگارنده خارج است، اما هستند افرادی که در این مسیر، تا حدی موفق بوده اند و توانسه اند گام های ارزشمندی در این راه بردارند. همان طور که در اثر یکی از آن هامیتوان ملاحظه میکرد که در توصیف نهج البلاغه گفته اند «نهج البلاغه شفای درد های روحی بشر راز هدایت اجتماعی و سیاسی، منشور انسان سازی، دریچه ای به نور و راهی از ملک تا ملکوت است. نهج البلاغه یعنی راه روشن بلاغت، این عنوان را شریف رضی بر منتخبی از خطبه ها و مواعظ، نامه ها و عهدنامه و کلمات قصار امیر مومنان علی (علیه السلام) انتخاب کرد، در وجه تسمیه این گنجیهی گرانقدر چنین اظهار داشته است:بعد از تمام شدن، چنین دیدم نامش را نهج البلاغه بگذارم زیرا این کتاب درهای بلاغت را به روی بینندهی خود میگشاید و خواسته هایش را به او نزدیک میسازد هم دانشمند و دانشجو را بدان نیاز است.» (دلشادتهرانی، 1389 ، ص17)
نهج البلاغه کتابی است که بعد از قرآن کریم میتواند در جهت حرکت انسان به سوی هدف اصلی یعنی قرب الهی، ایفای نقش کند، کافی است که انسان هدف از انزال کتب و ارسال رسل را در یابد تا بتواند به وسیله ی آن به سمت مراد و مقصد خود حرکت کند. با تأمل در آیات و روایات در مییابیم که هدف خداوند امری جزء تعلیم و تزکیه انسان نبوده است.
تعلیم یعنی یادگیری معارف دینی و تزکیه یا همان «عمل» پاک کردن روح وجان از رذائل اخلاقی است. بنابراین برای پیمودن مسیر کمال و سعادت باید هم به تعلیم و هم تزکیه تمسک جست، هر چه بیشتر در این جهت تلاش کنیم آینده مادی و معنوی بهتری خواهیم داشت.
در این پژوهش تکیه ی ما بر روی تزکیه است چرا که ارتباط مستقیمی با اعمال دارد و این که چه اعمالی را انجام دهیم و از چه اعمالی پرهیز نمایم و به این نکته توجه نمایم که طبق فرمایش قرآن همه اعمال انسان دارای نتایج خاص خود هستند، هم در این دنیا و هم درآخرت «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ‏» (زلزال، 7) «وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَه‏» (زلزال، 8)
در نتیجه انسان باید نسبت به اعمال صادره از خویش توجه ویژه داشته باشد چرا که زندگی دنیوی و اخروی ایشان وابسته به انجام اعمال اوست، در قرآن و روایات براین امر بسیار تأکید شده است، تا جایی که «در قرآن حدود1084بار از عمل و عکس العمل به صورت های گوناگون سخن به میان آمده است که با ادغام موارد مشابه میتوان به 200 عنوان جداگانه دست یافت» (برومند، 1381، ص4)
در این پایان نامه با استفاده از روش کتابخانه ای و بر اساس فیش برداری و تحلیل در قالب چهار فصل، ابتدا به بررسی نتایج اعمال از نگاه قرآن و روایات در یک فصل و سپس به نتایج اعمال در حکمت های نهج البلاغه، در قالب سه فصل با عناوین نتایج حسنات و سیئات اخلاقی و نتایج احکام الهی پرداخته ایم. معنای حکمت های نهج البلاغه در کل پایان نامه بر اساس ترجمه علی شیروانی میباشد.
فصل اول: «نتایج اعمال از منظر قرآن و روایات» در این فصل ضمن بررسی معنای لغوی و اصطلاحی عمل به تبیین گزاره های مرتبط با اعمال و نتایج آن (دنیا مزرعه آخرت، اعمال و امور معنوی ، قلب مرکز انجام تمامی اعمال، انقطاع عمل با مرگ، نامه اعمال)میپردازیم و نگاهی داریم به نتایج اعمال در قصص قرآنی و تقسیم بندی اثرات اعمال از نگاه قرآن
فصل دوم: «نتایج حسنات اخلاقی» در این فصل حکمت های مشتمل بر حسنات اخلاقی را بیان و با استفاده از کتب لغت و شروح به تحلیل نتایج آن ها پرداخته ایم.علت تقدم این فصل بر فصل اعمال از جنس احکام حجم قابل توجه حکمت های مشتمل بر اخلاقیات بوده است.
فصل سوم:«نتایج سیئات اخلاقی» در این فصل نیز حکمت های مشتمل بر سیئات اخلاقی را بیان و به روال فصل قبل به تحلیل آن ها میپردازیم.
فصل چهارم: «نتایج احکام الهی» در این فصل نیز به بیان اعمالی میپردازیم که واضع اصلی آن ها خداوند متعال میباشد و شامل وجوب، استحباب، مباح، کراهت، و حرمت میباشد که این اعمال باید مطابق دستور خداوند انجام گیرند و هر کس با سلیقه ی خود نمیتواند به آن ها عمل کند.
از مهم ترین مشکلات این تحقیق عدم بحث کلی و جامع در مورد نتیجه ی عمل بود که در بیشتر موارد به طور مصداقی کار شده است و این که کتب مبنی بر اخلاق با محوریت نهج البلاغه کار نشده است.
1-2بیان مسئله
یکی از مهم ترین مسائل در زندگی انسان ها که موجب سعادت یا شقاوت شان میشود، اعمالی است که هر روزه از جانب ایشان صادر میشود، این اعمال، بعضا موجب ارتقاء روح و تقرب به ذات اقدس الهی میشوند و یا اعمالی هستند که ممکن است لحظه به لحظه موجبات هلاکت انسان ها را فراهم آورد، بنابراین اعمال افراد دارای اهمیت ویژ ه ای هستند و طبیعتا هر کدام از این اعمال دارای نتایج خاص خود میباشند. منظور ما از نتایج اعمال، آن دسته از پیامد های است که یک عمل میتواند به همراه داشته باشد خواه در این دنیا و خواه در آخرت. این پیامد ها به قدری مهم هستند که هم زندگی مادی وهم زندگی اخروی افراد را تحت شعاع قرار خواهد داد، در نتیجه معرفت نسبت به نتایج اعمال یکی از ضروریات است و چه بسا موجب تغییر رفتار و اصول زندگی افراد میشود.
1-3سؤالات تحقیق(شامل سوال اصلی و فرعی)
سؤال اصلی:اعمال انسان بر اساس حکمت های نهج البلاغه چه نتایجی در زندگی دنیوی و اخروی دارد؟
سؤال فرعی:اعمال در این پژوهش حول چه موضوعاتی میباشد؟
1-4فرضیات تحقیق:(فرضیه اصلی و فرضیه فرعی)
فرضیه اصلی:اعمال انسان هم بر دنیا و هم بر آخرت ایشان نقش بسزایی دارد، بعضی از اعمال موجب سعادت و تقرب به خداوند متعال خواهد شد و برخی دیگر موجب شقاوت. بنابر این آگاهی نسبت به اعمال و نتایج حاصل از آن میتواند یک راهنمای مناسب برای زندگی طیبه در این دنیا و سعادت در آن دنیا خواهد شد.
فرضیه فرعی:اعمال حول موضوعات مختلف و فراوانی میچرخد، که ما در این پژوهش آن ها را در دو دسته ی اخلاق و احکام دسته بندی خواهیم کرد.
1-5پیشینه موضوع و سوابق مربوط:
مقاله ای با عنوان «بحث عوامل و نتایج اعمال» توسط آیت الله دری نجف آبادی در تاریخ 17تیر سال 92 در مجله حقوق چاپ گردیده که ایشان طبق آیات قرآن به این بحث پرداخته اند.
1-6ضرورت ها و اهداف تحقیق:
از اهداف مد نظر ما در این پژوهش آگاهی نسبت به نتایج اعمال و مراقبت انسان نسبت چگونگی انجام آن هاست. چرا که سرنوشت انسان ها در گرو اعمالی است که انجام میدهند، بنابر این شناخت نتایج اعمال بسیار مهم و ضروری است و یکی از راه های رسیدن به این شناخت نهج البلاغه میباشد و چه بسا به کمک رهنمود هایش مسیر سعادت را بیابیم و برای قدم در آن تمام سعی و تلاش خود را به کار ببندیم.
1-7روش و ابزار گردآوری اطلاعات:
در این پژوهش از روش کتابخانه ای برای گرد آوری اطلاعات و فیش برداری از منابع دینی شرح ها، تفاسیر، و مأخذ استفاده می شود.
3794125189865فصل دوم:
00فصل دوم:

184150324485نگاهی به اعمال و نتایج آن از منظر قرآن و روایات
00نگاهی به اعمال و نتایج آن از منظر قرآن و روایات

بررسی اعمال با توجه به قرآن و روایات
256349566611500آیات قرآن کریم و روایات ائمه ی معصومین (علیهم السلام) منابع خوبی برای کسب معارف دینی میباشند که با تأمل در آن ها میتوان به بسیاری از حقایق دست پیدا کرد. یکی از اموری که برای معرفت به آن به قرآن و روایات تمسک جسته ایم نتایج اعمال انسان هاست چرا که هر کدام از اعمال خواه کوچک و یا بزرگ دارای اثراتی در زندگی ایشان است و با رجوع به این منابع نورانی به این معرفت دست خواهیم یافت که چه اعمالی را انجام داده و از چه اعمالی دوری کنیم.
در مکتب قرآن هر کس هرگونه عملی انجام دهد خداوند نتیجه ی آن را در روز جزا حاضر و در مقابل چشمانش قرار خواهد داد. « يا بُنَيَّ إِنَّها إِنْ تَكُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ‏ فَتَكُنْ في‏ صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّماواتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطيفٌ خَبيرٌ » (لقمان، 16) (پسرم! اگر عمل هم‏وزن دانه خردلى و در درون سنگى يا در آسمان‏ها يا در دل زمين باشد، خدا آن را [در قيامت براى حسابرسى‏] مى‏آورد؛ يقيناً خدا لطيف و آگاه است.) برای درک بیشتر آیه به تفسیر آیه رجوع میکنیم: « این آیه مربوط به معاد و حساب اعمال است، و معنايش اين است كه اى پسرم! اگر آن خصلتى كه انجام داده‏اى، چه خير و چه شر، از خردى و كوچكى همسنگ يك دانه خردل باشد، و همان عمل خرد و كوچك در شكم صخره‏اى، و يا در هر مكانى از آسمان ها و زمين باشد، خدا آن را براى حساب حاضر خواهد كرد، تا بر طبقش جزاء دهد، چون خدا لطيف است، و چيزى در اوج آسمانها و جوف زمين و اعماق دريا از علم او پنهان نيست و علم او به تمامى پنهان‏ها احاطه دارد، خبيرى است كه از كنه موجودات با خبر است.» (طباطبایی، 1417، ج16: ص235).
بعد از دریافت اهمیت موضوع برای ورود به بحث و تبیین مسائل، ابتدا به معنای لغوی و اصطلاحی «عمل» میپردازیم:
در بیان معنای لغوی اعمال بیان شده است:«از ریشه عمل، یک واژه ی قرآنی است در لغت به معنای کار اعم از آن که خوب باشد یا بد.» (قریشی، 1377، ج5:ص44)
تعریف اصلاحی اعمال نیز عبارت است از:«العمل کل فعل یکون من الحیوان بقصد، فهو اخص من الفعل لأن الفعل قد ینسب الی الحیوانات التی یقع منها فعل بغیر قصد و قد ینسب الی الجمادات و العمل قلما ینسب الی ذلک و لم یستعجل فی الحیوانات.» «هر فعلى و كارى كه با قصد، از جاندار سر بزند كه در معنى، اخصّ از فعل است زيرا فعل به حيواناتى كه كارى از آن ها بدون قصد سر مى‏زند نسبت داده مى‏شود كه به جمادات نيز منسوب مى‏شود ولى واژه عمل كمتر چنين مفهومى دارد» (راغب اصفهانی، 1412:ج2: ص651)
با توجه به تعریف مذکور به خوبی میتوان دریافت که عمل انسان با فعل وی تفاوت دارد چرا که عمل با نیت قلبی انجام خواهد گرفت و دارای اثر و نتیجه است حال آن که فعل بی اختیار و بدون نیت از انسان سر میزند بنابر این نتیجه ای در بر نخواهد داشت. در قرآن کریم نیز میتوان به تعریفی برای «عمل» دست پیدا کرد که طبق آن:«عمل یعنی اندیشه ها اراده ها و اعتقادات.» (رضوی، 1350، ص6)
برای روشن تر شدن بحث و این که اعمال انسان ارتباط مستقیمی با سرنوشت ایشان دارد، و هر عمل صادره هم در این دنیا و هم در سرای دیگر دارای اثرات خاص خود میباشد باید به توضیح برخی از گزار ه های مرتبط با بحث بپردازیم:
2-1 دنیا مزرعه آخرت
همهی ما طبق منابع دینی و ادبیات اسلامی بر این امر واقفیم، هر عملی که از ما سر میزند دارای آثار خاص خودش میباشد، ممکن است این اثر در همین دنیا محقق شود و یا بنابر مصلحت الهی به جهان دیگر موکول گردد ولی محال است نتیجه عمل انسان از بین برود. انسان ها بر اساس اعمالی که انجام میدهند زندگی دنیا و عقبای خویش را بنا میکنند، اگر همواره جسم و جان خودشان را برای خداوند متعال به کار بندند قطعا سعادت حقیقی را برای خویش به ارمغان خواهند آورد اما اگر مسیری غیر، را بر گزیند دستاوردی جز مشقت و سختی در دو دنیا برای ایشان نخواهد بود.این نکته در قرآن هم مورد توجه قرار گرفته است. «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى‏» (طه، 124) (وهر کس از یاد من رویگردان شود زندگی سخت و تنگی خواهد داشت و روز قیامت او را نا بینا محشور میکنیم.)
با توجه به این که هر عمل داری اثری در روح و جان ماست باید تمام تلاش خود را به کار ببندیم که اعمالی از جنس نور و مطابق رضای خداوند متعال انجام دهیم چرا که هر عمل نا مناسب زنگاری بر صفحه ی ثبت اعمال مان خواهد بود و همچنین باعث آثار سوء در آن دنیا خواهد شد. در واقع اعمال این جهان ما پاشیدن بذر هایی برای نعمات و یا نقمات اخروی است و بدون تأویل میتوان گفت الدنیا مزرعة الآخرة. و این که این دنیا فانی است و پایان میپذیرد ولی این اعمال ماست که خمیره آن دنیا را برای ما رقم خواهد زد، این اعمال به هیچ وجه از انسان جدا نخواهد شد و مانند برگ ها و شاخه های یک درخت همواره در کنار او خواهد ماند هر چه قدر اعمال انسان صالح باشد درخت وجودش نیکو و زیبا ولی هر چقد از خوبی ها فاصله بگیرد درخت وجودش خشکیده و نابود خواهد شد.
2-2 اعمال و امور معنوی
اعمال صادره از جانب انسان فقط مربوط به یک سری اعمال فیزیکی و یا جسمی نیست بلکه شامل نیات و امور قلبی نیز میشود، «ممکن است پرسشی در این جا مطرح شود که : آیا می توان کلمه «عمل» را در مورد امور معنوی از قبیل ایمان به مبدأ، معرفت خداوند متعال، اعتقاد به نبوت پیامبران، نیت خالص و نظایر این امور به کار برد؟ پاسخ این پرسش مثبت است زیرا در سخنان اولیای دین کلمهی عمل در زمینهی باورها و انگیزه ها و امور معنوی نیز به کار رفته که در این جا به عنوان نمونه به چند جمله از یک روایت اشاره میشود: ابوعمروزمیگوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم، ای عالم بزرگ من بگویید کدام عمل نزد خداوند افضل و برتر است حضرت در پاسخ فرمودند: آن عملی که خداوند هیچ یک از اعمال را بدون آن قبول نمیکند، گفتم آن عمل کدام است؟ فرمودند: ایمان به خداوندی که جز او معبودی شایسته پرستش نیست، عرض کردم آیا به من نمیگوید که ایمان، گفتن و عمل است یاگفتن است بدون عمل؟ پاسخ فرمودند: تمام ایمان عمل است و گفتن قسمتی از عمل است.» (اصفهانی، 1387، ص63)
باتوجه به روایت مذکور در مییابیم که ایمان ارتباط مستقیمی با عمل دارد به طوری که میتوان از کلام امام صادق (ع) این چنین برداشت کرد که ایمان بدون عمل مثمر ثمر نخواهد بود، خود ایمان به عنوان یک امر معنوی، یک عمل محسوب میشود آن هم از نوع قلبی و درونی و تا ایمان در وجود انسان ریشه ندوانده باشد و از مرحله زبان عبور نکرده باشد به شکل عمل خالصانه نمود پیدا نخواهد کرد.
2-3 قلب مرکز انجام تمامی اعمال
برخی ها ممکن است این تصور را داشته باشند که اعمال انسان ها در مغز پردازش و دسته بندی میشوند و بعد توسط فرد و اعضای بدن از جمله دست و پا و… به مرحله ی اجرا میرسند و حال آن که واقعیت چیزی غیر از این میباشد. «واقع این است که اعضای تصرف انسان خیلی بیشتر از تصور ماست برای این که او خوب میتواند با نقاط مختلف بدن خود و با گوشه ها و چشم و اشارت های ابرو و لب ها و دندان ها کارهای زیادی به جا آورد و در جهان خیر و شر انجام بدهد. به طور کلی اعضای عمل اجزایی از بدن هستند که با اراده قلب در موجودات جهان تأثیر میکند و به آن ها تغییر میدهند و این که هیچ عضوی بدون خواست دل نمیتواند عملی اختیاری انجام دهد.» (رضوی، 1350، ص8) این رویهی سهل و جامع از لسان قرآن «لا يُؤاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ في‏ أَيْمانِكُمْ وَ لكِنْ يُؤاخِذُكُمْ بِما كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ حَليمٌ» (بقره، 255)(خدا شما را به خاطر سوگندهاى لغوتان [كه جدى و حقيقى نيست و عادتاً بدون قصد قلبى بر زبان جارى مى‏شود] مؤاخذه نمى‏كند، ولى شما را به خاطر آنچه دل‏هايتان [از سوگند جدى و حقيقى‏] مرتكب شده مؤاخذه مى‏كند؛ و خدا بسيار آمرزنده و بردبار است.) قابل توجه است.« قرآن کریم علاوه بر این که قلب را عضوی کارگر میداند او را فرمانده سراسر اعضای عامله هم میشمارد و تصریح میکند که هر چه در دل آدمی نهان است از اعتقاد های نیک و یا بد و اراده های پسندیده و یا ناپسند مانند اعمال دیگر او حساب و باز خواست دارد، ثواب یاعقاب دارد.» (رضوی، 1350، ص8) آیات و روایات فراوانی در این مورد که خداوند به قلب و درون انسان توجه دارد، موجود است که به برخی از آن ها اشاره میکنیم:
«َ إِنْ تُبْدُوا ما في‏ أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ فَيَغْفِر لِمَنْ يَشاءُ وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ» (بقره، 284) (اگر آن چه را در دل دارید، آشکار سازید یا پنهان خداوند شما را بر طبق آن محاسبه میکند.)
مرحوم علامه طباطبایی (ره) با توضیحی که ذیل این آیه در تفسیر المیزان بیان کرده اند این معنا که قلب مرکز انجام تمام اعمال است را تأیید میکنند. «وقتى فعلى از كسى صادر شد، عقل هر كس از آن فعل كشف مى‏كند كه فلان صفتى كه مناسب با اين فعل است در نفس فاعل وجود دارد. چون اگر اين صفات و ملكات در نفس مستقر نبود، افعال مناسب با آن از جوارح صادر نمی‏شود. پس با صدور اين افعال براى عقل روشن مى‏شود كه منشأیی براى اين افعال در نفس فاعل هست‏.» (طباطبایی، 1417، ج2: ص671) بنابر تفسیر شریف میتوان گفت که سر چشمهی اعمال انسان همان قلب اوست و حق است اگر خداوند طبق آن چه که در قلب میگذرد جزای انسان ها را بدهد.
همچنین درآیه پیش رو میبیینیم که هر آن چه که از اعمال انسان است از درون و سینه ی او سر چشمه میگیرد و بار دیگر این نکته را گوشزد میکند که قلب مرکز انجام تمامی اعمال است و خداوند نسبت به آن علم مطلق دارد.«وَ إِنَّ رَبَّكَ لَيَعْلَمُ ما تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَ ما يُعْلِنُونَ‏» (نمل، 74) (و پروردگارت آنچه را در سینه هایشان پنهان میدارند وآنچه راآشکار میکنند به خوبی میداند.)
برای خداوند که علم مطلق است فرقی نمیکند که افراد عملی را آشکارا انجام دهند یا آن را مخفی نگه دارند او در هر صورت به اعمال انسان آگاه است و بر طبق آن، محاسبه میکند. منظور این است که علاوه بر اعمال ظاهری قابل مشاهده یک سری اعمال در درون انسان نیز اتفاق میافتد که خداوند به آن ها محیط است و انسان را طبق آن مؤاخذه خواهد کرد و همچنین مرکز انجام تمامی اعمال قلب انسان میباشد. این آیه «وَ حُصِّلَ‏ ما فِي الصُّدُور» (عادیات، 10) (و آن چه درون سینه هاست آشکار میگردد.) صراحتا به این نکته اشاره دارد که، قلب انسان نیز مرتکب اعمالی میشود که در روز جزا حساب رسی خواهد شد. همان طور که علامه طباطبایی (ره) فرمودند: «منظور از تحصيل ما فى الصدور، بر ملا شدن نهان‏هايى است كه هر كس در باطن خود پنهان كرده، در آن روز اين باطن ها ظاهر مى‏شود، كه هر فردى همان طور كه به حساب ظاهرش رسيدند، و جزاى اعمال ظاهريش را دادند، به حساب باطنش هم برسند، و جزاى آن را نيز بدهند.» (طباطبایی، 1417، ج20: ص592)در نتیجه میتوان گفت که «مغز درباره ی نیک و بد چیزی میاندیشد، چشم بر آن نگاه میکند، پا به سوی آن میرود دست هم آن را بر میدارد و هر عضو دیگر هم یاری مخصوص به خود را انجام میدهد ما را به این حقیقت میرساند که همه ی اعضای بدن تابع یک مرکز هستند به طوری که قدرت تخلف از آن ندارد و این فرمانده دل است، قلب انسان است.»(رضوی، 1350، ص8)
در کلام ائمهی معصومین (علیهم السلام) این عبارت را که قلب فرمانده و کانون اصلی ایجاد عمل است نیز به چشم میخورد:
1.پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند «همانا کردارها با نیت های قلبی است و برای هر مردی همان هست که در دل میپروراند.»(عاملی، 1409، ج1:ص8)
همان گونه که پیامبر اکرم (ص) فرمودند دل کانون اصلی انجام اعمال است اگر دل حرم الله شد، اعمال و رفتار انسان نیز سامان مییابد و طبیعتا نتیجه ی آن هم خوشی وشادی در همه ی لحظات عمر و قطعا رضای پروردگار و همنشینی با اولیاء خدا خواهد شد.
2.امام صادق (علیه السلام) «بدانید که حتما نیت، عمل است.»(قمی، 1414، ج2: ص628)
3.پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) «خداوند به صورت های شما نگاه نمیکند ولی به دل های شما نگاه میکند.» (تر جمه اسرار الصلاة، ص24) بنابر روایاتی که گذشت انسان باید مراقب باشد که در درونش چه میگذرد، اجازه ورود هر فکر و وهمی را به آن ندهد و دروازهی دلش را فقط به سوی خوبی ها ونیکی ها باز بدارد.
2-4 چگونگی جلوه اعمال
اعمالی که انسان ها مرتکب میشوند دارای نمود های خاصی میباشد، ممکن است که این اعمال در قالب نعمت های اخروی و یا در قالب نقمت ها نمود پیدا کند، چگونگی نمود آن ها در نظر علما متفاوت است در واقع در این راستا نظرات متفاوتی هست که برای روشن شدن بحث به بیان آن ها میپردازیم «دسته ای از علما معتقدند که جزای اعمال، قرار دادی است یعنی چنان که در این جهان برای هر جرمی، کیفری از طرف قانون گذاران تعیین شده است خداوند بزرگ، برای هر عملی کیفر و پاداش خاصی معین نموده است و هرگونه پاداش و کیفر مخلوق خداوند است، و ارتباطی با انسان ندارد. دسته ی دیگری معتقدند که تمام کیفر ها و پاداش ها مخلوق نفس و روح انسانی است که نفس انسانی بی اختیار در آن جهان آن ها را خلق میکند، آنان میگویند کردار نیک و بد در این جهان در نفس انسانی بی اختیار ملکات خوب و بد را ایجاد مینماید. دسته ی سوم، تمام پاداش ها و کیفرها حقایق اعمال دنیوی ماست، هر کرداری از ما یک صورت دنیوی دارد که ما آن را مشاهده مینمایم و یک صورت اخروی دارد که هم اکنون در دل آن عمل نهفته است، در روز رستاخیز پس از تحولات و تطوراتی که در آن رخ میدهد شکل کنونی و دنیوی خود را از دست داده و با واقعیت اخروی و روز باز پسین خود جلوه میکند، جزاء اعمال هر انسانی عین اعمال او خواهد بود.»(اصفهانی،1387:ص57و58)
آیات و روایات نظریه ی اخیر راتأیید میکنند، همانطور که قرآن میفرماید«يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعيداً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ»(آل عمران، 30)(روزی که هر کس آن چه را از کار نیک انجام داده حاضر میبیند وآرزو میکند میان او و آن چه از اعمال بد انجام داده فاصله زمانی زیادی باشد.)
این آیه به این نکته اشاره دارد که همه اعمال چه خوب و چه بد در صحنه قیامت حاضر خواهد بود و در قالب نعمت ها و نقمت ها نمود خواهد کرد، به عنوان مثال خوردن مال یتیم در قیامت به شکل خوردن آتش نمود پیدا خواهد کرد. «إِنَّ الَّذينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ‏ الْيَتامى‏ ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ في‏ بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعيراً »(نساء، 10) (کسانی که اموال یتیمان را به ظلم و ستم میخورند تنها آتش میخورند و به زودی در شعله های آتش میسوزند.)
این آیه به نوعی به تجسم اعمال هم اشاره دارد و در واقع میخواهد بیان کند که خوردن مال یتیم در این دنیا، چیزی جز آتش در آن دنیا نیست. «از اين آيه استفاده ميشود كه اعمال ما علاوه بر چهره ظاهرى خود، يك چهره واقعى نيز دارد كه در اين جهان از نظر ما پنهان است، اما اين چهره‏هاى درونى، در جهان ديگر ظاهر ميشوند و مسئله تجسم اعمال را تشكيل ميدهند قرآن در اين آيه مى‏گويد: آن ها كه مال يتيم مىخورند گرچه چهره ظاهرى عمل شان بهره‏گيرى از غذاهاى لذيذ و رنگين است، اما چهره واقعى اين غذاها آتش سوزان است، و همين چهره است كه در قيامت آشكار ميشود.چهره واقعى عمل هميشه تناسب خاصى با كيفيت ظاهرى اين عمل دارد، همان گونه كه خوردن مال يتيم و غصب حقوق او، قلب او را مى‏سوزاند و روح او را آزار مىدهد چهره واقعى اين عمل آتش سوزان است.» (مکارم شیرازی، 1374، ج3: ص281) روایات زیادی نیز به تجسم اعمال انسان اشاره دارد، و این که هر عمل دارای نتیجه ی خاص خودش است و برای همه ی افراد نمود خواهد کرد و استثناء پذیر هم نخواهد بود. این معنی در روایت زیر از پیامبر (ص) به چشم میخورد:
«اتَّقُوا الظُّلْمَ فَإِنَّهُ ظُلُمَاتُ يَوْمِ الْقِيَامَةِ.»(از ستمگری بپرهیزید، زیرا ستم در روز قیامت به صورت تاریکی ها نمایان خواهد شد.) (کلینی، 1407، ج2: ص332)
روایتی که گذشت صراحتا تجسم اعمال در روز جزا را یادآوری میکند «اعْمَالُ الْعِبَادِ فِي عَاجِلِهِمْ نُصْبُ أَعْيُنِهِمْ فِي آجِلِهِمْ»(آن چه بندگان در دنیا میکنند در آخرت جلوی دیدگانشان خواهد بود.) (نهج البلاغه، ح7) انسان تا در این دنیاست با محدودیت هایی برای دیدن حقایق و انعکاس اعمال رو به رو است اما با مرگ تمامی اعمال و تجسم هر کدام، در مقابلش قرار خواهد گرفت. «اعمال بندگان خدا در آخرت جلو چشمان شان قرار مى‏گيرد يعنى آشكارا در برابر چشمان شان قرار مى‏گيرد نفوس مردم تا وقتى كه در دنياست، هم نقش خوبى و هم بدى دارد، لكن در پوشش هايى از اشكال جسمانى و موانعى كه از درك واقعيّت ها وجود دارد، امّا وقتى كه اين پوشش ها با جدايى از دنيا به يك طرف روند، تمام امور روشن مى‏شود، و در نتيجه، هر كار خوبى را كه انجام داده و زمينه هر كار بدى را كه داشته است، در مى‏يابد.» (بحرانی، 1375، ج5: ص404) همان طورى كه خداوند متعال فرموده است: «فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ» (ق، 22) (پس ما پرده بى‏خبرى را از ديده [بصيرت‏] ات كنار زديم در نتيجه ديده‏ات امروز بسيار تيزبين است.) و همين طور آيه «يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً» (آل عمران، 30) (روزى كه هر كس آن چه را از كار نيك انجام داده و آنچه را از كار زشت مرتكب شده حاضر شده مى‏يابد.)
این روایت از امام صادق (ع) تجسم اعمال را به زیبایی برای ما به تصویر کشیده است «وقتی انسان مؤمن را در قبر میگذارند دری از جهان غیب به روی او گشوده میشود و او جایگاه خود را در بهشت خواهد دید، و در این حال مردی را با چهره ی زیبا مشاهده میکند که هرگز زیباتر از او را ندیده است، پس به او میگوید: تو کیستی؟ او در پاسخ میگوید :أنا رایک الحسن الذی کنت علیه و عملک الصالح الذی کنت تعمله.من نیت پسندیده و عمل شایسته تو میباشم، آن گاه درباره انسان کافر هم یادآوری میشود که او نیز عقیده ی باطل و کردار ناشایست خود را به صورت زشت رو ترین انسان مشاهده میکند.»(کلینی، 1407، ج3: ص242)
2-5 انقطاع عمل با مرگ
یکی دیگر از موضوعاتی که با اعمال انسان ارتباط مستقیم دارد، مرگ است. کانال مرگ مسیری است که بعد از آن، انجام عمل را به کلی متوقف میکند و به انسان می فهماند که فرصتش به اتمام رسیده و هم اکنون زمان برداشت عمل است.«دنیای آدمی دار تکلیف و عمل است و نمیتواند محل ثمر و نتیجه باشد ظرف نتیجه باید با ظرف عمل متفاوت باشد و عمل و ثمر نمیتواند در یک عالم بگنجد، چون محل عمل دنیاست ونمیشود نتیجه نیز در آن باشد و عمر آدمی نمیتواند در ظرف عمل ثمرهایی داشته باشد، عالم دیگری باید باشد تا جزای کردار خوب و بد را در یابد که در لسان شرع و دین از آن عالم با عنوان عالم آخرت تعبیر میشود.» (نکونام، 1385، ص35)
با مرگ انسان، اعمال او چه خوب و چه بد منقطع خواهد شد و هیچ کس توان انجام عمل را ندارد به همین دلیل است که کافران از خداوند در خواست بازگشت به دنیا را برای انجام عمل دارند اما این خواسته آن ها هرگز محقق نخواهد شد.«إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا وَ ماتُوا وَ هُمْ كُفَّارٌ أُولئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعين‏» (بقره، 161) (کسانی که کافر شدندودر حال کفر از دنیا رفتند لعنت خداوند وفرشتگان وهمه مردم برآن ها خواهد بود.)
دراین آیه و آیات بعد میخواهد بیان کند، کسانی که عمل کفر را انجام داده اند و بدون توبه و در حال کفر از دنیا رفتند، در همان حال وارد صحنه قیامت خواهند شد چرا که مرگ یک فرآیند غیر قابل بازگشت است و با ورود به آن همه چیز برای انسان تمام خواهد شد و هیچ گونه فرصتی به او برای انجام هیچ عملی اعم از توبه یا انجام اعمال صالح و…داده نخواهد شد.
آیات زیر مؤیدی برای گفتار فوق است:
«وَ لا تُصَلِّ عَلى‏ أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَ لا تَقُمْ عَلى‏ قَبْرِهِ إِنَّهُم كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ ماتُوا وَ هُمْ فاسِقُونَ » (توبه، 84) (هرگز بر مرده ی هیچ یک از آنان نماز نخوان وبر کنار قبرش نایست چرا که به خدا ورسولش کافر شدند ودر حالی که فاسق بودند از دنیا رفتند.)
«وَ أَمَّا الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ وَ ماتُوا وَ هُمْ كافِرُونَ » (توبه، 125)
(و اما آن ها که در دل هایشان بیماری است پلیدی بر پلیدی شان افزود واز دنیا رفتند در حالی که کافر بودند.) با مراجعه به تفاسیر این آیات به این نکته خواهیم رسید که با مرگ فرصت برای بازگشت و انجام اعمال از انسان گرفته خواهد شد و زندگی اخروی او در گرو اعمال انجام داده خواهد بود «کسانی که قلب شان دچار مرض شده همانند كتمان كنندگان حق گرفتار لعن خدا و فرشتگان‏ و مردم میشوند با اين تفاوت كه چون تا آخر عمر بر كفر، اصرار ورزيده‏اند طبعا راه بازگشتى بر ايشان باقى نمى‏ماند. آن ها جاودانه در اين لعنت الهى و لعنت فرشتگان و مردم خواهند بود، بى آن كه عذاب خدا از آن ها تخفيف يابد و يا به آن ها مهلت و تأخيرى داده شود.» (مکارم شیرازی، 1374، ج1: ص554)
برخی از اعمال هستند (خوب و یا بد) نتایج آن ها بعد از مرگ نیز ادامه دارد و دائما عامل عمل را تحت تأثیر خود قرار میدهد که به آن ها اعمال ماتأخر گفته میشود. روایات زیر مؤید کلام ماست:
امام صادق (علیه السلام) :«شش خیر است که بعد از مرگ مؤمن به او میرسند: فرزندی که برایش آمورزش بطلبد و قرآنی که بعد از او بماند و کشت که آن را بکارد و چاه آبی که آن را بکند و صدقه ای که در جریان گذارد و طریقه ی نیکویی که بعد از او آن را بگیرند و بروند.» (عاملی، 1409، ج2: ص652) ازظاهر روایت میتوان دریافت که همهی اعمال ما دارای جنبه های باطنی بوده، که انسان ها قادر به دیدن آن نیستند و ممکن است اثرات آن را در این دنیا و بعد از مرگ نیز ادامه داشته باشند. این نکته در روایت زیرنیز بیان شده است: «سه فضیلت به دنبال مرد پس از مرگ می رود: صدقه ای که در زندگی خویش برای خدا به جریان گذارد بعداز وفات او برایش جاری خواهد بود و طریقه و هدایتی که آن را معمول نماید و پس از وفاتش بر طبق آن عمل شود و فرزند صالحی که برایش دعا نماید.» (همان)
این روند در مورد اعمال ناپسند نیز وجود دارد «امام باقر (علیه السلام) :«آنان که باب ضلالتی را به مردم یاد دهند به اندازه وزر و وبال کسانی که بر آن عمل نمایند برایشان وزر و وبال خواهد بود و اینان از اوزار آنان چیزی نمی کاهند.» (همان، ص496)
این روایت به این نکته اشاره دارد، همان گونه که ثمرات کار خیر ادامه دارد اعمال زشت و ناشایست نیز دارای نتایج خاص خود هستند و همواره بنیان گذار خود را تحت تأثیر قرار خواهند داد.
2-6 نامه اعمال
یکی دیگر از مباحث بسیار مهم در رابطه با اعمال انسان وجود حقیقتی است به نام نامه اعمال. طبق آیات قرآن و روایات امامان معصوم (علیهم السلام) برای هر فرد یک نامه ی اعمال متصور است، نامه ای که تمامی اعمال انسان ها را از کوچک تا بزرگ در بر میگیرد در واقع این نامه در روز قیامت به عنوان یک سند معتبر در مقابل انسان گشوده میشود، در آن هنگام است که انسان متحیر میشود، و با خود میگوید این چه کتابی است که هیچ چیزی رافرو نگذاشته است وهمه چیز در آن ثبت شده است، در واقع حال هر کس متناسب با اعمالی که انجام داده است طبق آیات قرآن متفاوت خواهد بود «فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمينِهِ‏ فَيَقُولُ هاؤُمُ اقْرَؤُا كِتابِيَة» (الحاقه، 19) (پس کسی که نامه اعمالش را به دست راستش دهند فریاد میزند که نامه اعمال مرا بگیرید و بخوانید.)کسانی که در دنیا در مسیر بندگی خداوند متعال بود ه اند و در نامه اعمالش جزء اعمال صالح ثبت نشده است در هنگام دادن نامه اعمال از شدت شعف وشادی فریاد بر میآورد و دوست دارد همگان نامه اعمال او را ببینند.
«وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِشِمالِهِ‏ فَيَقُولُ يا لَيْتَني‏ لَمْ أُوتَ كِتابِيَهْ» (الحاقه، 25) (و.اما کسی که نامه اعمالش را به دست چپش بدهند میگوید ای کاش هرگز نامه اعمالم رابه من نمیدادند.) اما کسی که سرمایه ی عمر خویش را تباه ساخته است هنگام گرفتن نامه عملش با حسرت و ناراحتی میگوید ای کاش نامه ی اعمالم را نمیدیدم.
خداوند متعال برای این که در روز جزا حجت را بر انسان ها تمام کند و به آن ها نشان دهد که چه اعمالی را انجام داده اند، دو ملک را به عنوان کاتب اعمال بر ایشان گمارده است و «ازجمله اموری که بدان معتقد هستیم، ثبت اعمال میباشد که در چند جای قرآن صریحا میفرماید که کرام الکاتبین اعمال را مینویسند« فَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلا كُفْران لِسَعْيِهِ وَ إِنَّا لَهُ كاتِبُونَ‏» (انبیاء، 94) (پس كسى كه برخى از كارهاى شايسته را انجام دهد در حالى كه مؤمن باشد، نسبت به تلاشش ناسپاسى نخواهد شد، و ما يقيناً [تلاشش را] براى او مى‏نويسيم.) ظاهر آیه این را میرساند که قطعا اعمال انسان نوشته و ثبت خواهد شد اما کیفیت وچگونگی آن را کسی نمی داند. ‏و در جای دیگر از این دو ملک به رقیب و عتید تعبیر میفرماید «كلمه رقيب به معناى محافظ، و كلمه عتيد به معناى كسى است كه فراهم كننده مقدمات آن ضبط و حفظ است، خلاصه يكى مقدمات را براى ديگرى فراهم مى‏كند تا او از نتيجه كار وى آگاه شود.» (طباطبایی، 1417، ج18: ص521).«که حتی کوچک ترین حرفی را یاداشت مینمایند البته به چه کیفیت است ،با قلم و کاغذ است یا جور دیگر، ما چه دانیم! اجمالا از هر چه که فرض کنید صرف نظر نمیشود حتی قصد خیر راهم می نویسند.» (دستغیب، 1362، ص57)
این مطلب هم از امامان معصوم (علیهم السلام) مورد سؤال قرار گرفته است «راوی از امام (علیه السلام) می پرسد:از نیت خیر چگونه اطلاع پیدا میکنند که یاداشت نمایند؟حضرت فرمودند: شخص نیت خیر که میکند بوی عطرش بلند میشود و آن ها می فهمند، گاهی هم نیت شر میکند، بوی گندش ایشان را می آزارد. اگر کسی نیت خیر کرد، حسنه ای برایش نوشته میشود، اگر به جا آورد، ده حسنه، اما گناه یکی بیشتر نوشته نمیشود، آن هم اگر به جا ی آورد. لطف دیگر آن که هرگاه کسی گناه کرد عتید میخواهد بنویسد، رقیب میگوید:مهلتش ده شاید پشیمان شد و توبه کرد، تاپنج یا هفت ساعت به او مهلت میدهند، اگر توبه نکرد، میگویند چقدر بنده ی بی حیایی است و گناهش ثبت میشود.» (همان)
2-6-1 اقامه میزان و سنجش اعمال
یکی از مراحلی که در روز قیامت پیش روی انسان هاست اقامه میزان برای سنجش اعمال است. میزان یعنی ترازو، در آن جاست که انسان هر آن چه را که در دنیا انجام داده اند مقابل خویش می بیند واکنون باید آماده ی حسابرسی باشد، این مرحله حقیقتا یکی از سخت ترین مراحل قیامت میباشد، چرا که همه ی اعمال انسان از ریز تا درشت بررسی خواهد شد آیات قرآن نیز بر آن تأکید کرده است «وَ نَضَعُ الْمَوازينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَ إِنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ‏ أَتَيْنا بِها وَ كَفى‏ بِنا حاسِبينَ (انبیاء، 47) (و ترازوهاى عدالت را در روز قيامت مى‏نهيم و به هيچ كس هيچ ستمى نمى‏شود؛ و اگر [عمل خوب يا بد] هم وزن دانه خردلى باشد آن را [براى وزن كردن‏] مى‏آوريم، و كافى است كه ما حسابگر باشيم.)
میزان وترازوی خداوند حق است وبه هیچ کس ظلم نخواهد شد «از جمله اموری که بایستی به آن اعتقاد داشت میزان است. میزان اعمال در روز قیامت بر پا میشود و کارهای هر کس سنجیده میشود که آیا کارهای خوبش بیشتر است یا کارهای بدش. اعمال خیر و شر را میسنجند تا کدام یک بچربد: « فَمَنْ ثَقُلَتْ‏ مَوازينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون» (آن هایی که برتری براعمال خیرشان است رستگارند.) برعکس بدبختانی که شر در ایشان غالب شده آن ها زیان کارانند: « وَ مَنْ خَفَّتْ‏ مَوازينُهُ فَأُولئِكَ الَّذينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُم‏» آن هایند که برخودشان ظلم کرده و زیان رسانیده انید.» (دستغیب، 1362: ص59) باتوجه به کلام فوق راه فلاح و رستگاری پر کردن کوله بار آخرت از اعمال صالح میباشد و در مقابل هر مقدار از خوبی و نیکی ها فاصله بگیریم به همان اندازه دچار خسران خواهیم شد.
2-6-2 امام علی (علیه السلام) میزان حق
در روز جزا یک معیار و میزانی باید باشد که اعمال انسان ها طبق آن سنجیده شود «میزان عدل الهی که سر سوزنی انحراف ندارد علی بن ابی طالب (ع) است.نماز اولین و آخرین را بیاورند میزانش نماز علی است. از حضرت صادق (ع) مروی است که فرمودند«الموازین هم الأنبیاء و الأولیاء»موازینی که بر پا میشود تا عبادات و افعال خلق سنجیده شود انبیاء و اوصیایند، البته نه این که مطابق علی (ع) باشد، آن که محال است نه بلکه رو به جهت مخالف نباشد» (همان)
همان طور که قبلا اشاره کردیم انسان باید حقیقتا بر اعمال صادره از خویش مراقبت ویژه ای داشته باشد، واعمال خویش را تا می تواند به اعمال امام (ع) نزدیک تر سازد، راه امام (ع) را بشناسد و بر طریقه ی ایشان حرکت نماید چرا که میزان و معیار سنجش اعمال آدمی امیرالمومنین علی (ع) میباشد. هر کس که اعمالش مشابه مولا باشد سعادت را برای خویش رقم زده است در غیر این صورت شقاوت در انتظارش میباشد.
2-7نتایج اعمال در داستان های قرآنی2-7-1نجات حضرت یونس (ع)
در قرآن کریم در سوره های زیادی از جمله سوره انبیاء آیه 87 به نتایج اعمال بسیاری از اقوام اشاره شده است که از جمله آن قصه ی نجات یونس است که آن را این گونه بازگو میکند « وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى‏ فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمينَ» (انبیاء، 87) (و صاحب ماهى [حضرت يونس‏] را [ياد كن‏] زمانى كه خشمناك [از ميان قومش‏] رفت و گمان كرد كه ما [زندگى را] بر او تنگ نخواهيم گرفت، پس در تاريكى‏ها [ى شب، زير آب، و دل ماهى‏] ندا داد كه: معبودى جز تو نيست تو از هر عيب و نقصى منزّهى، همانا من از ستمكارانم.)
دقت در این آیه ما را به این نکته سوق میدهد که نتیجهی اعمال برای انبیاء و رسولان نیز محقق خواهد شد.«براستی یونس از فرستادگان ما بود، آن گاه که از قوم خود به کشتی پر جمعیتی گریخت (کشتی به خطرافتاد) قرعه زدند و قرعه به نام وی افتاد او را به دریا انداختند، ماهی بزرگ او را بلعید و او خود را سرزنش میکرد اگر او اهل تسبیح نبود تا روز قیامت در شکم ماهی میماند، بعد از آن یونس را از شکم ماهی در حالی که بیمار و ناتوان بود به صحرای خشکی افکندیم ،آیات به وضوح دلالت دارد براین دارد که سبب نجات یونس (ع) از شکم ماهی تسبیح و تقدیس او بود.» (سبحانی فخر، 1381، ص23)
2-7-2حضرت زکریا و حضرت مریم (س)
از دیگر داستان هایی که به نتایج اعمال آن در قرآن اشاره شده است داستان حضرت زکریا و حضرت مریم (س) میباشد که در آیه 37آل عمران ذکر شده است « فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَ أَنْبَتَها نَباتاً حَسَناً وَ كَفَّلَها زَكَرِيَّا كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا الْمِحْرابَ‏ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقا قالَ يا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ» (آل عمران، 37) (پس پرودگارش او را به صورت نيكويى پذيرفت، و به طرز نيكويى نشو و نما داد، و زكريا را كفيلِ [رشد و تربيت معنوى‏] او قرار داد. هر زمان كه زكريا در محراب [عبادت‏] بر او وارد مى‏شد، رزق ويژه‏اى نزدش مى‏يافت. [روزى در كمال شگفتى‏] گفت: اى مريم! اين رزق ويژه براى تو از كجاست؟! گفت: از سوى خداست، يقيناً خدا هر كس را بخواهد، رزق بى‏حساب مى‏دهد)
در این آیه نتیجهی پاکدامنی حضرت مریم (س) مورد اشاره قرار گرفته است و آن هم بهره مندی از نعمات الهی میباشد. «از افرادی که به نقل قرآن کریم از روزی غیر منتظره بهره مند گردید، حضرت مریم بود، مریم زنی بسیار عفیف و پاک بود و پیوسته در محراب عبادت به پرستش آفریدگارش مشغول بود، شایستگی و تقوای زیاد او باعث سرازیزشدن نعمت های مادی و معنوی خدا گشت.از امام باقر (علیه السلام) نقل شده :در فصل تابستان میوه ی زمستانی و در فصل زمستان میوه ی تابستانی نزد مریم آماده میشد و وقتی حضرت زکریا این کار خارق العاده را مشاهده کرد، با اینکه همسرش نازا بود و خودش پیرمرد بود ازخدا فرزند خواست و دعایش مستجاب شد.»(سبحانی فخر،1381،ص23)
2-7-3قوم لوط
دیگر قومی که نتایج اعمال زشت خود را در قالب عذاب الهی مشاهده کردند قوم لوط بوده است «وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ما سَبَقَكُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمينَ» (عنکبوت، 28) « و لوط را [نيز فرستاديم‏]، آن گاه به قومش گفت: شما كار بسيار زشتى مرتكب مى‏شويد كه پيش از شما هيچ يك از جهانيان آن را انجام نداده‏اند»« أَ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ‏ الرِّجالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبيلَ وَ تَأْتُونَ في‏ ناديكُمُ الْمُنْكَرَ فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلاَّ أَنْ قالُوا ائْتِنا بِعَذابِ اللَّهِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقينَ (عنکبوت، 29) (آيا شما با مردان آميزش مى‏كنيد و راه [توالد و تناسل‏] را قطع مى‏نماييد و در محفل عمومى خود [در انظار يكديگر] اين كار بسيار زشت را مرتكب مى‏شويد. پس جواب قوم او جز اين نبود كه گفتند: اگر تو از راستگويانى عذاب خدا را براى ما بياور) «این قوم جمعیتی بودند که پیامبران خدا را تکذیب کردند و بر خلاف طبیعت و فطرت، به عادت زشتی گرفتاربودند که شهوت جنسی خود را با جنس موافق ارضاء میکردند قرآن کریم به این عمل شنیع اشاره کرده است ،خداوند هم به جهت این گناه زشت ، باران عذاب را برسرشان فرود آورد » (همان، ص168و169)
2-8تقسیم بندی اثرات اعمال از نگاه قرآن
طبق آیات قرآن اعمال افراد از جهت فردی و اجتماعی دارای تأثیرات مختلفی هستند که در سه گروه قابل تقسیم میباشند:
2-8-1«آیات ناظر به اعمال فردی انسان
در آیه ی شریف زیر قرآن به بیان تأثیر عمل فرد بر روح و جان خود به تنهایی نه دیگران و یا جامعه، اشاره دارد«دسته ی اول ناظر به اعمال فردی است و اینکه افراد تأثیر اعمال خود را در زندگی خویش مشاهده میکنند:بر اساس آیات در این گروه هر فردی خودش نتیجه ی عمل نیک و زشت خویش را میبیند که برخی از این نتایج در زندگی دنیا به آن میرسد.»(معارف و مهدی نژاد، 1389، ص81)
«مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُون‏» (نحل، 97) (هر کس کار شایسته ای انجام دهد خواه مرد باشد یازن در حالی که مومن است او را به حیاتی پاک زنده میداریم وپاداش آن ها را به بهترین اعمالی که انجام میدادند خواهیم داد.)
2-8-2آیات ناظر بر اعمال اجتماعی و گروهی انسان
این دسته اعمال به صورت گروهی بوده و نتایج آن هم به صورت جامع بر همه ی افراد جامعه بوده است «بر اساس آیات گروه دوم، تغییر وضعیت زندگی دنیای ساکنان یک اجتماع انسانی، با دگرگونی آن جامعه ارتباط یافته است به معنای دیگر ایمان آن ها و اعمال صالح آنان ارتباط عمیقی با وضعیت زندگی آنان دارد. «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ» (اعراف، 96) (واگر اهل آن شهرها وآبادی ها ایمان میآورند وتقوا پیشه میکردند برکات آسمان و زمین را بر آن ها میگشودیم ولی تکذیب کردند ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم.) (معارف،مهدی نژاد،1381 ، ص81)
2-8-3آیات ناظر بر اعمال فردی انسان اما اثر گذار بر سر نوشت جامعه
این گروه نیز نتیجه اعمال یک شخص دامن گیر همهی افراد یک جامعه میشود «و يا قَوْمِ هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوها تَأْكُلْ في‏ أَرْضِ اللَّهِ وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذابٌ قَريب»(هود، 64)( و اى قوم من! اين ناقه خداست كه براى شما [در اثبات صدق نبوّت من‏] نشانه‏اى [عظيم‏] است، پس بگذاريدش در زمين خدا بچرد، و هيچ آسيب و گزندى به او نرسانيد كه عذابى زود هنگام شما را خواهد گرفت.)در آیه ای که گذشت خداوند قوم صالح(ع) را از پی کردن ناقه بر حدر میدارد و در واقع نوعی هشدار به آن ها داده است که اگر نسبت به فرمان خدا نافرمانی کنید نتیجهی آن را خواهی دید. « فَعَقَرُوها فَقالَ تَمَتَّعُوا في‏ دارِكُمْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ ذلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ »(هود، 65) (پس آن را [از روى طغيان و سركشى‏] پى كردند. پس صالح گفت: سه روز [فرصت داريد كه‏] در خانه‏هايتان از زندگى برخوردار باشيد اين وعده‏اى بى‏دروغ است.) ‏«آیاتی است که عمل یک فرد از افراد جامعه رابه تمام افراد آن جامعه نسبت میدهند و پاداش و عقوبت آن نیز از آن تمام افراد آن جامعه است برای نمونه در ماجرای قوم حضرت صالح (ع) یک نفر شتر حضرت صالح را پی کرد اما به دلیل آن که تمام قوم او به عمل پی کننده ی شتر راضی بودند، این عمل به حساب همگان نوشته شد و در پی آن تمام قوم حضرت صالح عذاب شدند.»(معارف و مهدی نژاد، 1381، ص81)
4123269227965فصل سوم:
0فصل سوم:

728747260860بررسی نتایج حسنات اخلاقی
00بررسی نتایج حسنات اخلاقی

183070529337000
بررسی نتایج حسنات اخلاقی
در فصل پیش رو نتایج حسنات یا فضایل اخلاقی را بررسی خواهیم کرد اخلاق در اسلام دارای جایگاه بسیار رفیعی است تا آن جا که پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ‏ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ. بنابر این پرداختن به این موضوعات آن هم از دیدگاه امیر بیان (علیه السلام) خالی از لطف نخواهد بود، چه این که موضوعات اخلاقی بیشترین حجم پژوهش ما را به خود اختصاص داده است.حجم بالای فضایل اخلاقی علت تقدم آن ها بر رذایل اخلاقی است.
3-1 صبر
آشنایی با صفت حسنه ی صبر و شناخت ابعاد و به کار گیری آن دارای آثار بسیار خوبی در زندگی فردی و اجتماعی بشر است بنابر این تلاش انسان در این مسیر مفید و مثمر ثمر خواهد بود و قطعا نتایج آن را در طول حیاتش درک خواهد کرد.
«صبر» که در حکمت های مختلف از آن تعبییر به حلم نیز شده است، از جهت معنایی تفاوت زیادی با هم ندارند. معنای لغوی صبر عبارتست:«



قیمت: 10000 تومان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *