user7-113

بســـــــــــــم اللّه الـرّحمــــن الرّحیــــــــــــم
2170430-487680
دانشگاه علّامه طباطبائی
دانشکدۀ ادبیات فارسی و زبانهای خارجی
ترجمۀ بابُ الحكاياتأحمد شَوْقي و تطبيق آن با حكايات پروين اعتصامي
استاد راهنما:
آقای دكتر عليرضا منوچهريان
استاد مشاور:
آقای دکتر شیرزاد طایفی
نگارنده:
سعيد اكبري
پایاننامه برای دریافت درجۀ كارشناسي ارشد ادبيات تطبيقيشهریور1393
عنوان: ترجمۀ بابالحكايات أحمد شوقی و تطبيق آن با حكايات پروين اعتصامی
نویسنده/محقق: سعید اکبری
مترجم: سعید اکبری
استاد راهنما: دکتر علیرضا منوچهریان استاد مشاور/ استاد داور: دکتر شیرزاد طایفی/ دکتر غلامرضا مستعلی پارسا
کتابنامه: دارد. واژهنامه: ندارد.
نوع پایاننامه: بنیادی توسعهای کاربردی

مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد سال تحصیلی: 1391ـ 1393
محل تحصیل: تهران نام دانشگاه: علاّمه طباطبایی دانشکده: ادبیات و زبانهای خارجی
تعداد صفحات: 217 گروه آموزشی: زبان و ادبیات فارسی
کلیدواژهها به زبان فارسی:
احمد شوقی، پروین اعتصامی، ادب عربی و فارسی، ادبیات تمثیلی، بابالحکایات.
کلیدواژهها به زبان انگلیسی:
AhamdShowghi, ParvinE’etesami, Arabic and Persian literature, .allegorical literature, Babol-Hekayat
فرم گردآوری اطلاعات پایاننامههاکتابخانۀ مرکزی دانشگاه علّامه طباطبائیلیااا
چکیده
الف. موضوع و طرح مسأله(اهمیت موضوع و هدف):
موضوع این پایاننامه ترجمۀ بابالحکایات احمد شوقی و تطبیق آن با حکایات پروین اعتصامی است. اهمیت این موضوع، ابتـدا شناساندن بابالحکایات احمد شوقی از طریق ترجمۀ روان آن به زبان فارسی به عنوان یکی از مهمترین آثار ادبیات تمثیلی در ادب عربی به جامعۀ زبان و ادبیات فارسی است. دوم بررسی تطبیقی آن با حکایتهای پروین اعتصامی از طریق پرداختن به جنبههای ساختاری و محتوایی هر یک از این آثار است که در نهایت زوایای پوشیده در چگونگی ارائه و پرداخت هر یک از این آثار را در نوع تمثیل آشکار میسازد و نشان میدهد که نوع تمثیل در دو ادبیات با چه رویکردهایی ساخته و پرداخته شده است و شباهتها و تفاوتهای هر یک از این آثار چیست. هدف از این پایاننامه ضمن ارائۀ ترجمهای روان و شایسته از بابالحکایات احمد شوقی، بررسی ارتباط ساختاری و محتوایی نوع تمثیل با یکدیگر و نیز نشان دادن زوایای پوشیدۀ هر یک از دو اثر احمد شوقی و پروین اعتصامی از طریق بررسی ساختاری و محتوایی آنهاست که با نگرش تطبیقی به طور جداگانه مورد بررسی قرار گرفتهاند.
ب. مبانی نظری شامل مرور مختصری از منابع چارچوب نظری و پرسشها و فرضیهها:
منابع مورد استفاده در این پایاننامه علاوه بر دیوانهای احمد شوقی و پروین اعتصامی، کتابها و مقالات تحقیقی در خصوص ادبیات داستانی و ادبیات تمثیلی است. پرسشها و فرضیههای اساسی در رابطه با این تحقیق نیز از این قرار است: 1ـ آیا بابالحکایات احمد شوقی قابل ترجمه به فارسی روان است. 2ـ عنصر فابل و شخصیّتهای جانوری در بابالحكایات احمد شوقی و حكایتهای پروین اعتصامی عمدتاً برای بیان مضامین اجتماعی و سیاسی به كار گرفته شده و شباهتها و تفاوتهای آنها به فرهنگ دو جامعۀ مصری و ایرانی باز میگردد. 3ـ هیچ گونه تأثیر پذیری مستقیمی میان بابالحكایات احمد شوقی و حکایاتهای پروین اعتصامی وجود ندارد.
پ. روش تحقیق، شامل تعریف مفاهیم، روش تحقیق، جامعۀ مورد تحقیق، نمونهگیری و روشهای نمونهگیری، ابزار اندازهگیری، نحوۀ اجرای آن، شیوۀ گردآوری و تجزیه و تحلیل دادهها:
روش تحقیق در این پایان نامه مبتنی بر روش توصیفی ـ تحلیلی و مطالعات کتابخانهای و استفاده از منابع معتبر در زمینۀ ادبیات داستانی و ادبیات تمثیلی است.
ت: یافتههای تحقیق:
از مهمترین یافتههای این تحقیق علاوه بر ارائۀ ترجمهای روان از بابالحکایات احمد شوقی به زبان فارسی، این است که با بررسـی ساختار تمثیـل و عناصر سازنـدۀ آن، براساس دو اثـر تمثیلی فارسـی و عربـی؛ یعنی بابالحکایات احمد شوقی و حکایتهای پروین اعتصامی، ارتباط دقیق ساختاری و محتوایی این آثار را نیز با یکدیگر نشان داده، این نتیجه حاصل آمده است که در بررسی آثاری از این دست، نگرش یکسویۀ محتوایی به هیچ وجه نمیتواند به عنوان یک راهکار ژرفشناسانه مورد اعتماد قرار گیرد و شناخت ساختاری هر اثر ادبی، با تمام جزئیات آن، یک اصل اساسی است که البته به درک عمقی محتوایی آن اثر نیز میانجامد و این دو مقوله با یکدیگر رابطهای همپوشانی دارند که شناخت حاصل از آنها، باعث شناخت جامعتری از یک نوع ادبی مورد تحقیق میشود.

ث. نتیجهگیری و پیشنهادات:
از مهمترین نتایج بدست آمده در این پایان نامه می توان به موارد زیر اشاره کرد: 1ـ باید میان ادبیات سمبولیستی و کلمۀ سمبول که اگر چه همان مفهوم نماد را دارد، ولی در ادبیات سمبولیستی به شیوههای منحصر به فرد خود به کار گرفته میشود و اهدافی غیر از تعلیم و آموزندگی را دنبال میکند، تفاوت قائل شد و فابل را گونهای جدا از سمبولیسم دانست. 2ـ در بابالحکایات احمد شوقی و حکایتهای پروین اعتصامی، از میان عناصرداستانی گوناگون، پنج عنصر داستانی وجـود دارد که ترکیب داستانی لازم را رقم میزننـد که محتوای تمثیلی و هم چنین پیام اخلاقی را که به عنوان هدف نهایی از اهمیّت اساسی برخوردار است، به نحو مطلوب خود ارائه میکنند. این پنج عنصر داستانی عبارتاند از: طرح، شخصیّت، کشمکش، نقطۀ اوج، گرهگشایی.
صحت اطلاعات مندرج در این فرم بر اساس محتوای پایاننامه و ضوابط مندرج در فرم را گواهی مینماییم.
نام استاد راهنما: سمت علمی: نام دانشکده:
رئیس کتابخانه:
چکیده:
بابالحکایات احمد شوقی و حکایتهای پروین اعتصامی از مهمترین آثار تمثیلی ادبیات معاصر عربی و فارسی به شمار میروند. نکتهای که در رابطه با ادبیات تمثیلی بسیار قابل توجه است، این که این نوع ادبی، اغلب با گونهای یکسونگری روبهرو بوده است؛ چنان که اغلب محتوای اخلاقی آن مورد توجه واقع گشته و از قالب و ساختار آن همیشه به عنوان قالب و ساختاری ضعیف یاد شده است که به زحمت این بار معنایی اخلاقی را بر دوش میکشد. چنین دیدگاهی باعث شده تا همواره نوع تمثیل به عنوان یک نوع قالبی که تحمیل معنا از سوی خالق اثر تمثیلی بر آن صورت گرفته، نگریسته شود و در پایینترین درجۀ یک نوع داستانی که از عناصر داستانی برخوردار است، مورد بررسی قرار گیرد. علاوه بر این، اغلب تحقیقهایی که در حوزۀ ادبیات تمثیلی صورت پذیرفتهاند، به طور عمده، به محتوای این آثار پرداخته و به هنر چگونه گفتن آنها که همان بررسی ساختار و عناصرسازندۀ این آثار است، توجهی نشان ندادهاند. بدیهی است که «چگونه گفتن» مسألۀ بسیار مهمی در ادبیات است و این حجم از تحقیقهایی که به «چهگفتنها»میپـردازد، گونهای بیمهری به این اصل اصیل ادبیـات محسوب میشـود. بر این اساس در این پایاننامه، بابالحکایات احمد شوقی به فارسی روان برگردانده شده، تا علاوه بر افزودن یک منبع مطالعاتی جدید در این زمینه، با استناد روشنتری حکایتهای پروین اعتصامی مورد بررسی و مقایسه قرار گیرد. همچنین در این تحقیق، کوشش شده با تکیه بر روش توصیفی ـ تحلیلی و مطالعات کتابخانـهای، ضمن بررسـی ساختار تمثیـل و عناصر سازنـدۀ آن، براساس دو اثـر تمثیلی فارسـی و عربـی؛ یعنی بابالحکایات احمد شوقی و حکایتهای پروین اعتصامی، ارتباط دقیق ساختاری و محتوایی این آثار را نیز با یکدیگر نشان داده، تأکید کنیم که در بررسی آثاری از این دست، نگرش یکسویۀ محتوایی به هیچ وجه نمیتواند به عنوان یک راهکار ژرفشناسانه، مورد اعتماد قرار گیرد و شناخت ساختاری هر اثر ادبـی با تمام جزئیات آن، یک اصل اساسی است که البته به درک عمقی محتوایی آن اثر نیز میانجامد و این دو مقوله با یکدیگر رابطهای همپوشانی دارند که شناخت حاصل از آنها، باعث شناخت جامعتری از یک نوع ادبی مورد تحقیق میشود.
کلیدواژه: احمد شوقی، پروین اعتصامی، ادب عربی و فارسی، ادبیات تمثیلی، بابالحکایات.
پیشگفتار
«وَ لَقَـد کَتَبنـا فی الزَّبـور مِن بَعـدِ الـذّکر أنَّ الأرضَ یَرِثُـها عِبـادِیَ الصّالِحون»
کاروان غریب شعر و ادبیات، هزاران هزاره است که از دل تاریخ به سوی مـرزهای آینده آهسته و پیوسته در حرکت است و مایۀ خرسنـدی و دلگرمی است که در این دنیـای آکل و مأکول که غم نان به سختی میستیـزد و بیدادها میانگیزد، هنوز طالبان و سالکانی هستند که رهـرو این راهند و بیمـزد و منّت به این کاروان میپیوندند.
جامعۀ بشری در طول تاریخ رنجآوری که جز کشتار و غارت و سبعیّت چیزی برای گفتن ندارد، همواره از دست حریصانی که کوزۀ چشم آنها هرگز از خزف لذّات و شهوات پر نگشته، مبتلای بلاها بوده است و در روزگار ما نیز که منشورهای انسانیّت با آب و تاب در مجامع بینالمللی هر روز مورد ستایش قرار میگیرد و مفاهیمی از قبیل جهانی شدن و صلح و آرامش برای همه مطرح است، فجیعترین جنایتهایی رخ میدهـد که حتی شنیدن آنها مایۀ ننگ انسان و انسانیّت است. جای بسی سرافکندگی است که در چنین روزگاری که لاف خرد و آزادی گوش فلک را کر کرده، هنوز کاخنشینان و از خدا بیخبران، مشقهای اندیشۀ اربابان قلم را خط میزنند و مشتی مفتیان مفتخوار به موجب تفاسير نادرست خود از آيات مبين الهـی، ريختن خون زنان و مردان و کودکان بیگناه را واجب میشمارند و در ازای آن جنایتها نیز پاداش اُخروی را از خداوند منّان توقع میدارند و هرگز بدين نمیانديشند كه قرآن كريم از ريختن خون انسان بیموجبی كه سزاوار قصاص باشد، صريحاً نهی كرده و آن را ظلمی بزرگ و گناهی نابخشودنی میشمارد، و نيز حديث پيامبر(ص)، بیمسامحه، تفسير به رأی را در مورد آيات قرآن، ناروا و باطل میداند. در چنین شرایطی، این سخن ویکتور هوگـو بسیار سنجیده و درست مینماید که:«هدف هنـر امروز زندگی است نه زیبایی.» البته در هر روزگاری، بزرگمردان و زنان آزاده که مشق آزادی و آزادگی نوشتهاند، کوشیدهاند تا به این وظیفۀ خطیر خود جامۀ عمل بپوشانند و اکنـون بر ماست که به راه آنان رفتـه و با فریاد زدن داستانها و حکایتهای حیوانیِ سخنسرایانی چون شوقی و پروین در گوش جامعۀ بشری، سنگها و چالهها را از سر راه انسانیّت، برداریم.
بدیهی است که تحقیقها و پژوهشهای علمی در ادبیات به سادهاندیشانی که میپندارند ادبیات چیزی جز درد دلهایی هنرمنـدانهتر از کلام روزمرّه و گفتار عادی نیست و جز پر کردن اوقات فراغت فایدۀ دیگـری برای آن نمیتوان قائل شـد، ثابت میکنـد که سخنسرایان و نویسندگان چگونه با در نظر داشتن موازین دقیق فکری و روشهای علمی که از چشم آنها پنهان است، به معالجۀ زخمهای روح انسانیّت میپردازند.
بر ایـن اساس، نگارنده موضوع پایاننامۀ تحصیلی خود را با این اهـداف مـد نظر قـرار داد که ابتدا با ترجمۀ بابالحکایات احمد شوقی، باب آشنایی با یکی از برجستهترین بخشهای ادبیات معاصر عربی را برای جامعه باز کند و با تحقیق پیرامون جنبههای ساختاری و محتوایی این اثر در مقایسه با حکایتهای پروین اعتصامی، در جهت اهداف علمی و ارجمنـد دانشگاهیِ رشتۀ ادبیات تطبیقی گامی ثمربخش بردارد. در این ترجمـه و تحقیق، کوشش نگارنده بر آن بوده تا با روش توصیفی ـ تحلیلی و استفاده از منابع ارزشمند و مطالعات کتابخانهای، ضمن ارائۀ ترجمهای روان و شایستۀ بابالحکایات احمـد شوقـی به فارسی، به تحقیق پیرامون جنبههای ساختاری و عناصر
سازندۀ تمثیلی این اثر در مقایسه با حکایتهای پروین اعتصامی بپردازد و ارتباط جنبههای ساختاری این دو اثر را با محتوای آنها با یکدیگر نشان دهـد؛ به همین منظور، در فصل اول، در مقدمه، ضمن اشاره به موضوع و روشها و اهداف این تحقیق به صورت دقیقتر، خلاصهای از پیشینۀ فابل و حکایتهای جانوری را در ادبیات جهان و ادبیات شرق و ایران مطرح کرده و در فصل دوم پس از آوردن شرح حال مختصری دربارۀ زندگی و آثار احمد شوقی و پروین اعتصامی، ترجمۀ کامل بابالحکایات احمد شوقی را ارائه نموده است.(همچنین ترجمۀ منظوم پنج حکایت نیز که حاصل طبع نگارنده است در پایان این حکایتها آورده شده است.) در فصل سوم نیز فابل در بابالحکایات احمد شوقی و حکایتهای پروین اعتصامی از جنبههای ساختاری و محتوایی، به طور جداگانه، مورد بررسی قرار گرفته و با ارائۀ شاهدمثالهای لازم برای آثار هریک از این دو شاعر فابلساز، تحلیلهای مورد نظر صورت پذیرفته است. در فصل چهارم که فصل نهایی این پایاننامه است با توجه به نگرش تطبیقی به بررسی شباهتها و تفاوتهای آثار دو شاعر پرداخته شده و بازهم برای روشنتر شدن تحلیلهای مورد نظر، شاهدمثالهای لازم از متن آثار هر یک از دو شاعر ارائه گردیده است.
در پایان این گفتار به مصداق گفتار شریف «مَن لَم یَشکُرِ المَخلوق لَم یَشکُرِ الخالِق»، بر خود واجب میدانم تا ابتدا از همۀ معلمان و استادانی که افتخار شادگریشان را داشتهام، سپاسگزاری کنم. سپس مراتب سپاس و قدردانی خود را به محضر استادان دانشمند و فاضلم عرض مینمایم که با ارشاد و دستگیری ایشان این پایاننامه را به سرانجام رسانیدم. نخست از سرور ارجمند جناب آقای دکتر علیرضا منوچهریان که استاد راهنمای بنده در طول نگارش این پایاننامه و از آن مهمتر در مسیر عشق به زبان و ادبیات عربی بودند؛ نیز استاد و سرور گرانقدرم جناب آقای دکتر شیرزاد طایفی که عشق بیهقی به استادش بونصر مشکان را با وجود نازنین او درک کردم و فهمیدم و این افتخار را داشتم که به عنوان استاد مشاور، راهنمایی بنـده را در این تحقیق بر عهده گرفتند و در این راه زحمات بسیاری را با بزرگواری پذیرفتند و بیش از پیش مرا رهین منّتهای بیدریغ خود ساختند.
همچنین به رسم ادب از همـۀ استادان فاضل و دانشمند دورۀ کارشناسی ارشدم عالیجنابان: دکتر احمـد تمیمداری، دکتر عبدالحسین فرزاد، دکتر عباسعلی وفایی، دکتر محمدحسین بیات، دکتر علیاکبر عطرفی، دکتـر داوود اسپرهم، دکتر حسین پاینده، دکتر رضا ناظمیان و خانم دکتر شکوهالسادات حسینی، سپاسگزارم که خوشهچین خرمن دانش و فضلشان بودهام.
در نهایت سپاسگزارم از پـدر و مـادر و همـۀ دوستـان ادب دوست و فاضل عزیـزم به خصوص آقایان: محمدعلی چراغی، مجیـد قدمیاری، سجاد دارابی، حمید رزاقی، حجت بوداقی، حامد جوانبختی، علی محجوب و خانم شیما باقری که در تمام مراحل این راه با یاریها و امیدها و دلگرمیها یار و همراهم بودند.
. « و آخِرُ دَعوینا أَن الحَمدُلِلّهِ رَبِّ العَالمین»
سعید اکبری شهریور ماه یکهزار و سیصد و نود و سه شمسی

«تقدیم به
همه مظلومان جهان
به
همه مادران، پدران، جوانان و کودکانی که
قربانی جنایتهای جنایتکاران شدند.»
فهرست مطالب
فصل اول: کلیّات و مفاهیم …………………………………………………………………………………….3مقدّمه ……………………………………………………………………………………………………………………4فابل در ادبیات جهان ……………………………………………………………………………………………..11فابل در ادبیات شرق و ایران ……………………………………………………………………………………15
فصــل دوم: مختصــری در احــوال و آثـار احمــد شوقـــی و پرویــن اعتصامــی ………………………………………………………………………………………………………….. 21 2ـ1. احمـد شوقـی …………………………………………………………………………………………….222ـ2. پروین اعتصامـی ………………………………………………………………………………………..27 2ـ 3. ترجمۀ باب الحکایات احمد شوقی ………………………………………………………………. 29 أنت و أنا ……………………………………………………………………………………………………………….30ندیمُ الباذنجان ……………………………………………………………………………………………………..31 ترجمۀ منظوم ندیم الباذنجان ………………………………………………………………………………32ضیافةُالقطّة ……………………………………………………………………………………………………………33 الصیّادُ و العُصفورة …………………………………………………………………………………………… 36ترجمۀ منظوم صیّاد و گنجشک …………………………………………………………………………… 37البلابلُ الّتی ربّاها البوم ………………………………………………………………………………………. 39الدّیک الهندی و الدّجاج البلدی …………………………………………………………………………40ترجمۀ منظوم خروس هندی و مرغان روستایی ……………………………………………………… 41العصفور و الغدیر المهجور ………………………………………………………………………………. 42ترجمۀ منظوم گنجشک و چشمۀ پنهان ……………………………………………………………….. 43 الأفعی النیلیّة و العقربة الهندیّة …………………………………………………………………………. 44السّلوقی و الجواد …………………………………………………………………………………………………. 46فأر الغیط و فأر البیت ……………………………………………………………………………………….. 48 مَلِک الغربان و نُدور الخادم …………………………………………………………………………………. 50
الظّبی و العِقد الخنزیر ………………………………………………………………………………………. 52ولی عهد الأسد و خُطبة الحمار …………………………………………………………………………. 54الأسد و الثعلب و العجل ………………………………………………………………………………….. 56القِرد و الفیل …………………………………………………………………………………………………… 58الشأة و الغراب ………………………………………………………………………………………………….. 60أمّة الأرانب و الفیل ………………………………………………………………………………………….. 62حکایة الخفّاش و ملیکة الفراش ……………………………………………………………………….. 64الأسد و وزیرها الحمار ……………………………………………………………………………………… 67النّملة و المقطّم ……………………………………………………………………………………………… 69الغزال و الکلب ……………………………………………………………………………………………… 70الثعلب و الدّیک …………………………………………………………………………………………….. 72ترجمۀ منظوم روباه و خروس …………………………………………………………………………… 73النّعجة و أولادها ……………………………………………………………………………………………. 74 الکلب و القطّ و الفأر ……………………………………………………………………………………… 75سلیمان و الهدهد …………………………………………………………………………………………… 77سلیمان و الطّاووس ………………………………………………………………………………………… 78الغصن و الخنفساء …………………………………………………………………………………………. 80القبرّة و ابنها ……………………………………………………………………………………………………. 81النّعجتان ……………………………………………………………………………………………………….. 82السّفینة و الحیوانات ……………………………………………………………………………………….. 83القِرد فی السفینة …………………………………………………………………………………………….. 84نوح علیه السّلام و النّملة فی السّفینة ………………………………………………………………… 85الدّبُّ فی السّفینة …………………………………………………………………………………………. 86الثعلب فی السّفینة ………………………………………………………………………………………. 88اللّیث و الذّئب فی السّفینة ……………………………………………………………………………. 89الثعلب و الأرنب فی السّفینة …………………………………………………………………………. 90الأرنب و بنت عِرس فی السّفینة ……………………………………………………………………………… 91الحمار فی السّفینة ………………………………………………………………………………………………. 92سلیمان علیهالسّلام و الحمامة ………………………………………………………………………………. 93الأسد و الضّفدع ………………………………………………………………………………………………….. 95النّملة الزّاهدة ………………………………………………………………………………………………………. 96الیمامة و الصیّاد …………………………………………………………………………………………………. 98
الکلب و الحمامة ………………………………………………………………………………………………… 99الکلب و الببّغاء …………………………………………………………………………………………………. 100الحمار و الجمل ………………………………………………………………………………………………… 101دودة القزّ و دودة الوضّاء ………………………………………………………………………………. 102الجمل و الثعلب …………………………………………………………………………………………….. 104الغزالة و الأتان ……………………………………………………………………………………………….. 105الثعلب الّذی إنخدع ……………………………………………………………………………………….. 106ثُعالة و الحمار ……………………………………………………………………………………………….. 107البغل و الجواد ……………………………………………………………………………………………….. 108الفأرة و القطة …………………………………………………………………………………………………. 109الغزال و الخروف و التّیس و الذّئب …………………………………………………………………… 110الثعلب و الأرنب و الدّیک ……………………………………………………………………………….. 111الثعلب و أمّ الذّئب …………………………………………………………………………………………….. 112

فصل سـوم: فابـل در بابالحکــایات احمــد شوقــی و حکایتهــای پرویــن اعتصامی ………………………………………………………………………………………………………….. 113
1. ساختار شعر برای داستانپردازی …………………………………………………………………. 1141ـ1. تعریف شعر ……………………………………………………………………………………………. 1161ـ2. خیال …………………………………………………………………………………………………….. 1171ـ3. تقلید و محاکات …………………………………………………………………………………….. 1212. فابل(Fable)، تمثیل، رمز، سمبول ………………………………………………………………. 1263..داستان، حکایت، کارکردها ………………………………………………………………………… 1334..حکایتهای جانوری در شعر احمد شوقی …………………………………………………… 1394ـ1. اخلاق، تمثیل، شعارگویی ……………………………………………………………………….. 1404ـ2. تحلیل ساختاری و محتوایی حکایتهای جانوری احمد شوقی ………………….. 144 4ـ2ـ1. تحلیل ساختاری ………………………………………………………………………………… 144زمینۀ داستانی ………………………………………………………………………………………………… 1554ـ2ـ2. تحلیل محتوایی حکایتهای احمد شوقی ……………………………………………..157 محتوای حکایتها ……………………………………………………………………………………………. 162
4ـ3. تحلیل ساختاری و محتوایی حکایتهای پروین اعتصامی …………………………. 185 4ـ3ـ1. تحلیل ساختاری ………………………………………………………………………………… 1854ـ3ـ2. تحلیل محتوایی …………………………………………………………………………………… 198
فصل چهارم: شباهتها و تفاوتها در فابلهـای احمـد شوقــی و حکایتهای پروین اعتصامی ………………………………………………………………………………………………………… 204
1. مضامین غالب در فابلها و ارتباط آنها با ساختار روایی ………………………………… 2062..امکانات زبانی و بلاغی ……………………………………………………………………………. 2103. تأثیرپذیری و تأثیرگذاری …………………………………………………………………………… 212نتیجــهگیری …………………………………………………………………………………………………… 215

فصل اول
كلیّات و مفاهیم
مقدمه
با نگاهی گذرا به تاریخ ادبیات هر ملّتی، این حقیقت آشكار میشود كه ادبیات داستانی ـ چه در حوزۀ ادبیات مكتوب و چه حكایتها و افسانههای شفاهی رایج در میان عامۀ مردم ـ بخش عمده و مهم ادبیات آن ملّت محسوب میشود؛ به طوری كه همه، آن را پر افتخارترین و ارجمندترین گنجینۀ ادبیات ملّی خود میدانند و از این كه خردمندان و حكیمانی در میان آنان بودهاند كه این حكایتها و داستانهای جذّاب، شنیدنی و ارزشمند را كه خردمندی، شجاعت، بخشندگی، درستكاری، راستگویی و راه و رسم همۀ پندارها و گفتارها و كردارهای نیك انسانی را میآموزد، برای ایشان به یادگار گذاشته و آثار باشكوهی آفریدهاند كه ارزش و احترام آنها روز به روز و نسل به نسل فزونی بیشتری مییابد، به خود میبالند و آن را یكی از قلّههای بلند و دست نیافتنی تاریخ تمدن و فرهنگ خود میشمارند. این حقیقت نه فقط به این خاطر است كه این حكایتها و داستانها تنها فضایل انسانی و شیوۀ خوبی و زیبایی را میآموزند، بلكه از این بابت است كه شاهكار و عصارۀ فكر بزرگمردان و زنانی بودهاند كه در راه تحصیل علم و دانش، سختترین رنجها و دشواریها را بر خود هموار نموده و با دقتی حیرتانگیز و بیانی هنری و دلنشین، چنان آثار ظریف و شیوایی را آفریدهاند؛ حكیمانی كه در زمان زندگی خود از نظر علمی، بزرگترین چهرههای روزگار خود بودهاند و هر ملّتی كم و بیش افتخارات یك ملّت دیگر را با نام آنها به یاد میآورد و میشناسد. دیگر این كه این حكایتها و داستانها اغلب مایۀ بقای زبان، تمدن و اصالت نژادی یك ملّت بودهاند و با نفوذ در روح انقلابهای اجتماعی و سیاسی عصر خود، همواره در طی قرنهای پیدرپی مانع از نابودی اصالت اجدادی و میهنی آن ملّت شدهاند، چنان كه شاهنامۀ فردوسی برای نژاد ایرانی معجزهها كرده است.
بر این اساس اگر بگوییم داستانسرایی و حكایتگویی همواره نجاتبخش روح یك ملّت بوده است سخن اغراقآمیزی نگفتهایم؛ بنابراین پیش از آن كه داستانسُرایی و حكایتگویی را با انواع و اقسام متعددی نام ببریم، نخست باید خود آن را بزرگترین حماسۀ معرفت بشری بخوانیم كه تمام خواستهها و آرزوها و برترینهای یك ملّت را در بر میگیرد و آنها را به ظریفترین و زیباترین صورت ممكن به تصویر میكشد. ارزش این هنر شگفتانگیز تا به آنجاست كه حتی در میان ادیان الهی و متون دینی نیز شاهد هستیم كه برای پیشبرد اهداف گوناگون متناسب با آموزههای هر مذهب از این شیوه استفاده شده و مفاهیم و دستورات را با استفاده از آن چنان جذّاب و قابل فهم كرده كه حتی افرادی كه از فضیلت خوانـدن و نوشتن بیبهره بودهاند نیـز توانستـهاند آن مفاهیم و دستورات را به روشنی دریابند و به خوبی بفهمند.
چنانچه به مقولۀ داستانپردازی و حكایتگویی با همۀ انواع و اقسام آن با دقت بیشتری بنگریم، خواهیم دید كه این هنر خارقالعاده نه فقط دستاورد اندیشۀ بشری برای پندآموزی و همۀ آن اهداف والا و ارجمندی است كه بشر آنها را در سر داشته، بلكه حاصل ارتباط ناگسستنی او با جهان هستی و همۀ عناصر طبیعت پیرامون اوست كه با عنصری عجیب و بسیار شگفت، به نام تخیّل، در هم آمیخته و قدم به قدم او را تا مرزهای رازآلود كشف معانی پیش برده است. خیال و آنچه به آن مربوط میشود، شاید در نگاه اول كاملاً ساده و قابل درك به نظر برسد، اما وقتی كه ارتباط آن را با دنیای حقیقی بشر كه شامل همۀ اختراعات و اكتشافات و سایر دستاوردهای شگرف اوست بسنجیم، به عمق پیچیدگی و تعریفناپذیری و عظمت آن بیشتـر پی خواهیم بُـرد و از این كه آن را تفكر یا توهُّم بنامیم كاملاً ناتوان خواهیم بود، زیرا با یك نگاه ساده به روشنی درمـییابیم كه تمام پیشرفتهای علمی امروز كه قدرت و امكانات بیشماری را برای بشر فراهم آورده، روزگاری همان خیالاتی بوده است كه انسان گذشته آنها را در سر میپرورانده است؛ تا این كه پس از قرنها به كمك تجربههای علمی و عملی و آزمون و خطاهای بیشمار، موفق شده است آنها را به فعلیّت درآورد.
با این حال در رابطه با خیال و اندیشه و ارتباط این دو مقوله با دنیای داستانسرایی و حكایتگویی، آنچه در وهلۀ اول ذهن را به خود مشغول میدارد این است كه كدام یك از این دو مقوله، بیشترین تأثیر را در آفرینش آثار داستانی از خود برجای گذاشته، و یك اثر داستانی یا حتی یك حكایت موجز، چگونه در عین واحد این دو را با هم بر میتابد، در حالی كه داستان یا حكایت از یك سو باور نكردنی است و از سوی دیگر ما را به گونـهای وا میدارد تا با حیرت آن را با همۀ شگفتی و باورنكردنی بودنش، سرانجام باور كنیم و بپذیریم كه چنین حوادثی میتواند كه در گذشته بوده یا در آینـدۀ دور یا نه چنـدان دور باشنـد. پیداست كه هرگز به چنین سؤالی به صورت قطعی و مناقشه ناپذیر نمیتوان پاسخ داد، اما آنچه در بطن این سؤال میتواند به عنوان یك مسألۀ قابل تأمل ـ نه یك پاسخ‌ ـ بیرون كشیده شود و دربارۀ آن به طور مفید گفت و گو كرد، همراهی اندیشه و تخیّل با هم و رابطۀ این دو با مقولۀ اعجابانگیزی به نام حیـرت است؛ حالتـی غریب و بسیار خوشاینـد كه انسان در مواجهه با همـۀ پدیدههای ناشناختۀ جهان پیرامونش آن را با لذت تمام در مییابد و تا زمانیكه زنده است هرگز از آن اشباع نمیشود.
بر این اساس وقتی به دو حوزۀ داستانپردازی در ادبیات كلاسیك و ادبیات معاصر بنگریم، مشاهده میكنیم كه در ادبیات كلاسیك همۀ امور ماورایی و خارقالعاده كه شامل قهرمانان فوق بشری یا شخصیّتهای عجیب و غریب با نیروهای جادویی یا اسطورهها و خدایانی كه در داستان به خدمت گرفته شدهاند، علاوه بر ارضای احساس حقارتهای بشر از نیروی جسمانی و عقلانی خـود كه پیوستـه در معرض انواع بلایا و شكستهاست، برای ایجاد این حس خوشایند، یعنی حیرت است كه به دنبال خود تحسین و شوق مخاطب را برای حفظ و پاسداشت آن اثر داستانی به دنبال دارد. اهمیت این مسأله تا به آنجاست كه هر اندازه یك اثر داستانی با دقت تخیّلی بالاتری این اعمال و شخصیّتهای ماورایی را بیشتر و با نظم و معنای بهتری در خود داشته باشد، در گنجینۀ میراث مكتوب ادبیات داستانی نیز بالاترین ارزش را پیدا میكند، حتی در مواردی قضیه از این نیز فراتر رفته و این آثار داستانی علاوه بر تبدیل شدن به بخشی از تاریخ آمیخته به اسطورۀ یك ملّت، از محتوای داستان آن گرفته تا یك یك شخصیّتهای خوب و بد آن، صورت رمز یافته و در دنیـای روانشناسی و جامعهشناسی یك ملّت، از آنها تأویل و تفسیـرهای به خصوصی برای شناخت روحیّات آن ملّت ارائه میگردد. در داستانپردازی در حوزۀ ادبیات معاصر نیز این حیرتآفرینی و به شگفت آوردن مخاطب از طریق زمینهسازی قالبی و از پیش تعیین شده در دنیای ذهن نویسنده برای غلبه و پیروزی یا شكست و قربانی شدن انسان ـ كه یگانه قهرمان داستان است ـ در مواجهه با جبر اجتماعی و شرایط سخت محیطی او صورت میگیرد؛ به این معنا كه در داستانهای امروزی كه قهرمان آن انسان و دشمن سرسخت او جبر اجتماعی است، نویسنده به ظریفترین شكل ممكن به گونهای زمینهسازی میكند كه میخواهد قهرمان پیروز شود و یا ناكام گردد و شكست بخورد؛ (این مسأله حتی در داستانهای مدرنی كه ادعای نویسندگان آنها بر این است كه شخصیّتها و محیط داستانی كه ایشان آنها را ساخته و پرداختهاند كاملاً آزادانه رفتار كرده، در نتیجۀ كنش دلخواه خود پیش رفتهاند نیز صادق است؛ زیرا سرانجام این قلم در دست نویسنده است كه برای همۀ شخصیّتها و كنشهای داستانی حكم صادر میكند، چه در غیر این صورت باید شخصیّتهای اثر یك نویسنده را افراد حقیقی جداگانهای فرض كنیم كه در تعامل و همكاری با شخص نویسنده موجبات شكلگیری داستانی را فراهم آوردهاند كه البته این تصوّری بسیار غیرمنطقی و خندهآور خواهد بود.) در نتیجه مخاطب از این كه چگونه قهرمان داستان ـ كه یك انسان عادی همانند خود اوست ـ میتواند بر آن همـه سختیها و دشواریها غلبه كنـد، به حیرت میآیـد و در صورت شكست او در مواجهه با این جبـر و دشواریهای اجتماعی نیز از این شگفتزده میشود كه جامعه و افراد آن كه تداوم حیاتشان در گرو ارتباط و همكاری با یكدیگر است، چگونه به راحتی یك فرد را قربانی خواستههای نامشروع خود میكنند و این همان چیزی است كه نویسنده ماهها و یا شاید سالها وقت و انرژی خود را صرف آن میكند تا به آن دست یابد. در حقیقت، با حیرت مخاطب در برابر نتیجۀ مثبت و یا منفی داستان است كه وی علاوه بر احساس آموزندگی و خوشایندی از داستان، سرانجام به كاتارسیس، همان احساسی كه هزاران سال پیش، ارسطو آن را نتیجۀ ارزشمند تراژدی میخواند، دست پیدا میكنـد و به الگویی تبدیل میشـود كه اصلاحات رفتاری فـردی و تغییر شرایط اجتماعی را به دنبال دارد. حیـرت، تحسین و چرایی را برمیانگیزد و تحسین و چرایی، انگیزۀ اصلاح و تغییر رفتارهای فردی و قوانین اجتماعی میشود و این همان كاركرد اساسی نه فقط داستان، بلكه تمام ادبیات است.
یكی از شاخههای ادبیات داستانی كه به موازات عمر داستانپردازی و قصّهسرایی قدمتی چندین هزار ساله دارد و همواره پابه پای داستانگویی و قصّهنویسی در میان ادبیات ملّتهای مختلف جهان از محبوبیّت و استقبال و البته كاربردهای تجربی و فرهنگی ویژهای برخوردار بوده است، افسانۀ اخلاقی یا به تعبیر فرانسوی آن،فابل است كه عمدۀ شخصیّتهای آن را حیوانات و سایر جانداران و حتی گیاهان تشكیل میدهند؛ گونۀ ادبی خارقالعاده و جذابی كه همواره یكی از بهترین و گستردهترین عرصههای همراهی اندیشـه و تخیّل شاعـران و نویسنـدگان بزرگ بوده و بر خلاف ظاهر ساده و به دور از پیچیدگیاش بهترین ظرفیت را برای انتقال مفاهیم گوناگون و اندیشههای ناب از خود نشان داده است.
همان طور كه تاریخ ادبیات ملّتهای كهن و ریشهدار جهان مشحون از این گونه حكایتها و داستانهاست، تاریخ ادبیات ما ایرانیان نیز آراسته به آثاری بسیار جالب و برجسته در این زمینه است؛ آثار گرانبهایی چون كلیله و دمنۀ بهرام شاهی، مرزیان نامۀ وراوینی، موش و گربۀ عبید زاكانی، منطقالطیر عطار نیشابوری و بسیاری از حكایات مثنوی مولانا جلال الدین بلخی و از معاصران نیز حكایتهای منظوم پروین اعتصامی كه بسیاری از این دست حكایتها در سراسر دیوانش پراكنده است.
ارزش این نوع ادبی به ویژه در عرصۀ پژوهشهای تطبیقی، نگارنده را بر آن داشت تا موضوع پایان نامۀ تحصیلی خود را به بررسی آن، با محوریت آثار دو شاعر معاصر، احمد شوقی شاعر مصری و پروین اعتصامی اختصاص دهد. پس از آن همه آثار درخشان از گونۀ فابل در ادبیات ایران و جهان، نگاه دیگر بار این دو سخنپرداز ایرانی و مصری و ابداعات شگفتانگیز آنان به یاری استعداد خداداد و بلاغت دلكش شاعرانه به پرداخت این گونۀ قصّهسرایی، در تاریخی كه حرارت شعلههای تأثیرات سیاسی و اجتماعی و حتی اخلاقی آن هنوز هم احساس میشود، به حق، تحقیقی در این زمینه میطلبید كه به لطف خدا توفیق انجام آن نصیب این رساله گردید. تا آنجا كه در خور توان است تحقیق و ارائـۀ شناختی شایسته دربارۀ ایـن دو بخش مهم از دیوان دو شاعـر، یعنی بابالحكایات احمدشوقی و حكایتهای جانوری پروین اعتصامی، نه تنها گام مهمی در شناخت هر چه بهتر ادبیات برون مرزی محسوب میشود، بلكه ماهیّت ادبیات تطبیقی و چگونگی پژوهش و اهداف حاصل از آن را نیز با یك مصداق عینی به خوبی روشنتر مینماید. بنابراین چنان كه سرشت ادبیات تطبیقی ایجاب میكند، پیوسته باید توجـه داشت كه اگرچه شناخت ادبیات سرزمین مادری خویش، امـری كاملاً واجب است و هیچگونه سهلانگاری و كمكاری در رابطه با این شناخت، قابل اغماض و مسامحه نیست، اما این به آن معنا نیست كه هر ملّتی صرفاً باید به ادبیات خود بسنده كنـد و آن را یگانه آبشخـور سیرابی روح خود بدانـد. بیشك زمانیكه به مدد پژوهشهای دقیق ادبـی، زوایای تاریك وامدهی و وامگیری شاعران و نویسندگان ادبیات ملّتهای مختلف روشن شود، یا از مشتركات فكری و مختصات سبكی آنها ـ حتی فارغ از تأثیرگذاری و تأثیرپذیریها ـ شناخت بهتر و دقیقتری ارائه گردد، علاوه بر فراهم آمدن زمینۀ بهتر برای تشویق و انگیزش هیجان عمومی به منظور روی آوردن هر چه بیشتر به دنیای ادبیات و فهم شایستۀ آن، مجال رشد و شكوفایی و پویایی و بالندگی ادبیات ملّی نیز بهتر فراهم میشود و همزمان عرصهای به وجود میآید برای جهانی اندیشیدن و برونرفت از پوستۀ تنگنظریها و كوتهبینیهایی كه تعصبات كوركورانه را دامن میزننـد و ارتباط میان ملّتها را دچار اشكال میكنند و به تنگنا میكشانند. در اینباره همچنان كه پژوهشهای درونی ادبیات از سوی محققان بر آن است تا به تودههای مختلف بفهمانـد كه ادبیات فقط برای وقتگذرانی و سرگرمی نیست، این رسالت خطیر و مسئولیت گریزناپذیر نیز ـ در دنیای كنونی كه سالهاست به دلیل ارتباطهای تنگاتنگ ملّتها با یكدیگر از آن به دهكدۀ جهانی تعبیر میشود ـ بر عهدۀ بخش پژوهشهای برون مرزی ادبیات، یعنی ادبیات تطبیقی است، كه اگرچه در ایران یك بار تولد ناقصی را در نیم قرن اخیر داشته و یك بار دیگر به تازگی پا به عرصۀ ظهور نهاده و كانون توجه محققان شده است، اما در سایر كشورها، به ویژه در اروپا و امریكا سابقهای حدود دو قرن دارد و با داشتن دو شاخۀ مكتب فرانسـوی و مكتب امریكایـی تجربیات ارزشمنـدی را به بار آورده و زمینۀ شكلگیری تحقیقات گستردهای را فراهم كرده است.
«ادبیات تطبیقی افزون بر تقویت شخصیّت قومی و تربیت و رشد ابعاد استعدادهای اصیل، و هدایت آنها به راه مستقیم و رهبری حركتهای نوگرا به شیوهای سودمند، و آشكار كردن اصول كنونی قومیّتها و بیان گسترش كوششهای هنـری و فكری ما در مسیر میـراث ادبیات جهانی ـ افزون بر اینها ـ رسالت انسانی دیگری را نیز بر دوش میكشد، و آن آشكار ساختن اصالت روح قومی در پیوند و ارتباط با روح انسانها در گذشته و حال است… همانگونه كه برای نشان دادن وحدت روحی انسانها در تكاپوی چنگ زدن به آزادی، صلح و تأمین حقوق فرد و جامعه، بهتر از ادبیات انسانی سراغ نداریم، شناخت واقعی هر كدام از این دو، بستگی به شناسایی دیگری دارد. ارزیابی ادبیات ملی ـ به طور واقعی ـ و توجیه درست آن امكانپذیر نیست مگر با نگرشی به ادبیات آن ملّت به عنوان بخشی از میراث همۀ انسانها. در این صورت است كه ادبیات مجال آن را مییابد تا مسئولیت انسانی خود را از خلال فرمها و مكتبهای هنری انجام بدهد و از راه ادای رسالت ملی و میهنی، ارزشهای فرهنگی را نیز تحكیم بخشد.»(غنیمی هلال، 1390 :20)
پیداست كه مطالعه و آگاهی یافتن از بافت ادبیات ملّتهای مختلف و درك منظومههای ناب و شاهكارهای داستانی ادبیات جهان جز برای عدۀ معدودی از علاقهمندان و پژوهشگران این عرصه امكانپذیر نیست؛ بنابراین در قدم اول راهی به جز ترجمۀ آن آثار برای استفادۀ عمومی جامعه باقی نمیماند. اگرچه بسیاری از منتقدان و استادان به درستی بر آنند كه زبان ترجمه هیچگاه اصالت و زیبایی زبان اصلی اثر را ندارد و طی این فرآیند بسیاری از محاسن یك اثر نادیده گرفته شده، یا از آنها كاسته میگردد، اما اگر با این دیدگاه به فرآیند ترجمه بنگریم و آن را از این جهت ارزشمند بدانیم كه در قدم اول، تلاش برای فهماندن و گسترش آثار ادبیات دیگر ملّتها بهتر از عدم فعالیت و مسكوت گذاشتن آنها به بهانۀ تسلط نداشتن عامۀ مردم بر زبان بیگانه است، و نیز یادگیری همۀ زبانهای مطرح دنیا كه شاهكارهای گوناگونی در ادبیات آنها آفریده شده، اصولاً برای كسی میسّر نیست و همچنین این نكتۀ بسیار دقیقكه همین ترجمۀ آثار ادبی میتواند به شایستگی به عنوان متنی ارزشمند، بهترین ابزار كمكآموزشی برای یادگیـری یك زبان بیگـانه برای زبانآموزان و دانشجویان و علاقهمندان آن زبان باشد، خواهیم دید كه ترجمه با همۀ كاستیها و نقصهایی كه میتواند داشته باشد، بسیار مفیـد و قابل استفاده است. بنابراین با توجه به این ویژگیها میتوان گفت که«ترجمهها در تمام ادوار همیشه بهترین پاسخگو به نیاز فهم و مطالعۀ آثار خارجی از جانب اهل یک کشور دیگر بوده است.»(گویارد، 1374: 28)
نگارنده با نظـر به چنین دیدگاهی با كوششی در حدّ توان خویش، ابتدا اقدام به ترجمۀ كامل بابالحكایات از جلد چهارم دیوان پر حجم الشّوقیات شاعر شهیر مصری، احمد شوقی، نموده، سپس با توجه به خصوصیّات دیدگاه مكتب امریكایی ادبیات تطبیقی، و با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی، مبتنی بر مطالعات كتابخانهای و استفاده از منابع طراز اول و بهرهگیری از آخرین یافتههای پژوهشی مرتبط با موضوع فابل و حكایتهای جانوری، با اهداف زیر به بررسی تطبیقی آن با حكایتهای جانوری پروین اعتصامی اقدام نموده است:
1ـ اهدف اصلی:
1ـ ارائۀ ترجمۀ روان و شیوا به زبان فارسی از باب الحكایات احمد شوقی.
2ـ نشان دادن تفاوتها و شباهتهای دیدگاه دو شاعر مصری و ایرانی در زمینۀ عنصر فابل و استفاده از شخصیّتهای حیوانی.
3ـ غنا بخشیدن به رشتۀ نوپای ادبیات تطبیقی در ایران و افزودن منبع مطالعاتی جدید در این زمینه.
2. اهداف فرعی:
معرفی احمد شوقی و پروین اعتصامی به عنوان چهرههایی برجسته و سرشناس از شاعران معاصر در خصوص پرداختن آنها به عنصر فابل و شخصیّتهای حیوانی به دانشجویان، پژوهشگران و علاقهمندان رشتۀ ادبیات تطبیقی.
3.سؤال اصلی:
1ـ آیا اشعار باب الحكایات احمد شوقی قابل ترجمه به فارسی روان هستند و امكان ترجمۀ آنها به شعر فارسی و ارائۀ هماهنگ مفاهیم آن به شعر فارسی وجود دارد؟
2ـ عنصر فابل و شخصیّت های حیوانی در باب الحكایات احمد شوقی و حكایتهای پروین اعتصامی برای بیان چه مضامینی به خدمت گرفته شدهاند و شباهت و تفاوتهای میان آنها چیست؟
3ـ آیا میان باب الحكایات احمد شوقی و حكایات پروین اعتصامی عامل تأثیرپذیری میتوان یافت؟
4. سؤالهای فرعی:
1ـ نحوۀ نگرش احمد شوقی به عنصر فابل چگونه است و دیدگاه پروین اعتصامی در این زمینه چیست؟
2ـ آیا احمد شوقی در بابالحكایات و پروین اعتصامی در حكایتهایش از امكانات زبانی و بلاغی بهره گرفتهاند؟
5. فرضیهها:
1ـ ساختار شعری بابالحكایات قابل ترجمه به فارسی روان است؛ به گونهای كه امكان ارائۀ هماهنگ مفاهیم آن به نظم فارسی نیز میسر است.
2ـ عنصر فابل و شخصیّتهای جانوری در بابالحكایات احمد شوقی و حكایتهای پروین اعتصامی عمدتاً برای بیان مضامین اجتماعی و سیاسی به كار گرفته شده و شباهتها و تفاوتهای آنها به فرهنگ دو جامعۀ مصری و ایرانی باز میگردد.
3ـ نحوۀ نگرش احمد شوقی به عنصر فابل و شخصیّتهای حیوانی برگرفته از همان دیدگاه سنّتی وكلاسیكی است كه حیوانات در آن دارای شخصیّت و اعمال و رفتار انسانیاند و دیدگاه پروین اعتصامی در این خصوص با آن كاملاً متفاوت است.
4ـ هیچ گونه تأثیر پذیری مستقیمی میان بابالحكایات احمد شوقی و حکایتهای پروین اعتصامی وجود ندارد.
5ـ احمد شوقی و پروین اعتصامی در حكایتهای خود از امكانات زبانی و بلاغی استفاده كردهاند.
6. پیشینه بررسی موضوع در ایران و جهان:
1ـ كتاب: امینمقدسی، ابوالحسن. (1386). ادبیات تطبیقی با تکیه بر مقارنۀ ملکالشعرا بهار و امیرالشعرا شوقی. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، چ1.
2ـ مقاله: ایراندوست تبریزی، رضا. (1371). شخصیّتها و اخلاق در فابلهای پروین اعتصامی و لافونتن. پژوهشهای فلسفی نشریۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تبریز. شمارۀ 142و 143. ص 1ـ 53.
فابل در ادبیات جهان
«انواع ادبی در ردیف نظامهایی از قبیل سبكشناسی و نقد ادبی، یكی از اقسام جدید علوم ادبی و یا به قول فرنگـیها، یكی از شعبـهها و مباحث نظـریۀ ادبیات Theory of literature است. موضوع اصلی آن طبقهبندی كردن آثار ادبی از نظر ماده و صورت در گروههای محدود و مشخص است. در انواع ادبی، این پرسش مطرح است كه آیا هر اثر ادبی برای خود وجود مجزّا و مستقل و به خصوص دارد، یا به نحوی به آثار دیگر ادبی مرتبط است؛ و در نتیجه میتوان بین گروههایی از آثار ادبی ارتباط و نشانههایی یافت؟… اگر بخواهیم به ادبیات از دید علمی نگاه كنیم، باید بتوانیم آثار ادبی را طبقهبنـدی كنیم و انواع مشابه آثار ادبی را در طبقات مخصوصی قـرار دهیم، زیرا مهمترین مختصۀ علم این است كه میتواند طبقهبندی كند»(شمیسا، 1387: 17)
بدیهی است كه پیامد چنین طبقهبندی و نیز یافتن ریشههای تاریخی و شناسنامۀ هریك از انواع ادبی و در نهایت خاستگاه اصیل آنها، شناخت بهتر این انواع و چگونگی دگرگونیهای آن در میان ادبیات ملّتهای مختلف است، علاوه بر این، نتیجۀ دیگری نیز در این زمینه وجود دارد و آن افتخار ملّتها به پیشینۀ ادبی و غرور ملّی فرهنگی است كه البته در بحثهای علمی جایی ندارد و در جای خاص خود قابل طرح و احترام است؛ بنابراین نمیتوان به این مسأله بیاعتنا بود كه یك نوع ادبی برای نخستین بار در چه تاریخی و در كدامین سرزمیـن به صورت مكتوب به ظهور رسیـده و در مراحل بعـدی چگونه مسیر دگرگونیهای خاص خود را طی کرده است. این امـر به این دلیـل در عرصۀ پژوهشهای ادبی اهمیت دارد كه به بحث دربارۀ دو مقولۀ بسیار سرنوشتساز ادبیات مكتوب و ادبیات شفاهی میپردازد و تكلیف این دو را در خصوص استقلال و یا ارتباط بعدی آنها با یكدیگر روشن میسازد؛ زیرا ادبیات شفاهی كه عمدتاً شامل ادبیات عامیانه و فولكوریك است، به دلیل ساختار ساده و بدوی خود در عرصۀ انتقال به خارج از مرزهای یك ملّت، توفیق چندانی نداشته و همواره به شدیدترین صورت ممكن در معرض خطر نابودی و فراموشی ابدی بوده است، اما ادبیات مكتوب درست به عكس ادبیات شفاهی، همواره از منزلت و شكوه بیشتری برخوردار بوده و تا حد ممکن توانسته است خود را از خطر نابودی و فراموشی حفظ كند و به عنوان میراثی ماندگار در میان نسلهای یك ملّت و نیز رهآوردی ارزشمند در میان ملّتهای دیگر كه تا پیش از آن از یك گونۀ ادبی به خصوص برخوردار نبودهاند، جایگاه خود را به خوبی حفظ كند. براین اساس، ما نیز در این تحقیق، به طور خلاصه به تاریخچۀ فابل در ادبیات جهان، شرق و ایران میپردازیم تا زمینهساز شناخت بهتری باشد برای طرح مسائلی كه در فصلهای آتی به آن خواهیم پرداخت.
داستانهای جانوری «داستانهای اخلاقی و آموزندهای است كه در شیوۀ فنّی و ادبی خاص حكایت میشود و این مفهوم نه در معنی دینی آن، بلكه در مفهوم كلی لغوی آن، بیشتر گرایش و بُرد نمادی دارد؛ به این معنی كه نویسنده یا شاعر از باب مقابله و تنظیر، نمادهایی را به كار میبرد كه وضع آنها بر انسانها و رویدادهای منظور نظر نویسنده قابل تطبیق باشند، تا به آنجا كه خواننده و تعقیب كنندۀ داستان، در پشت نمادهای ظاهری، مقصود واقعی نویسنده را در ذهن خویش مجسم میكند. قهرمانان این داستانها غالباً از جانوران و گیاهان و جمادات هستند كه نقش سمبلیك شخصیّتهای داستان را بازی میكنند و گاهی نیز انسانها در قالب و نماد اشخاص واقعی داستان گذارده میشوند. داستان بر زبان حیوانات، پیش از آن كه به مرحلۀ فولكوریك و سبك ادبی خاص ارتقاء یابد، بیشتر جنبـۀ ابتدایی و فطری داشته است و غالباً عـوام از این راه به توجیه پدیدههای طبیعت بر پایۀ باورهای اساطیری و متافیزیكی میپرداختهاند.»(غنیمی هلال، 1390: 226)
«در باب اینكه كدام یك از ملّتها در ساختن اینگونه حكایتها(فابلها) پیشقدم بودهاند و از كدام یك به دیگری سرایت كرده است، میان محققان اختلاف است. برخی بر آنند كه نخستین زادگاه بافت فنّـی این داستانها یونان بوده است و یونانیان نمونههایی از این حكایتها را در داستانهای ازوپ= (آیسوپوس) (قرن ششم، ق.م) میشناختهاند و حتی از این مرحله فراتر رفته، بر این عقیدهاند كه قدمت داستانهای افسانهای در ادبیات یونانی پیش از«ازوپ» در اشعار هسیود یا «هزیود» (حدود قرن هشتم، ق.م) و پس از او در آثار « ستسیخوروس» (قرن ششم، ق.م) وجود داشته است. پس محتمل است كه افسانههای مشترك هند و یونان، نخست از طریق فتوحات گستردۀ اسكندر كبیر (356ـ323ق.م)در مشرق زمین، از هندوستان به یونان منتقل شده باشد.
دستهای دیگر از پژوهشگران بر این باورند كه نخستین زادگاه داستان بر زبان جانوران، سرزمین هندوستان بوده است و این كشور در این زمینه نسبت به سرزمین یونان پیشگامی داشته است.
در كتاب «جاتكه» كه به تاریخ تناسخ«بودا» در بعضی از موجودات و به ولادتهای پیشین«بودایی» مربوط میشود، حكایتهای فراوانی از تناسخ «بودا» دربارۀ جانوران دیده میشود. قدمت بخشی از آنها به پیش از قرن هفتم قبل از میلاد میرسد.
نظریۀ گروه سوم بر این است كه این نوع داستانهای ادبـی از مصر باستان به ادبیات هنـد و یونان راه یافته است. این نظر را به استناد پاپیروسهای كشف شـده اظهار كردهانـد(مانند: پاپیروس داستان شیر و موش) كه قدمت آن به قرن دوازدهم پیش از میلاد میرسد.
از آنجا كه پیدایش اینگونه افسانهها، ریشههای عامیانه و اساطیری دارد، هیچگونه مدرك تاریخی جهت صدور رأی قطعی نسبت به تعیین موطن اصلی آنها در دست نیست؛ زیرا تاریخ مبادلات و نحوۀ ارتباط این نوع داستانها كه پس از ارتقاء ادبی انجام گرفته است، بر ما پوشیده است و هیچگونه سند معتبر تاریخی كه بر اساس آن بتوان مسیر این نوع مبادلات را ترسیم كرد، در اختیار نیست.
آنچه را كه ما محتمل میدانیم، آن است كه: سرزمینهای مصر، هند و یونان همگی به طور مشترك در رشد این نوع قصّـهها سهیم بودهانـد و در طی قرون و اعصار متمادی، داد و ستـدهایی در این زمینه انجام شـده است.»(همان: 228ـ 229)
البته در میان داد و ستدهایی كه در میان چنین تمدنهای كهنی صورت پذیرفته است، یكی از بحث برانگیزترین آثار كه در ادبیات ملل ختلف جهان همواره دست به دست گشته و به وسیلۀ مترجمان به شكلهای گوناگون در آمده، كتاب هندی بسیار معروف «پنچاتنترا» است.
این كتاب «به مرور ایّام و با طی دوران و سیر زمان به صورتهای گوناگون درآمد و از هند به چین رفت و از



قیمت: 10000 تومان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *