user7-119

دانشگاه علوم ومعارف قران
دانشکده قم
موضوع:
ارجاعات قران به عهدین
راهنما:
استادقیومی
دانش پژوه:
مرتضی رضوانی زاده
شهریور1393
چکیده
در تحقیق پیش رو در گام نخست به انواع روابط میان قرآن و کتاب مقدس پرداختیم تا به عنوان امری مقدمی بتوان به یکی از این ارتباطات که همان ارجاعات قرآن به کتاب مقدس است پرداخت. پس از بیان کلیات تحقیق و در گام بعدی سعی بر آن شد تا به این پرسش پاسخ داده شود که نظر قرآن راجع به عهدین چگونه است. این پرسش از میان پرسشهای مختلف در رابطه با ارتباط این دو کتاب انتخاب شده تا مقدمهای بر بررسی ارجاعات قرآن به عهدین باشد. در بررسی نحوه نگاه قرآن به عهدین، تاثیری پذیری قرآن از کتاب مقدس و میزان حجیت این کتب بر اساس دیدگاه قرآن مورد سنجش واقع شده و در مرحله بعد ارجاعات قرآنی کاوش شدهاند. نتیجه اینکه در درجه اول قرآن متاثر از کتاب مقدس نبوده و مستقل است و از سوی دیگر کتاب مقدس را در مجموع تایید میکند و تحریف مدنظر قرآن، تحریف تمامی کتاب مقدس نیست.
با بررسی ارجاعات قرآنی به کتاب مقدس، شیوهها و گونهشناسی ارجاعات قرآنی به عهدین مدنظر قرار گرفت تا بر این اساس هم گستره محتوایی پیام قرآن سنجیده شود و هم به لحاظ محتوا و قالب، نظام ارجاعات قرآن به عهدین روشن شود. سرانجام در یک فهرست گشوده سیزده گونه از ارجاعات قرآنی به عهدین استخراج شد و در هر مرحلهای مستندات ارجاعات قرآنی نیز بدست آمد.
ماحصل این پژوهش را میتوان در گام بعدی تفصیل داده و در اختیار مفسران و دینپژوهان تطبیقی قرار داد تا با بررسی تفصیلی گونهشناسی تامی از ارجاعات قرآن به عهدین حاصل شود.
کلید واژه: ارجاع- قرآن- عهدین

فهرست مطالب:
TOC \o “1-1” \h \z \u فصل اول:کلیات PAGEREF _Toc417602843 \h 1مقدمه PAGEREF _Toc417602844 \h 21-بیان مساله PAGEREF _Toc417602845 \h 22-اهمیت موضوع PAGEREF _Toc417602846 \h 33-اهداف تحقیق PAGEREF _Toc417602847 \h 44-قلمروی تحقیق PAGEREF _Toc417602848 \h 45-سوالهای تحقیق PAGEREF _Toc417602849 \h 55-1- پرسش اصلی: PAGEREF _Toc417602850 \h 55-2- سوالهای فرعی: PAGEREF _Toc417602851 \h 56-تعریف مفاهیم و واژههای تحقیق PAGEREF _Toc417602852 \h 56-1- قرآن: PAGEREF _Toc417602853 \h 56-2- کتاب مقدس: PAGEREF _Toc417602854 \h 66-3- تفسیر: PAGEREF _Toc417602855 \h 77-زبان نگارشی PAGEREF _Toc417602856 \h 78-اعتبار کتاب مقدس PAGEREF _Toc417602857 \h 88-1- قانونیشدن عهد قدیم و عهد جدید PAGEREF _Toc417602858 \h 8الف: دیدگاه مسیحیت آزاداندیش PAGEREF _Toc417602859 \h 11ب: دیدگاه مسیحیان نئو ارتدوکس PAGEREF _Toc417602860 \h 118-2- اشکالاتی در مورد اعتبار کتاب مقدس PAGEREF _Toc417602861 \h 119-فرضیه اصلی PAGEREF _Toc417602862 \h 1210-فرضیههای فرعی PAGEREF _Toc417602863 \h 1311-پیشینه PAGEREF _Toc417602864 \h 1311-1- تحقیقات انجام شده در زمینه ارجاعات قرآن به عهدین PAGEREF _Toc417602865 \h 1411-2- تحقیقات انجام شده راجع به عیسی در کتاب مقدس PAGEREF _Toc417602866 \h 1411-3- تحقیقات انجام شده راجع به عیسی ع در قرآن PAGEREF _Toc417602867 \h 1512-ادبیات موضوع PAGEREF _Toc417602868 \h 1512-1- ادبیات قرآن پژوهی PAGEREF _Toc417602869 \h 1612-2- ادبیات قرآنپژوهی مقایسهای PAGEREF _Toc417602870 \h 1612-4- دیدگاههای مختلف در مورد الهام PAGEREF _Toc417602871 \h 2012-5- ادبیات تحقیق تطبیقی در کتاب مقدس PAGEREF _Toc417602872 \h 2113-ارجاعات قرآنی PAGEREF _Toc417602873 \h 2213-1- قرآن و ادیان PAGEREF _Toc417602874 \h 2313-2- قرآن و مسیحیت PAGEREF _Toc417602875 \h 2613-3- قرآن و یهودیت PAGEREF _Toc417602876 \h 2814-روش تحقیق PAGEREF _Toc417602877 \h 2914-1- روش شناسی تحقیق PAGEREF _Toc417602878 \h 2914-2- چگونگی دسترسی به منابع PAGEREF _Toc417602879 \h 2914-3- بیان رویکرد اتخاذ شده PAGEREF _Toc417602880 \h 2914-4- شیوه مقایسه صورت گرفته در تحقیق PAGEREF _Toc417602881 \h 31فصل دوم: تاثیرپذیری/ عدم تاثیرپذیری PAGEREF _Toc417602883 \h 34قرآن از کتاب مقدس PAGEREF _Toc417602884 \h 341-تاثیر پذیری قرآن از کتاب مقدس PAGEREF _Toc417602885 \h 351-1-نقد و بررسی ادله طرفداران وابستگی قرآن به عهدین PAGEREF _Toc417602886 \h 371-2 منشاء نظریه های شرقشناسان PAGEREF _Toc417602887 \h 432-عدم تاثیر قرآن از کتاب مقدس و استقلال در تعالیم و آموزهها PAGEREF _Toc417602888 \h 45جمع بندی و نتیجه گیری PAGEREF _Toc417602889 \h 47فصل سوم : نظر قرآن درباره عهدین PAGEREF _Toc417602891 \h 481-قرآن و کتاب PAGEREF _Toc417602892 \h 492-عهدین در قرآن PAGEREF _Toc417602893 \h 512-1-قرآن به عنوان تصدیق کننده کتاب مقدس PAGEREF _Toc417602894 \h 512-2-قرآن تصدیق کننده بخشی از کتاب مقدس PAGEREF _Toc417602895 \h 532-3-قرآن کاملکننده کتب مقدس PAGEREF _Toc417602896 \h 543-تحریف عهدین از منظر قرآن PAGEREF _Toc417602897 \h 553-1-تحریف تورات و انجیل PAGEREF _Toc417602898 \h 55جمع بندی و نتیجه گیری PAGEREF _Toc417602899 \h 64فصل چهارم: ارجاعات قرآن PAGEREF _Toc417602901 \h 65به کتاب مقدس PAGEREF _Toc417602902 \h 65مقدمه PAGEREF _Toc417602903 \h 68بخش اول PAGEREF _Toc417602904 \h 711-شیوه ارجاعات بیرونی قرآن 762-ارجاعات مختلف و متفاوت به کتب مقدس 763-ارجاع به ادیان و کتب شرقی و غربی 764-ارجاع به مکاتب توحیدی و غیرتوحیدی 765- ارجاع مستند به سنن گذشته و یا غیر مستند به سنن گذشته PAGEREF _Toc417602910 \h 77بخش دوم:‌گونه شناسی ارجاعات قرآنی PAGEREF _Toc417602910 \h 771-بازخوانی کتاب مقدس PAGEREF _Toc417602911 \h 772-تاویل به پیامبر و اهل بیت( ع) PAGEREF _Toc417602912 \h 783-انکار یهود دلیل تغییر احکام PAGEREF _Toc417602913 \h 794-بشارت به پیامبر آخر الزمان PAGEREF _Toc417602914 \h 815-شک در قتل عیسی PAGEREF _Toc417602915 \h 866-تایید تورات توسط انجیل PAGEREF _Toc417602916 \h 897- رد باورهای نصاری PAGEREF _Toc417602917 \h 898-مذمت احبار و رهبان PAGEREF _Toc417602918 \h 919-سنت تشکیک در صدق گفتار فرستادگان خدا PAGEREF _Toc417602919 \h 9210-آخرت شناسی و حاکمیت مومنان بر زمین PAGEREF _Toc417602920 \h 9411-غیبدانی و غیب گویی پیامبران PAGEREF _Toc417602921 \h 9512- عهد بنی اسرائیل با خدا PAGEREF _Toc417602922 \h 9713- تابوت عهد10114-1 روزه در آئین یهود PAGEREF _Toc417602924 \h 10114-1-1 روزه‌های واجب PAGEREF _Toc417602925 \h 10214-1-2 روزه‏های مستحب PAGEREF _Toc417602926 \h 10314-1-3-آداب و شرایط روزه PAGEREF _Toc417602927 \h 10414-2 آیین مسیحیت PAGEREF _Toc417602928 \h 10414-2-1 روزه‌های مرسوم کاتولیک‌ها PAGEREF _Toc417602929 \h 10514-2-2روزه در میان ارتدکس‌ها PAGEREF _Toc417602930 \h 10614-2-3 روزه در میان پروتستان‌ها PAGEREF _Toc417602931 \h 10614-3-روزه در میان مومون‌ها PAGEREF _Toc417602932 \h 106جمع بندی و نتیجه گیری PAGEREF _Toc417602933 \h 108منابع PAGEREF _Toc417602934 \h 110
فصل اول:
کلیات
مقدمهمسیحیت و اسلام از لحاظ پیروان در شمار بزرگترین ادیان هستند. در این دو دین تمامی فرق و مذاهب از گذشته تا به امروز سعی در نمایش حقانیت خود داشته اند و در این مسیر مهمترین ابزار اثبات حقانیت از خلال کتاب مقدس و متون دینی بوده است. نقش پر رنگ کتاب مقدس در هر دینی بر کسی پوشیده نیست و به بیانی جامع میتوان مدعی شد که کتاب مقدس ستون محوری خیمه هر دینی است.
بنابر این، تحقیق در زمینه کتب مقدس و مفاهیم مورد استفاده در این کتب از اهمیت بسزایی برخوردارند. این نکته وقتی دارای اهمیتی دوچندان میگردد که دین پژوهان واژه یا مفهومی مشترک را در چند کتاب مقدس مشاهده کنند. زیرا این مساله این سوال را در اذهان میپروراند که با وجود مفاهیم مشترک حقانیت از آنِ کیست؟ و یا اینکه چگونه دو یا چند متن مقدس که هر کدام مدعی هستند که منحصرا از سوی خدا آمدهاند با دیگر متون مشابهت دارند؟ با توجه به این مساله یافتن موارد و مفاهیم مشابه در این کتب و نیز واکاوی و بررسی معانی آنها امری مطلوب و بلکه مورد نیاز است.
علاوه بر اینکه تحقیق در این زمینه راه را بروی تکرار جنگهای صلیبی و برخوردهایی از این دست قطعا بسته و یا ناهموار میکند. از سویی دیگر برای گفتگوهایی مانند گفتگوی تمدنها و ادیان، اساسیترین نیاز، شناخت ادیان از مفاهیم مورد بحث و چالشیای است که بکار میبرند.
بیان مسالهاین امر مسلمی است که پژوهشهای کاربردی مسالهمدار هستند، بدین معنی که تمام فرایند پژوهش از اولین گامهای مشاهده تا آخرین مراحل نتیجهگیری میباید حول محور یک یا چند مساله دور بزند. بنابر این روشن کردن مساله در یک تحقیق علمی کاربردی یکی از ضروری ترین و اولین گامهای پژوهش است. اگر مساله خوب روشن یا تبیین نشود، تمام مراحل بعدی فرایند تحقیق از جمله جمع آوری اطلاعات و نتیجه گیری دچار اشکالات و نواقصی خواهند شد که ناشی از خود آن مراحل نیست، بلکه ناشی از روشن نبودن و بیان نادرست مساله است. بنابر این شاید اغراق نباشد که بعضی محققان معتقدند که خوب و درست روشن کردن مساله معادل نیمی از فعالیتهای پژوهشی است.
این پژوهش نیز یک تحقیق مسالهمحور کاربردی است که درصدد واکاوی و کنکاش در «ارجاعات قرآن به عهدین» در قرآن بوده و مورد استفاده پژوهشگران ادیان و حوزههای علمیه اسلامی و مسیحی می‌باشد.
با توجه به اینکه بیشتر آراء مفسرین که ذیل آیات مربوط به «ارجاعات قرآن به عهدین» در قرآن در تفاسیر مختلف شیعی و سنی طرح شدهاند مبتنی بر ظنیات بوده و بدون بررسی کتاب مقدس یهودی و مسیحی است، و تشتت آراء مفسرین مسیحی در معناشناسی و ریشهیابی ارجاعات موجود، و نیز موجود نبودن یک بررسی تطبیقی در این زمینه، پژوهشگر درصدد بررسی این مساله برآمد که ارجاع قرآن به عهدین به چه معناست، در قرآن به لحاظ مصداقی چند دسته ارجاع به عهدین وجود دارد و چه ربط و نسبتی بین عهدین مذکور در قرآن و عهدین مورد نظر مسیحیان و یهودیان وجود دارد؟
اهمیت موضوععلیرغم ریشهدار بودن بحثها و گفتگوهای ادیانی، مفسرین قرآن از گذشته تا به امروز با مصادیق و مفاهیمی از این دست که چالش‌های بزرگی را پیش روی دین پژوهان قرار داده، به سادگی برخورد داشتهاند و در طول تاریخ، جز موارد اندکی، درصدد حل چالشهای موجود بر نیامدهاند.
این در حالی است که یکی از کلیدیترین مفاهیم در قرآن همین مفهوم عهدین بوده و در آن ارجاعات فراوانی به عهدین به چشم می‌خورد. این ارتباط وثیق میان قرآن و عهدین در طول تاریخ هماره موجب بحث و بررسیهایی شده و نحوه ارتباط قرآن با این کتب را به چالش کشیده است.
آراء مفسرین اسلامی که در این زمینه اندکی تامل کردهاند نیز، هرگز قدمی رو به جلو بشمار نیامده است و مساله را همچنان بدون پاسخ رها کرده است. بنابر این به نظر میرسد که وجود پژوهشی از این دست برای بررسی ریشهای این مساله ضروری است، بلکه گرهی از این موضوع مبهم بگشاید.
البته درباره عهدین و ریشههای زبانشناختی، فلسفی و الهیاتی آن بویژه در منابع انگلیسی و لاتین به وفور پرداخته شده است. اما نکته‌ای که حائز اهمیت است اینکه در منابع فارسی جای خالی این پژوهش احساس میشود؛ بویژه اینکه بررسیهای صورت گرفته همگی یا بیشترشان با دو نگاه درون دینی و یا برون دینی صورت گرفتهاند. پژوهشهای درون دینی صورت گرفته نیز با پس زمینههای مسیحی انجام شده است.
آنچه سبب پرداختن به این مفهوم در میان الهیدانان، مورخان و فلاسفه گشته، بیشتر ارائه مصداق و نیز مفهوم نوینی است که این عبارت با برداشتهای متالهین مسیحی جلوه آن شد. بسیاری از الهیدانان از گذشته تا به امروز بر این باور بودند که این ارتباط گویای نوعی وابستگی قرآن به این کتب است. برخی دیگر نیز معتقدند که قرآن در این گونه از روایات خود با هدف کلی خود که همانا هدایت بوده، توجه نموده است.
اما آنچه بر مزیت پژوهش حاضر میافزاید، علاوه بر فقدان پژوهشی اینچنینی در زبان فارسی، بررسی معناشناسانه ارجاعات در قرآن است. زیرا قرآن در موارد زیادی به کتب مقدس عهد قدیم و عهد جدید ارجاع داده است و با یک بررسی معناشناسانه میتوان به تفصیل و با دقت محققانه گونههای استفاده قرآن از عهدین و ارجاعاتش را دسته بندی نمود و آن را در مسیر کلی هدایت قرآن تبیین نمود.
علاوه بر این، اینکه قرآن در میان پیامبرانی که از آنها یاد میکند صرفا به عهدین ارجاعات فراوانی داشته است، بسیاری از اذهان را به این سمت معطوف کرده که: آیا قرآن نیز موید دیدگاه مسیحی و کتاب مقدسی درباره کتاب مقدس و حجیت آن است؟ این سوال و سوالاتی از این دست نشانگر اهمیت بیش از پیش بررسی حاضر است.
باید دانست که در این مسیردشواریهایی نیز وجود دارد مثل اینکه این پژوهش در نوع خود از معدود آثاری است که با رویکرد معناشناختی به مطالعه ارجاعات قرآن به عهدین میپردازد. در نتیجه دست کم در استفاده از منابع تحقیقی اسلامی ممکن است فقدان‌هایی رخ دهد که این مشکل پژوهشگر در پرداختن به مساله اش را دشوارتر خواهد ساخت. علاوه بر این باید در نظر داشت که بیشتر آثاری که در این زمینه تالیف شدهاند، از پیشداوری مصون نماندهاند و استخراج موادی که مطابق با اصول و مبانی پژوهش منصفانه است، بر دشواری کار خواهد افزود.
اهداف تحقیقپس از انجام تحقیق فوق انتظار میرود که گرهی از ابهامات پرشمار پیرامون ارجاعات موجود در قرآن گشوده شود و مسیر را برای دینپژوهان دیگر و بویژه مفسرین اسلامی هموارتر سازد. در حقیقت از نگاه علمی هدف مهمی که این پژوهش به دنبال آن است، نگاهی معناشناختی به یک موضوع مهم در دو دین اسلام و مسیحیت است تا امکان فهم درست و صحیح و نیز همه جانبه آیاتی از قرآن که به کتاب مقدس یهودی و مسیحی اشاره دارند، فراهم شود.
قلمروی تحقیققلمروی موضوعی این پژوهش واکاوی و کنکاش در معناشناسی و گونه شناسی ارجاعات موجود در قرآن به عهدین است و قلمرو و گستره آن نیز شامل قرآن و کتاب مقدس و نیز سنت تفسیری مورد پذیرش حداکثری در میان این دو دین است. گستره زمانی تفاسیر نیز از صدر مسیحیت و اسلام تا کنون را شامل میشود. گرچه به عهد عتیق و تفاسیر یهودی نیز اشارهای گذرا خواهد شد.
سوالهای تحقیقاین پژوهش همانند همه پژوهشهای توصیفی کیفی لزوما سوال شخصی ندارد، با این حال محقق درصدد کنکاش در معناشناسی و گونه شناسی ارجاعات موجود در قرآن به عهدین، بدنبال پاسخ به سوالهای زیر است:
5-1- پرسش اصلی:
معنای ارجاع در قرآن چیست و قرآن در ارجاعاتش چه نظری راجع به عهد قدیم و عهد جدید دارد؟
5-2- سوالهای فرعی:ارجاعات قرآن به تورات و عهد قدیم چگونه و در چند دسته است؟
قرآن در این ارجاعاتش حجیت این کتب را چگونه میبیند؟
ارجاعات قرآن به عهد جدید و کتاب مقدس مسیحی چگونه و در چند دسته است؟
آیا منظور از عهدین موجود در قرآن همین عهدین فعلی است؟
جهت گیریهای قرآن در این ارجاعات چیست؟
تعریف مفاهیم و واژههای تحقیق6-1- قرآن: قرآن نام کتاب آسمانی مسلمانان است که طی بیست و سه سال بر پیامبر خاتم حضرت محمد ص نازل شده است. این کتاب مشتمل بر 114 سوره است که هر سوره نیز حاوی قطعات کوچکتری بنام آیه میباشد.
بنابر تعریف خود قرآن، این کتاب برای هدایت نازل شده و مضمون آن نیز شامل مفاهیم الهیاتی، داستانی، جدال با مخالفان، انذار و تبشیر و … می باشد.
6-2- کتاب مقدس: «كتاب مقدس» مجموعه اسناد و مداركی است كه مسیحیان آنها را مبین كلام خدا میدانند و در نتیجه مقدس میشمارند. در بیشتر زبانهای اروپایی برای نامگذاری كتاب مقدس از واژه یونانی Biblia به معنای «كتابها» استفاده میشود. كتاب مقدس به دو بخش تقسیم میشود: «عهد عتیق» و «عهد جدید».
عهد عتیق را میتوان كتاب مقدس یهودیان نیز محسوب كرد كه دارای ۴۶ كتاب است (در نسخههای یهودی و پروتستانی تنها ۳۹ كتاب یافت میشود). عهد جدید به مسیحیان اختصاص دارد و دارای ۲۷ (یا به عبارتی ۲۹) كتاب است. با این حساب كتاب مقدس مجموعه این كتابهاست كه به زبانهای گوناگون (عبری، آرامی و یونانی) و در طول ۱۵۰۰ سال تالیف و گردآوری شده است. اختلاف در تعداد كتابهای عهد عتیق نزد یهودیان اولیه كه در میان مسیحیان هم واقع شد، موجب شد تا نوشتههای مقدس و صحیح عهد عتیق (۳۹ سِفر) را «كتابهای قانونی» (رسمی) و مابقی را «اپوكریفا» (یعنی «پنهان» و در اصطلاح «جعلی») بنامند. كتابهای اپوكریفا در كتاب مقدس كاتولیك و ارتدوكس وجود دارد، ولی یهودیان و بیشتر فرقه های پروتستان آنها را قبول ندارند. در بسیاری از ترجمههای پروتستانی و ترجمههای جهانی مسیحیت، كتابهای اپوكریفا یكجا در بخشی خاص در پایان عهد عتیق چاپ میشود. این در حالی است که قریب به اتفاق مسیحیان بر صحت ۲۷ كتاب عهد جدید اتفاق دارند. با توجه به اینکه دیدگاهها راجع به کتاب مقدس در جهان یهودیت و مسیحیت بسیار متنوع است در ادامه برای مشخص و محدود شدن بحث به اختصار راجع به کتاب مقدس توضیحاتی ارائه میشود.
عنوان این مجموعه در زبان انگلیسی “بایبل” است که از کلمه یونانی “Biblia” به معنی “نوشتهها” (و یا کتابها) گرفته شده است. دیدگاه رایج مسیحی آن است که خداوند، کتابهای مقدس را به وسیلهی مؤلفانی بشری نوشته است.بر این اساس، کتابهای مقدس، یک مؤلف الهی و یک مؤلف بشری دارند.
به همین دلیل است که میبینیم بخشهای مختلف کتاب مقدس از لحاظ سبک و نوع نگارش کاملا با یکدیگر متفاوت هستند.بنابر این انسانها از آن جهت که بشر هستند دارای ذوقها و سلایق و ویژگیهای متفاوت هستند و این مسأله در نگارش کتابها نیز تأثیرگذار است زیرا نگارش کتاب مقدس تحت حمایت الهی آنها را از عقل و درک خودشان جدا نمیکند.
6-3- تفسیر:تفسیر بنا به گفته علامه طبابایی روشن کردن مفاهیم آیات قرآن و پرده برداشتن از مراد و مقصود آنهاست. معنای لغوی تفسیر بنا به قول لسان العرب “بیان” و “ابانه” یعنی روشنگری و روشنی است که این کلمه از ماده “فسر” به معنی برداشتن پوشش و یافتن مقصود از کلام پیچیده است و در اصطلاح عبارت است از توضیح و رفع اجمال و ابهام و گشودن گرهها و پیچهای لفظی و معنای قرآن کریم.
سنت:
بنابر تعریف دائرةالمعارف کاتولیک سنت عبارت است از ارتباط و اتصال با حقیقت مسیحیت که کلیسای زنده است و تبیین مکتوب یا شفاهی آن حقیقت. بنابر این تفسیر کتاب مقدس در چهارچوبهای استاندارد و پذیرفته شده نیز میتواند قسمتی از سنت باشد.
اما در اسلام شیعی سنت به معنای گفتار و کردار و تقریر معصوم (پیامبر و امامان) است. در لغت نیز سنت به معنای روش، سیرت، طریقت، شریعت و … است.
کتاب مقدس توسط یک فرد خاص و در یک زمان مشخص نوشته نشده است بلکه طی قرنها و به دست نویسندگان مختلف نگاشته شده است. تاریخ دقیقی از زمان نگارش این کتابها در دست نیست اما طبق دیدگاه سنتی آغاز نگارش این کتابها به حدود قرن 15 قبل از میلاد یعنی زمان حضرت موسی و پایان نگارش آن به اواخر قرن اول میلادی باز میگردد. 
زبان نگارشیکتاب مقدس، به زبانهای مختلفی نگاشته شده است.اکثر بخشهای عهد عتیق به زبان عبری و برخی از آنها به زبان کلدانی نگاشته شده است. عهد جدید نیز تماما به زبان یونانی نگاشته شده است، گرچه برخی شواهد، نشان از آن دارد که انجیل متی، در اصل به زبان آرامی نگاشته شده است.
اعتبار کتاب مقدس8-1- قانونیشدن عهد قدیم و عهد جدیدقانونیشدن کتابهای عهد عتیق، به مرور زمان توسط عالمان یهودی صورت پذیرفت و 39کتاب این مجموعه، طی قرنهای متمادی و پس از بحث و جدلهای فراوان که در مورد اعتبار بسیاری از کتابها وجود داشت نهایتا به عنوان کتابهای معتبر و الهی پذیرفته شدند.البته قانونیشدن نهایی عهد عتیق در شورای جامنیا در سال 90 میلادی صورت پذیرفت. با این حال، برخی دانشمندان بر آنند که همه کتابهای عهد عتیق به وسیله عزرا در قرن پنجم قبل از میلاد، جمعآوری و به رسمیت شناخته شده است.
قانونیشدن کتابهای عهد جدید نیز طی فرایند نسبتا طولانیای محقق گردید و اتفاق نظر در مورد تمام کتابهای عهد جدید را می توان به قرن چهارم میلادی باز گرداند.البته بسیاری از کتابهای عهد جدید، در همان قرنهای اول و دوم تقریبا مورد قبول همگان بودند اما با این وجود در مورد اعتبار برخی از کتابها تا قرن چهارم میلادی نیز همچنان اختلاف نظر وجود داشت و در این قرن بود که اجماع مسیحیان در مورد کتابهای عهد جدید، تحقق یافت. 
باید توجه داشت که در مورد الهامیبودن کتاب مقدس، دیدگاههای مختلفی وجود دارد. در این میان، میتوان به سه نظریه مهم اشاره نمود.
دیدگاه مسیحیت سنتی: تقریبا تمام فرقههای مهم مسیحیت سنتگرا، در مورد الهامیبودن و معتبربودن کتاب مقدس اتفاق نظر دارند.از نگاه این فرقهها، سخن اصلی تنها در مورد چگونگی اثبات حجیت و مرجعیت کتاب مقدس است.هر یک از شاخههای سهگانه مسیحی، با توجه به مبانی الهیاتی خویش، دیدگاهی را ارائه نمودهاند.
مذهب پروتستان محافظه کار، بر آن است که کتاب مقدس، تنها قاعدهی ایمان است و نه اولین قاعدهی ایمان.بر همین مبنا، حقانیت کتاب مقدس را باید در خود این کتاب جست و نه از سوی منبعی دیگر. به عنوان مثال جان کالون در همین راستا اظهار میدارد که روحالقدس از طریق کتاب مقدس، عمل نمود و در نتیجه اعتبار کتاب مقدس، از طریق روحالقدس است و نیاز به هیچ حمایت بیرونی مانند کلیسا ندارد. از نگاه پروتستانها، علت اعتبار و حجیت کتاب مقدس آن است که این کتاب، ثبت مکاشفهی الهی است و به دلایل مختلفی میتوان این مسأله را اثبات نمود:
1. انسانها همگی گناهکار و محکوم به مرگ ابدی هستند و از مقاصد و اهداف الهی بیخبرند. بنابر این محبت خداوند اقتضا میکند که دست انسان را بگیرد و خود را بر انسان مکشوف سازد که این انکشاف، از طریق کتاب مقدس صورت میپذیرد.
2. میدانیم که انسانها، عقاید خود را به طرق مختلفی بروز میدهند.بنابر این میتوان به این نتیجه رسید که خداوند هم میتواند خود را از طریق کتاب مقدس مکشوف سازد.همچنین با تأمل در طبیعت در مییابیم که خداوند، خدایی است مهربان چرا که مسائلی از قبیل شفای انسانها و بهبود امراض را در طبیعت میبینیم.این دلیل نیز به ما کمک می کند تا دریابیم که خداوند حتما به مخلوقات خویش کمک خواهد نمود.(البته این دو دلیل نمیتواند ثابت کند که این کمکها حتما از طریق اعطاء کتاب مقدس خواهد بود اما اصل مهرورزی خداوند را ثابت میکند)
3. غالب کتابها مدتی کوتاه پس از انتشار خود، به دست فراموشی سپرده میشوند. این در حالی است که کتاب مقدس با وجود جفاهای فراوانی که از سوی سلاطین نسبت به آن صورت گرفته همچنان دوام یافته و این فناناپذیری کتاب مقدس خود نشانهای از آن است که این کتاب، ثبت مکاشفهی الهی است.
4. با وجود آنکه این کتاب در طول نزدیک به هزار و ششصد سال و توسط نزدیک به چهل نفر نگاشته شده است اما با این حال، دارای اتحاد عجیبی در تعالیم خود میباشد.افزون بر این، ملاحظه میکنیم که تعالیم آن همواره در مورد خداوند، تثلیث، قدوسیت و محبت خداست. بنابر این با توجه به محتوای کتاب مقدس از یک سو و اتحاد آن از دیگر سو، میتوانیم دریابیم که این کتاب، ثبت مکاشفه الهی است و هیچ انسانی نمیتواند چنین جهان بینی بینظیری را به وجود آورد.
5. تأثیرات شگرف کتاب مقدس در جوامع، از گذشته تا به امروز نشانگر آن است که این کتاب، کتابی الهی است.این در حالی است که با ملاحظهی کتابهای سایر ادیان در مییابیم که آنها هرگز نتوانستهاند چنین تأثیرات عظیمی را در پی داشته باشند.
6.در کتاب مقدس، پیشگوییهای فراوانی وجود دارد که به تحقق پیوستهاند.پیشگوییهای مربوط به قوم یهودی از یک سو و پیشگوییهای مربوط به سایر اقوام و ملل از سوی دیگر از جمله این پیشگوییها به شمار میآیند.پیشگوییهای از قبیل آنچه در مورد بابل، صور، مصر، موآب، ادوم و فلسطین ذکر شده است از این دستهاند. از آنجا که تنها خداوند میتواند آینده را مکشوف سازد، این نتیجهی منطقی به دست میآید که این کتاب الهام الهی است و نمیتواند حاصل اندیشهی آدمی باشد.
7. افزون بر آنچه ذکر شد، ادعاهای خود کتاب مقدس نیز حاکی از آن است که این کتاب، الهی و مرجعی معتبر برای ایمان است. کتاب مقدس پر است از نوشتههایی از این قبیل: خداوند موسی را خطاب کرده گفت…، آنگاه خداوند به اشعیا گفت…، خداوند چنین می گوید… و.. .همچنانکه پولس ادعا میکند موضوعاتی را که نوشته احکام الهی میباشد، از مردم میخواهد که موعظههای او را به عنوان کلام خدا بپذیرند و یوحنا اعلام میدارد که شهادت او شهادتی الهی است.
از نگاه مسیحیان پروتستان، هر یک از این دلایل شاید به تنهایی نتواند ادعای اعتبار کتاب مقدس را ثابت سازد اما مجموع این دلایل در کنار یکدیگر بسیار قوی است و مرجعیت و حجیت کتاب مقدس را اثبات مینماید.
کلیساهای کاتولیک و ارتدوکس، کتاب مقدس را اولین قاعدهی ایمان میدانند.بنابر این حجیت کتاب مقدس را هم از درون این کتاب (چنانکه مسیحیان پروتستان اثبات مینمایند) و هم از طریق سایر منابع معتبر میتوان اثبات نمود. از نگاه آنان، اساس مرجعیت کتاب مقدس، پذیرش آن از سوی کلیسا به عنوان یک مرجع معتبر و مقتدر است.
در کتکیزم کاتولیک (1994.م) آمده است:
«خدا نویسندهی کتاب مقدس است. واقعیات وحیانی و الوهی که در متن کتاب مقدس مندرج و ارائه شده، با الهام روحالقدس نوشته شدهاند؛ زیرا کلیسای مادر مقدس، با ابتنا بر ایمان عصر رسولان، کتابهای عهد عتیق و عهد جدید را کلا و تماما و با همهی اجزایشان، کتابهایی مقدس و قانونی میداند».
الف: دیدگاه مسیحیت آزاداندیشدر نگاه پیروان این مکتب، کتاب مقدس فاقد حجیت است و نمیتوان آن را کتابی الهامی تلقی نمود.از این منظر، کتاب مقدس کتابی انسانی و حاصل تجربهی مذهبی بشر است و نه مکاشفهی الهی. 
ب: دیدگاه مسیحیان نئو ارتدوکسنئو ارتدوکسها نیز کتاب مقدس را کتابی انسانی میدانند. از نگاه آنان، خداوند مقدر فرموده تا خود را بر بشر مکشوف نماید و این کار را از طریق تاریخ مکشوف ساخته است و کتاب مقدس تنها شهادتی انسانی است بر این رویدادها. به همین جهت کتاب مقدس، اصالتا دارای اعتبار نیست اما مجموعهی کتاب مقدس چون گزارشی از مکاشفهی خداوند در تاریخ است، میتواند مشتمل بر حقیقت باشد. 
8-2- اشکالاتی در مورد اعتبار کتاب مقدسآیا براستی میتوان حجیت و اعتبار کتاب مقدس را ثابت نمود؟ این سؤالی است که غالبا از سوی اندیشمندان اسلامی و متفکران آزاد اندیش مسیحی مطرح میشود.
از نظر آنان، اثبات حجیت کتاب مقدس از طریق سنت کلیسایی، غیر قابل قبول است چرا که اعتبار سنت کلیسایی، خود ریشه در کتاب مقدس دارد و به روشنی نمیتوان از کتاب مقدس برای اثبات خودش استفاده نمود.
استدلال کلیسای پروتستان نیز فاقد معیاری روشن برای تشخیص کتابهای مقدس است.چگونه و از چه راهی می توان دریافت که چه کتابهایی با الهام روح القدس نگاشته شدهاند ؟
این اشکالات زمانی پر رنگتر می شود که با مراجعه به تاریخ در مییابیم تا مدتهای مدید، در مورد اعتبار بخشهای مختلف کتاب مقدس، اختلافات زیادی وجود داشته است؛ مثلا کلیسای غرب تا مدتها در مورد اعتبار رسالهی به عبرانیان مردد بود.کلیسای شرق نیز در مورد کتاب مکاشفه اظهار تردید مینمود. همچنین رسالهی دوم پطرس، رسالهی دوم و سوم یوحنا و رسالهی یهودا از عهد جدید حذف شده بود.
دیگر مسأله مهم و اساسی در مورد کتاب مقدس، خطاپذیری یا خطاناپذیری آن است. برخی مسیحیان طرفدار خطاناپذیری کتاب مقدس میباشند.آنان معتقد به عصمت لفظی این کتاب هستند و آن را از هر گونه خطا و اشتباه (حتی در الفاظ) مبرا میشمارند. برخی هم معتقدند که کتاب مقدس تنها از لحاظ محتوایی خطاناپذیر است.از نگاه آنان، کتاب مقدس چون به دست انسانها نگاشته شده است مشتمل بر خطایای انسانی نیز هست اما محتوای آن همواره از خطا مصون است زیرا محتوای این کتاب از جانب خداست.
مسیحیان نئوارتودوکس و لیبرال به شدت منکر قصور ناپذیری کتاب مقدس هستند.کتاب مقدس در نظر آنان یک مجموعهی منسجم نیست بلکه مجموعهای است متناقض از نظامهای الهیاتی و عبارات اخلاقی.در این نظام الهیاتی، مصونبودن کتاب مقدس از خطا نیز انکار میشود.به اعتقاد الهیدانان این مکتب، کتاب مقدس در زمینههای علمی، انسانشناختی، تاریخی و زمینشناختی با دانش مدرن منافات دارد. در زمینهی تناقضات و اشتباهات کتاب مقدس، تا کنون آثار زیادی از سوی دانشمندان مسیحی منتشر شده است.به عنوان مثال “مارکوس دادز”به شش مورد تناقض در اناجیل به عنوان دلیلی بر خطاپذیری آنها اشاره می‎کند.”فردریک کنیون” نیز فهرست دیگری از این تناقضات ارائه میکند و از این راه ثابت مینماید که کتاب مقدس خطاپذیر است.
فرضیه اصلیپیش از پرداختن به فرضیه این تحقیق باید افزود که در پژوهشهای کیفی فرضیه وجود ندارد، با این حال بنا به آنچه مرسوم است برای این پژوهش میتوان فرضیههای زیر را متصور شد:
ارجاعاتی که در قرآن راجع به کتب مقدس مسیحیان و یهودیان بکار رفته اولا این کتب را فی الجمله تصدیق میکند و نه بالجمله؛ معنای این سخن آن است که قرآن کتاب مقدس یهودی و مسیحی را به شکل فعلی معتبر ندانسته و آن را منبع مشروعیت بخشی تلقی نمیکند. دوما ارجاع به معنای استفاده از برخی آموزهها و یا حکایات عهدین و شخصیتهای آن است که در موارد گوناگون بمناسبتهای مختلف بکار رفتهاند.
فرضیههای فرعیقرآن کریم در مسیر هدایت بخشی خویش گاهی به عهد قدیم و شخصیتهای آن رجوع نموده و گاهی نیر به عهد جدید و شخصیت‌های آن اشاره کرده است و به عنوان مثال از 136 بار از حضرت موسی علیه السلام نام برده و یا به حضرت مسیح علیه اسلام با نام عیسی 25 بار و با نام مسیح 11 بار اشاره کرده است. این در حالی است که به مادر عیسی یعنی حضرت مریم نیز در قرآن 34 بار اشاره شده است. این مساله بیانگر توجه ویژه قرآن به تعلیمات و آموزههای این دو پیامبر الولعظم پیش از پیامبر اسلام است.
پیشینهدر ارجاعات قرآن به عهدین باید به این نکته توجه داشت که هم قرآن و هم کتاب مقدس بزرگانی چون حضرت موسی ع و حضرت عیسی ع و حوادث پیرامونشان را به عنوان یکی از محوریترین شخصیتهای روایاتشان برگزیدهاند و پر واضح است که در این میان کتاب مقدس در این زمینه گوی سبقت را از قرآن ربودهاند. آنچه در این میان از درجه اهمیت بالاتری برخوردار است توصیفات مشترکی است که از این پیامبران آسمانی دیده میشود. این اشتراکات که گاه در نام و نشانیاند و گاه در معجزات و افعال، همواره دستمایه تحقیق قرآن پژوهان گشته است، چنانکه به عنوان مثال مرحوم علامه محمدهادی معرفت در کتابش، نقد شبهات پیرامون قرآن کریم، به ذکر چندین مورد از این موارد مشرک پرداخته و به موارد اختلافی به نفع اسلام پاسخ گفته است.
یکی از این موارد اشتراکی که نه در افعال و گفتار که در ارتباط میان این دو کتاب بوده، مساله ارجاع قرآن به سنن و کتب پیشین و بطور خاص عهدین است. این مساله سبب انتقاداتی به مسلمین بویژه از سوی مستشرقان و مبشران مسیحی گشته است. یکی از نمونه‌های شاخص این مساله یوسف دره حداد کشیش مسیحی لبنانی است که در یکی از کتابهایی که در رد اسلام و وحیانی بودن قرآن نوشته است برای نمونه از توصیف عیسی در قرآن به «کلمةالله» به عنوان استدلالی استفاده کرده و قرآن را همان بازگشت به کتاب مقدس میداند.
در هر صورت و با وجود ایراداتی از این دست و برای بررسی تطبیقی و نیز برای روشن شدن اصل مساله و کنکاش در معنا و مصداق این ارجاعات، ضرورت این تحقیق بیش از پیش احساس شد و نویسنده را بر آن داشت تا دست به انجام این پژوهش بزند. بنابر این در این تحقیق به «ارجاعات قرآن به عهدین» میشود.
11-1- تحقیقات انجام شده در زمینه ارجاعات قرآن به عهدینهمانگونه که در مقدمه بدان اشاره رفت، تحقیقاتی که پاسخگوی موضوعی اینچنین باشد تاکنون سابقه نداشته است. البته در پژوهش‌هایی که تاکنون صورت گرفته اعم از فارسی زبان، عربی و یا انگلیسی زبان، اصل برخی از مصادیقِ این ارجاعات بارها مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. بررسی رابطه قرآن و کتاب مقدس با رویکردی یکسویه و یا به صورت تطبیقی در هر دو سنت تا کنون چندین بار پژوهش شده است. در کنار این موارد، اصل دو کتاب قرآن و کتاب مقدس نیز به عنوان موضوع پایاننامه مورد تحقیق واقع شده است. در موارد زیادی نیز محققین به حجیت این دو کتاب پرداختهاند.
اما اینکه این ارجاعات با رویکرد معناشناختی و گونه شناسانه در قرآن موضوع پژوهش بوده باشد، تا کنون سابقه نداشته است. در ادامه به برخی از پژوهشهایی که چه به عنوان کتاب و چه با عنوان پایاننامه به پژوهش راجع به ارجاعات خاص قرآنی یا کتاب مقدسی به عنوان مثال حضرتِ عیسی مربوط میشود اشاره مختصری خواهد شد.
11-2- تحقیقات انجام شده راجع به عیسی در کتاب مقدسدر زبان فارسی تاکنون چند ترجمه راجع به «عیسی در کتاب مقدس» انجام شده است. در این زمینه کتابهایی ترجمه شده که از نامدارترینشان میتوان به ترجمه درآمدی بر عیسی که کمبریج آن را نشر داده است اشاره نمود. در فضای انگلیسی زبان نیز تاکنون کارهای بسیاری درباره عیسی در کتاب مقدس انجام شده که به چند مورد از آنها اشاره میگردد. البته تقریبا قریب به اتفاق این پژوهشها در زبان انگلیسی نیز به تحقیقی یک سویه دست زدهاند و حضرت عیسی با اوصاف مشهورش در مسیحیت را در کتاب مقدس بررسی کردهاند. برخی از آنها نیز که عیسی را به صورت تطبیقی بررسی کردهاند، درصدد کاری تبشیری بودهاند.
از مهمترین تحقیقات راجع به حضرت عیسی علیه السلام در کتاب مقدس میتوان به Jesus the word made flesh نوشته Stephen J.Binz که توسط موسسه Threshold Bible Study نشر یافته اشاره کرد. “بینز” در این کتاب به تفسیر و واکاوی مقدمه انجیل یوحنا پرداخته و در مورد عیسی توضیحاتی ارائه کرده است. او در این اثرهمانند بسیاری از مفسران عهد جدید عیسی را خدا معرفی کرده که خلقت آسمان و زمین بواسطه او صورت گرفته و همه چیز بواسطه او هستی یافته است. در این کتاب اشارهای به حضرت عیسی ع در قرآن نشده است.
تحقیق دیگر یعنی Jesus the Word اثر Mark Francisco Bozzuti-Jones است که نویسنده و الهیدانی است که به کلیسای لوتری تعلق دارد. او در این اثر سعی بر آن داشته تا بر مبنای آراء کلیسای لوتری عیسی را به عنوان خدا و کلمه خدا شرح داده و تبیین نماید.
پژوهشهای دیگری نیز با نام و نشانی شبیه به این دو تحقیق وجود دارد که به بررسی ارجاعات قرآن به عهدین نپرداخته و صرفا عیسی را در عهد جدید و کتاب مقدس پژوهیده است.
11-3- تحقیقات انجام شده راجع به عیسی ع در قرآندر مورد عیسی در قرآن تا کنون پژوهشهای فراوانی انجام شده که از مشهورترین این آثار میتوان به عیسی در روایات شیعه تالیف دکتر لگنهاوسن اشاره کرد. البته این اثر مانند اکثر آثار موجود درباره عیسی در قرآن و سنت اسلامی و شیعی، در آنچه هدف این پژوهش است ناکام و عقیم است. در این آثار به جنبههای مختلف شخصیت عیسی اشاره شده و او را از منظر سنت شیعی و اسلامی بررسی کردهاند.
چنان که روشن شد تحقیقات انجام شده ناظر به هدف این پژوهش نبوده است و غالب کارهایی که در نزدیکی این پژوهش قرار دارند توسط مستشرقان و با هدف تضعیف قرآن بوده است. کارهایی مانند قرآن کتاب مقدس و علم نوشته دکتر موریس بوکای نیز چنان که از اسمش پیداست به حقانیت این کتب بر اساس میزان علم پرداخته و از هدف ما به کلی فاصله دارد.
ادبیات موضوعدر ادبیات پژوهش هدف این است که با نگاهی به چارچوب و مبانی نظری، به روند پژوهش و نیز تعریف و تبیین متغیرهای مورد نیاز در این پژوهش پرداخته شود. در حقیقت پیش از ورود به پژوهش درباره موضوع باید مبانی و اصولی که پژوهش برپایه آنها شکل میگیرد روشن شوند، این قسمت عهدهدار همین مهم است.
12-1- ادبیات قرآن پژوهیقرآنپژوهی علمی است که با بکارگیری مجموعهای از علوم که در فهم معنای ظاهری و باطنی قرآن نقش اساسی دارند، شامل مجموعه گستردهای از علوم پایه است و برای فهم معانی ظاهری و باطن الفاظ قرآن تلاش میکند. این علم بویژه پس از توجه مستشرقانی همچون نولدکه و گلدزیهر با ابعاد و رویکردهای نوینی مورد توجه قرار گرفته است. مثلا پس از انتشار کتابهایی مانند کتاب “قرآن و واژگان بیگانه” The Foreign Vocabulary of the Quran اثر “آرتور جفری” در سال 1938 در گجرات هند، بسیاری از محققان علوم قرآن مطالعات زبان شناختی را نیز وارد علوم پایه قرآن پژوهی کردند. تحقیقات جدید نیز مانند آنچه پرفسور میشاییل مارکس در “طرح مستندسازی قرآن و چاپ انتقادی آن” انجام داده است، مطالعات انتقادی، ریشه شناختی و زبان شناختی آن را نیز مورد توجهی بیش از پیش قرار داده است. علاوه بر این علومی چون مخاطب شناسی، معنا شناسی، ریشه شناسی، بیان و بدیع و … از دیرباز مورد توجه قرآن پژوهان بوده است.
برای بررسی “ارجاعات قرآن به عهدین” نیز در راستای ادبیات قرآن پژوهی و با استفاده از ریشه یابی این ارجاعات و مصادیق آن و نیز استفاده از نظریات مفسران اسلامی، چگونگی این ارجاعات در قرآن را واکاوی خواهیم کرد.
12-2- ادبیات قرآنپژوهی مقایسهایدر قرآن پژوهی مقایسهای، علاوه بر مولفههایی که در شکلگیری صحیح قرآن پژوهی نقش موثر داشتند، باید به آیتمهای دیگری نیز توجه شود. در قرآنپژوهی مقایسهای باید هر مفهومی در بستر تطبیقیاش بررسی شود. برای مثال هنگامی که به بررسی طوفان نوح در قرآن میپردازیم، به متن قرآن، تفاسیر موجود، شان نزول، روایات موجود و نیز داده هایتاریخی همسو با روایت قرآن مراجعه میشود، اما در قرآن پژوهی مقایسهای علاوه بر این امور باید به متن مقدس دیگر نیز توجه داشت. علاوه بر این دادههای تاریخی مخالف قرآن نیز در اینجا اهمیت بسزایی دارند، بخصوص هنگامی که متن مقدس مورد مقایسه موید قرآن نباشد.
از همه مهمتر اینکه در این نوع پژوهش ادبیات قرآن نسبت به دادههای فرا اسلامی و نیز غیر اسلامی باید با توجه به تفاسیر و داده های غیر اسلامی نیز دیده شود. برای نمونه در رویارویی با مثال پیشین در قرآن پژوهی مقایسهای باید به گزارش کتاب مقدس توجه شود که در گزارش طوفان چه رویکردی را برگزیده است.
در یک بررسی مقایسهای روشن می شود که قرآن گزینشی عمل کرده و اجمالا میتوان پی برد که قرآن طوفان را محدود به منطقه معینی میداند، و کتاب مقدس مو به مو و با جزییات داستان را نقل نموده و گستره آن را تمام جهان میداند. صرفنظر از مثال مذکور، دادههای تاریخی نیز ممکن است گاهی موید قرآن باشند و گاه کتاب مقدس. اما اینکه کدام روایت صحیح است نیاز به شواهدی بیرون از متن مقدس دارد که البته در بیشتر موارد نمیتوان به نتیجه درخور رسید.
در همین گزینه اخیر (توجه به دادههای غیر اسلامی) مهمترین مساله توجه به دیدگاه قرآن به متن مقدس مورد مقایسه است. برای مثال قرآن به تایید و تصدیق اجمال کتاب مقدس اهتمام دارد. اما زمانی که متن مورد مقایسه کتاب مقدس یکی از نحلههای “ادیان شرک آلود” باشد، از سوی قرآن نه تنها هیچ گونه تاییدی یافت نخواهد شد، بلکه ممکن است گونه ای از انکار نیز در آن یافت شود.
بنابر این در قرآنپژوهی مقایسهای، علاوه بر موارد پیشگفته دیدگاه خود قرآن نسبت به متن مقدس مقابل نیز از اهمیتی بسزا برخوردار است.
12-3- ادبیات تحقیق در کتاب مقدستحقیقات در زمینه کتاب مقدس یا همان Bibliology سابقهای دیرینه دارد و به صورت جدی دست کم سابقه آن به پانصد سال پیش و نخستین ترجمههای کتاب مقدس از لاتین به انگلیسی باز میگردد. این تحقیقات که با رویکرد مدرن بیشتر عنوان Biblical Criticism را یدک میکشد عبارت است از مطالعه و تحقیق درباره نوشتههای کتاب مقدس، مطالعاتی که در پی داوریهای ظریف و دقیق درباره این نوشتههاست. واژه Criticism نیز از واژه یونانی Krino، به معنای”داوری کردن”،”تمیز دادن”، یا دقت در ارزیابی یا داوری گرفته شده است. بنابراين، نقادى كتاب مقدس ضرورتا با همه دريافتهايى كه از قديم پذيرفته شدهاند، در تعارض نيست، بلكه بدين معنا است كه فى الجمله برخى از تفاسير سنتى، به صورتى درست بر كتاب مقدس مبتنى نيست و اگر واقعيات كتاب مقدس درست بررسى شوند، تفاسير جديدى مطرح خواهند شد.
مطالعات کتاب مقدس در دو حیطه کلی متنی و محتوایی صورت گرفته است. مطالعات متنی شامل موارد زیر است:
نقد نسخه شناختی، نقد تاریخی، نقد زبان شناختی، نقد سبک شناختی، نقد شکلی، نقد سنت شناختی، نقد ویرایشی و نقد قانونی.
مطالعات محتوایی نیز در سه حیطه کلی بررسی اخلاقی داستانهای مشایخ و انبیا، کتاب مقدس و علم، نقد تاریخی و معجزات منقول در کتاب مقدس جریان دارد.
این که هدف از این بررسیها چیست و آیا همان مطالعات سنتی در باب کتاب مقدس است همان گونه که قرآن مطالعه میشودیا خیر؟ باید در جای خود پاسخ گیرد. اما اجمالا باید گفت که این مطالعات غیر از تفاسیر سنتی کتاب مقدس است که البته امروزه هم کاربرد دارد. زیرا در تفاسیر سنتی مانند آنچه اریگن، جروم و ترتولیان و سایر آباء کلیسا بدان مشغول بودند بیشتر دغدغه تفسیر و تاویل متن به چشم میخورد، امری که از آغازین روزهای شکل گیری سنت تفسیری پا به عرصه وجود گذاشت و تا به امروز ادامه دارد.
در اینجا نیز منظور از کتاب مقدس و کتاب مقدس پژوهی اعم از Bibliology و Biblical Criticism میباشد و از هر دو فرایند در مسیر فهم بهتر «ارجاعات قرآن به عهدین» استفاده خواهد شد.
علاوه بر این توجه به یک مساله مهم در این باب ضروری به نظر میرسد و آن تفاوت نظر بین کتاب مقدس و قرآن در یک زمینه است. محققان اسلامی قرآن را به صورت لفظ و معنا وحی از سوی خدا میدانند. اما در مورد کتاب مقدس جریان متفاوت است. زیرا بسیاری از محققان مسیحی بین وحی و الهام تفاوت قائل شده و در نتیجه تفسیر کتاب مقدس متفاوتی ارائه میکنند.
معنی دقیق و تحت اللفظی الهام، دمیدن است. کلمهای که در کتاب دوم تیموتائوس 3: 16 به الهام ترجمه شده است در متن یونانی Theopneustos میباشد. این کلمه مرکب از دو جزء Theos به معنی “خدا” و Pneo به معنی “دمیدن” تشکیل شده و مجموعا به معنی “خدا دمید” است.
اصطلاح الهام در ادبیات مسیحی به نوعی تجلی خداوند (اقنوم سوم یعنی روحالقدس)، در افراد پاک تفسیر شده است و در حقیقت نوعی “روشنشدگی” تلقی میشود. بنابر این، دریافت الهام هرگز به معنی آن نیست که خداوند، با افراد الهام یافته از طریق صدا سخن گوید.
 برخی منابع فارسی، میان الهام و وحی، تفاوت قائل شدهاند. در این نگاه الهام، به معنی هدایت روحالقدس و وحی به معنی تجلی خداوند (که کاملترین شکل آن در مسیح تحقق یافته) دانسته شده است.
اما به نظر میرسد این تفاوتگذاری چندان صحیح نباشد. حقیقت آن است که این دو کلمه همواره به جای یکدیگر به کار میرود. نمونههایی از این گونه استعمال را میتوان در کتاب دوم سموئیل 23: 1، زکریا 9: 1، امثال سلیمان 16: 10، اشعیا 13: 1 و… یافت. بنابر این استعمال رایج کتاب مقدسی واژه وحی، همان مفهوم الهام است.
افزون بر کتاب مقدس، در کتب و منابع الهیاتی نیز استفاده از کلمه وحی در همان مفهوم الهام، بسیار رایج است. جیمس انس، دانشمند و الهیدان مسیحی، به روشنی دو کلمه وحی و الهام را دارای مفهوم یکسان دانسته و هر دو را همان عمل روحالقدس در افراد میشمارد. بنابر این تفاوت گذاشتن میان این دو کلمه را میتوان ناشی از اشتباه در ترجمه واژه Revelation دانست.
واژه مذکور به معنی کشف یا انکشاف خداوند میباشد که مفهومی رایج، شناخته شده و در ادبیات مسیحی پر کاربرد میباشد و به روشنی با الهام و وحی، متفاوت است.
به نظر میرسد مراد از کلمه وحی در کلام کسانی که میان وحی و الهام، تفاوت قائل شدهاند همین مفهوم اخیر یعنی کشف و انکشاف خداوند است.
انبیاء الهی، در وهله نخست به عنوان دریافت کنندگان الهام الهی شناخته میشوند. آنان با دریافت الهام از سوی خداوند، مأموریت مییافتند تا از سوی خداوند با مردم سخن بگویند. البته علاوه بر انبیا، دیگر کسان، همانند کاهن و مزمورخوان نیز گاهی از سوی روح‌القدس الهام دریافت میکردهاند.
گذشته از افراد صالح، گاه افراد شرور نیز الهام الهی را دریافت میکردهاند. بنابر این الهام الهی هرگز به معنی تقدس فرد نیست. نمونه‌هایی از الهام به افراد غیر صالح را میتوان در مورد قیافا، شائول و بلعام یافت.
12-4- دیدگاههای مختلف در مورد الهامدر مورد چگونگی الهام، میان الهیدانان مسیحی، اختلاف نظر فراوانی وجود دارد. به برخی از این نظرات اشاره میشود:
1. خداوند در الهام، کلمه به کلمه، مطالب خود را بیان میکند و شخص الهام یافته حتی در انتخاب کلمات نیز نقشی ندارد.
این همان دیدگاهی است که ریشههای آن را در کلام ربیهای یهودی و از جمله فیلون اسکندرانی میتوان یافت. فیلون بر این عقیده بود که خداوند، کاتبان کتابهای مقدس را چون ابزارهایی بیاراده برای انتقال اراده الهی، به کار گرفته است. این نظریه، که قائل به “دیکته شدن” الهام است بعدها توسط آبای کلیسا نیز پذیرفته شد.
مطابق این دیدگاه، کتاب مقدس که الهام الهی است، چون کلمه به کلمه از سوی خداوند دیکته شده است، خالی از هر گونه تناقض و اشتباه (حتی ظاهری) خواهد بود. پاپ لئوی سیزدهم در تبیین خطاناپذیری نوشتههای الهامی، اظهار میدارد:از آنجا که روح القدس، نویسندگان را همانند ابزار به کار گرفته است ما نمیتوانیم خطای این نویسندگان را پذیرا شویم.
2. برخی دیدگاهی کاملا متفاوت را نیز اتخاذ کردهاند. “هردر” دانشمند قرن هجدهم میلادی، بر این عقیده بود که الهام، هرگز یک عطیه الهی نیست بلکه صرفا دستاوردی بشری است.از نگاه وی، مفهوم الهام را باید در معنایی گستردهتر دریافت. شعر، نقاشی و رمان نیز به همان معنی الهامی هستند که کتاب مقدس، الهامی میباشد.
3. دیدگاه دیگر در مورد الهام آن است که این عطیه با پر شدن از روحالقدس صورت میپذیرد. بنابراین آنچه را در مورد کتاب مقدس، میبینیم هرگز اختصاص به آنان ندارد و هر فرد ایمانداری حتی در زمان حاضر نیز میتواند ملهم واقع شود.
4. نظریه دیگری که در مورد الهام ارائه شده آن است که در الهام، فقط مفهوم (و نه کلمات)، الهامی میباشند.
در تحقیق حاضر سعی بر آن است تا از دیدگاههای مورد قبول مسیحی در این زمینه پیروی شود؛ یعنی دیدگاهی که کتاب مقدس را با لفظ و معنا الهام از سوی خدا میداند و رویکردی که آن را صرفا الهامی معنوی و محتوایی میداند.
12-5- ادبیات تحقیق تطبیقی در کتاب مقدسدائرة المعارف Merriam-Webster معتقد است که پژوهش در کتاب مقدس عبارت است از مطالعه و بررسی آموزههای الهیاتی کتاب مقدس. اما زمانی که سخن از تحقیق تطبیقی در کتاب مقدس طرح میشود باید قدری از این فراتر رفت. بررسی تطبیقی کتاب مقدس در حقیقت زیرشاخه دین پژوهی و الهیات تطبیقی است.
الهیات تطبیقی، رشتهای علمی و آکادمیک است که میکوشد میان مدعیات مربوط به معناداری و حقیقت در فضای کثرگرایی دینی و مدعیات مربوط به معناداری و حقیقت در تفسیرهای نوین یک سنت دینی، همبستگیهای انتقادی دوسویه برقرار نماید.
ادبیات تطبیقی کتاب مقدس نیز شاخهای از الهیات تطبیقی است که نیازمند شناخت و آشنایی با آموزهها و سنت دینی دیگر ادیان از خلال تجربیات و آموختههای آنهاست. در پژوهش تطبیقی کتاب مقدس بررسی مفاهیم کتاب مقدسی با توجه و در قبال بررسی همان مفهوم در دین دیگر کاویده میشود. به لحاظ ساختاری نیز سیر تکوین و تطور آن مفهوم در متون مقدس مورد مقایسه بررسی میشود.
در این مجال “ارجاعات قرآن به عهدین” که یکی از یکی از کلیدیترین مفاهیم موجود در قرآن است را از یک سو در کتاب مقدس نسبت به قرآن مورد پژوهش نظری و کاربردی قرار داده و از سوی دیگر قرآن را از این منظر که ارجاعات فراوانی را بارها در به کتاب مقدس بکار برده واکاوی میکنیم.
ارجاعات قرآنیمنظور از ارجاعات قرآنی به عهدین مواردی است که قرآن در تبیین موضوع یا مسالهای و یا برای مثال آوردن از اقوام گذشته و یا کتب گذشته در آیات مصون از خطایش به ارائه شاهد از کتب گذشته میکند. قرآن از این باب بهره فراوان برده و در نقل بسیاری از موضوعات خویش به کتب پیشینیان اشاره کرده و بدانها ارجاع داده است. برای نمونه قرآن زمانی که درصدد بیان آینده جهان و سرنوشت حاکمان زمین است در ایه صد و پنجم از سوره انبیاء میفرماید: « وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»(و هر آينه در زبور- كتاب داوود- پس از ذكر- تورات، يا پس از ياد اين امت در زبور- نوشتيم كه زمين را بندگان نيك و شايسته من به ميراث مى‏برند). یا در موردی کلیتر زمانی که قرآن به بیان حکم روزه میپردازد در آیه صد و هشتاد و سوم از سوره بقره میفرماید:« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»( اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، روزه بر شما نوشته و مقرر شده همان گونه كه بر كسانى كه پيش از شما بودند مقرر شد، شايد (روحتان نيرومند شود و از هواهاى نفسانى) پرهيز كنيد).
برای روشنتر شدن بحث ارجاعات قرانی به عهدین به تفسیر علامه طباطبایی ذیل آیه صدو پنجم سوره انبیاء نظری خواهیم داشت: «ظاهرا منظور از” زبور” آن كتابى است كه به حضرت داوود نازل شد چه در جاى ديگر نيز آن را به اين نام اسم برده و فرموده:” وَ آتَيْنا داوُدَ زَبُوراً”. بعضى از مفسرين گفته‏اند مراد از آن قرآن است. بعضى ديگر گفته‏اند مراد از آن مطلق كتبى است كه بر انبياء نازل شده و يا بر انبياء بعد از موسى نازل شده. ولى هيچ دليلى بر آن وجوه نيست. بعضى از مفسرين گفته‏اند مراد از” ذكر” تورات است به دليل اينكه خداى تعالى آن را در دو جاى از اين سوره ذكر ناميده يكى در آيه” فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ” دوم در آيه” وَ ذِكْراً لِلْمُتَّقِينَ”. و بعضى ديگر گفته‏اند منظور از” ذكر” قرآن است به دليل اينكه خداى عز و جل آن را در چند جاى از كلامش ذكر ناميده. و بنا بر اين قول، آن وقت بعد از قرآن بودن زبور با اينكه قبل از آن نازل شده عيبى ندارد چون مراد از بعديت، بعديت رتبى است نه زمانى. بعضى ديگر گفته‏اند مراد از آن لوح محفوظ است. ولى اين قول صحيح نيست.
در نتیجه چنان که مشاهده شد در قرآن، سنتِ ارجاع به عهدین وجود دارد و این مساله را به روشنی میتوان از تفاسیر مفسرین شیعی نیز دریافت.
13-1- قرآن و ادیانقرآن در تعامل با دیگر ادیان از یک سو اصل توحیدی و خواستگاه مشترک این ادیان را تایید کرده و از سوی دیگر موارد انحراف از مسیر حق و برخی از کژیهای موجود در میان پیروان را نکوهش کرده است. برای هر دو نگرش مذکور آیات فراوانی در قرآن دیده میشود:
1- دسته نخست آیاتی است که دلالت دارد بر اینکه همه ادیان الهی از یک منبع سرازیر شده و از یک آبشخور و سرچشمه زلال؛ همگی در پی توحید کلمه و کلمه توحید و عمل صالح خالصانه و آراستگی به مکارم اخلاق هستند؛ بی هیچ اختلافی در اصول کلی یا در فروع جزئی مانند:
شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ
آيينى را براى شما تشريع کرد که به نوح توصيه کرده بود؛ و آنچه را بر تو وحى فرستاديم و به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش کرديم اين بود که: دين را برپا داريد و در آن تفرقه ايجاد نکنيد! و بر مشرکان گران است آنچه شما آنان را به سويش دعوت مى کنيد! خداوند هر کس را بخواهد برمى‏گزيند، و کسى را که به سوى او بازگردد هدايت مى‏کند.»
« قُولُواْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ وَالأسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ»
بگوييد: «ما به خدا ايمان آورده‏ايم؛ و به آنچه بر ما نازل شده؛ و آنچه بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و پيامبران از فرزندان او نازل گرديد ، و (همچنين) آنچه به موسى و عيسى و پيامبران (ديگر) از طرف پروردگار داده شده است، و در ميان هيچ يک از آنها جدايى قائل نمى‏شويم، و در برابر فرمان خدا تسليم هستيم؛ (و تعصبات نژادى و اغراض شخصى، سبب نمى‏شود که بعضى را بپذيريم و بعضى را رها کنيم.)»
« إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى*. صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى»
اين دستورها در کتب آسمانى پيشين (نيز) آمده است، در کتب ابراهيم و موسى.
« قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ»
بگو: «اى اهل کتاب! بياييد به سوى سخنى که ميان ما و شما يکسان است؛ که جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزى را همتاى او قرار ندهيم؛ و بعضى از ما، بعضى ديگر را -غير از خداى يگانه- به خدايى نپذيرد.» هرگاه (از اين دعوت،) سرباز زنند، بگوييد: «گواه باشيد که ما مسلمانيم!»
علاوه بر این، آیات پرشمار دیگری نیز وجود دارد که نه تنها این ادیان را تایید کرده، بلکه خاستگاه مشترک آنها و قرآن را نیز یادآور میگردد.
2- اما دسته دیگر آیاتی است که به نکوهش پیروان این ادیان در کج روی و انحرافات عقیدتی پرداخته است. در ادامه به برخی از این آیات اشاره میشود:
« وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللّهِ وَقَالَتْ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللّهِ ذَلِكَ قَوْلُهُم بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِؤُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ»
يهود گفتند: «عزير پسر خداست!» و نصارى کفتند: «مسيح پسر خداست!» اين سخنى است که با زبان خود مى‏گويند، که همانند گفتار کافران پيشين است؛ خدا آنان را بکشد، چگونه از حق انحراف مى‏يابند؟!
« وَقَالَتِ الْيَهُودُ وَالنَّصَارَى نَحْنُ أَبْنَاء اللّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُم بِذُنُوبِكُم بَلْ أَنتُم بَشَرٌ مِّمَّنْ خَلَقَ يَغْفِرُ لِمَن يَشَاء وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاء وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ»
يهود و نصارى گفتند: «ما، فرزندان خدا و دوستان (خاصّ) او هستيم.» بگو: «پس چرا شما را در برابر گناهانتان مجازات مى‏کند؟! بلکه شما هم بشرى هستيد از مخلوقاتى که آفريده؛ هر کس را بخواهد (و شايسته بداند)، مى‏بخشد؛ و هر کس را بخواهد (و مستحق بداند)، مجازات مى‏کند؛ و حکومت آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنهاست، از آن اوست؛ و بازگشت همه موجودات، به سوى اوست.»
« وَقَالُواْ لَن يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَن كَانَ هُوداً أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُواْ بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ»
آنها گفتند: «هيچ کس، جز يهود يا نصارى، هرگز داخل بهشت نخواهد شد.» اين آرزوى آنهاست! بگو: «اگر راست مى‏گوييد، دليل خود را (بر اين موضوع) بياوريد!»
در همین راستا قرآن كريم برخي از اهل كتاب به ويژه قوم يهود را، به ويژگي‌هايي از قبيل دروغگويي (آل‌عمران:3 و 78)، حيله‌گري (بقره: 65ـ66)، دنيا طلبي (بقره: 96) و ده‌ها صفت ناپسند ديگر از جمله تحريف‌گري وصف مي‌كند.
13-2- قرآن و مسیحیتمسیحیت در قرآن کریم جایگاه ویژهای دارد؛ یکی از بارزترین نمودهای این امر وجود سورهای بنام حضرت مریم سلام الله علیها ،مادر حضرت عیسی ع، میباشد. از دیگر نشانهها میتوان به روایت داستان اصحاب کهف که در میان جامعه شرکآلود دوران “دقیانوس” به مسیحیت گرویدند و نیز آیاتی که مستقیما به نقل قول از عیسی ع میپردازد، اشاره کرد.
از یک نگاه کلی قرآن در پرداخت مسیحیت به دو شیوه عمل کرده است. از یک سو مسیحیان را انسانهایی توصیف کرده که مومنان را دوست دارند:« لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُواْ وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ قَالُوَاْ إِنَّا نَصَارَى ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ» بطور مسلّم، دشمنترين مردم نسبت به مؤمنان را، يهود و مشرکان خواهى يافت؛ و نزديکترين دوستان به مؤمنان را کسانى مى‏يابى که مى‏گويند: «ما نصارى هستيم»؛ اين بخاطر آن است که در ميان آنها، افرادى عالم و تارک دنيا هستند؛ و آنها (در برابر حق) تکبّر نمى‏ورزند، به پیروی از حق نزدیکند: « وَإِذَا سَمِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ» و هر زمان آياتى را که بر پيامبر (اسلام) نازل شده بشنوند، چشمهاى آنها را مى‏بينى که (از شوق،) اشک مى‏ريزد، بخاطر حقيقتى که دريافته‏اند؛ آنها مى‏گويند: «پروردگارا! ايمان آورديم؛ پس ما را با گواهان (و شاهدان حق، در زمره ياران محمد) بنويس! و خدا نیز به ایشان پاداش شایستهای عطا خواهد نمود:« فَأَثَابَهُمُ اللّهُ بِمَا قَالُواْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاء الْمُحْسِنِينَ» خداوند بخاطر اين سخن، به آنها باغهايى از بهشت پاداش داد که از زير درختانش، نهرها جارى است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و اين است



قیمت: 10000 تومان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *