نمایندگی قانونی طفل تحت سرپرستی نیز مطابق تبصره ماده 11 اصولاً برعهده سرپرست گذاشته شده است. مطابق ماده 14 همین قانون هم اداره ثبت احوال مکلف شده که بعد از ابلاغ حکم سرپرستی دادگاه،مفاد حکم را در شناسنامه زوجین سرپرست و خود طفل تحت سرپرستی درج و شناسنامه جدیدی با مشخصات زوجین سرپرست و با نام خانوادگی زوج برای طفل صادر نماید.
ملاحظه می شود که نظر قانونگذار ما بر حفظ حضانت طفل تحت سرپرستی و حمایت از شأن انسانی اوست و وقتی مقنن در خصوص طفل تحت سرپرستی که افراد بیگانه سرپرستی او را عهده دار می شوند،تا این اندازه حساسیت نشان داده است،چگونه می توان به راحتی اجازه داد که جنین و طفلی را که خود تولید و بزرگ کرده به افراد دیگری که هیچ رابطه عاطفی با طفل ندارندمسترد نمایند و آن را حمل بر نظر مقنن نمود؟ با وجود این قانونگذار در تصویب و تدوین نحوه اهدای جنین شتاب به خرج داده و بدون تعمق کافی به تصویب ناقص الخلقه ای دست زده است و جا داشت مقنن،تکلیف بسیاری ا زموارد مبهم و مسکوت را در این قانون روشن می نمود . اما ماده 3 قانون جدید تقریباً از ماده 11 قانون سال 53 کپی برداری شده است و با وجود این ماده ،دیگر تردیدی در تثبیت و استقرار حضانت دریافت کنندگان جنین نسبت به طفل حاصل از جنین اهدایی باقی نمی ماند و بنابراین استرداد آن نیز امکان پذیر نخواهد بود119.

مبحث دوم : نفقه اقارب
گفتار یکم : مفهوم و ماهیت نفقه
یکی دیگر از مواردی که در ماده 3 قانون اهدا جنین به زوجین نابارور مطرح گردیده مساله نفقه است که در ادامه به بحث در مورد آن خواهیم پرداخت.
هزینه خوراک و پوشاک واثاث خانه و مسکن را نفقه گویند120.
نفقه در لغت به معنی هزینه، خرج، آنچه هزینه عیال و اولاد کنند، روزی و مایحتاج معاش آمده است . معنی اصطلاحی نفقه هم نزدیک به معنای لغوی است وعبارت ازچیزی است که برای گذراندن زندگی لازم و مورد نیازاست121 . قانون مدنی ایران در ماده 1024 در تعریف نفقه چنین بیان می دارد : ” نفقه اقارب عبارتست از مسکن والبسه و غذا و اثاث البیت به قدر رفع حاجت، با درنظرگرفتن درجه استطاعت منفق ” بحث ما در رابطه با نفقه اقارب است که یکی از آثار نسب به شمار می آید. اقارب جمع اقرب و به معنی خویشان است . اقارب در معنی عام شامل خویشان نسبی وسببی و رضاعی است ؛ درمبحث مورد نظر مقصود ازاقارب، خویشان نسبی است چرا که بین خویشاوندان سببی و رضاعی تکلیف به انفاق وجود ندارد. در مورد خویشاوندان نسبی هم فقط برای کسانی که قرابت آنها درخط مستقیم ( عمودی ) باشد، تکلیف به انفاق مقرر شده است؛ به عبارت دیگر نفقه اقارب فقط بین اشخاصی وجود دارد که بعضی از آنها از بعضی دیگر، بی واسطه، یا با واسطه به دنیا آمده اند122.
تکلیف به پرداخت نفقه تکلیفی اخلاقی و مربوط به دستگیری از خویشان نزدیک است و این تکلیف، تعهدی متقابل است و در صورتی محقق می شود که انفاق کننده توانگر و طلبکار او نیازمند باشد. بنابراین درتعریف الزام به انفاق خویشان می توان عنوان کرد:”تعهدی است قانونی که خویشان نزدیک در برابر هم دارند و به موجب آن هر توانگر وظیفه دارد معاش خویش مستند را تأمین کند”123 .
گفتار دوم : نفقه اقارب در حالت اهدای جنین
برابر با مواد قانون مدنی، پرداخت نفقه به عهده پدر قانونی یا ژنتیکی ( صاحب اسپرم)و دردرجه بعد اجداد پدر و سپس مادرقانونی یا ژنتیکی ( صاحب تخمک ) و درنهایت اجداد پدری وی می باشند ؛ ولی از آنجا که اهدا کنندگان جنین هیچگونه قصدی برای داشتن فرزند و نگه داشتن او و پرداخت هزینه های وی در زمان اهدا جنین نداشته اند در این حالت استثناء جهت تکلیف پرداخت نفقه به طفل باید دراین زمینه به قوانین مشابه رجوع کنیم .
در این خصوص قانون حمایت از کودکان بدون سرپرست مصوب 1354 از قوانینی است که می توان از آن مساعدت نمود. فرزند خواندگی با صدور حکم سرپرستی ازطرف دادگاه آغاز می شود ؛ از این تاریخ کودک پذیرفته شده و در حکم فرزند خوانده است. زن وشوهر پذیرنده بایستی مانند پدرو مادر مشروع، به نگاهداری وتربیت کودک بی سرپرست، اقدام نماید درباره روابط طفل و خانواده سرپرست چنین آمده است: ” وظایف و تکالیف سرپرست و طفل تحت سرپرستی او، از لحاظ نگاهداری و تربیت نفقه و احترام، نظیر حقوق و تکالیف اولاد و پدر و مادر است “
ذکر این نکته ضروری است که الزام به انفاق تنها در روابط زوجین و سرپرست کودک به وجود می آید و فرزند خوانده با اجداد و فرزندان و نواده های سرپرست خود هیچ نسبتی ندارد. 124
در ماده 3 قانون اهدای جنین به زوجین نابارور مصوب 1382 آمده است :
” وظایف و تکالیف زوجین اهدا کننده ی جنین و طفل متولد شده از لحاظ نگهداری و نفقه و احترام، نظیر وظایف و تکالیف اولاد و پدر و مادر است ” .
این ماده در واقع برگرفته از ماده 11 قانون حمایت از کودکان بی سرپرست می باشد نیز، تکلیف الزام به انفاق را به خوبی مشخص می کند، بنابراین با وحدت ملاک از قوانین فوق در حالت اهدای جنین می توان با اخذ مجوز از دادگاه الزام به انفاق طفل حاصله را برعهده زوج متقاضی فرزند و در صورت نبودن و یا عدم استطاعت وی، پرداخت نفقه طفل را برعهده زوجه وی ( زوجه متقاضی اهدای جنین ) قرار داد.

مبحث سوم: احترام
اگرچه ماده 3 قانون نحوه اهدای جنین تکالیف زوجین اهدا گیرنده جنین و طفل متولد شده را از لحاظ احترام نیز نظیر وظایف و تکالیف اولاد و پدر و مادر می داند،لیکن در قوانین موضوعه ایران،مقرره ای که حاکی از لزوم احترام والد
ین به طفل باشد وجود ندارد و به ناچار مطابق اصول 4 167 قانون اساسی ناچاریم در این خصوص به فتاوای فقها مراجعه و یا حکم قضیه را از منابع معتبر اسلامی و عرف جامعه استخراج نمائیم . با مراجعه به عرف و برخی منابع اسلامی و روایات وارده ملاحظه می شود که احترام بین طفل و ابوین او ،رابطه ای است متقابل ،و همانطور که طفل باید به ابوین خود احترام بگذارد ،والدین او نیز مکلف به احترام و رعایت حرمت و تکریم اطفال خود هستند. پیامبر اسلام (ص) می فرمایند: به فرزندان خود احترام کنید و آداب آنها را نیکو گردانید که اگر چنین کنید به رحمت و بخشش می رسید125.
تکریم فرزند و احترام به او توسط والدین و احترام فرزند به والدین و تبعیت او از آنان یکی از اصول اخلاقی موثر در بقای جوامع است که مورد تأکید دین مبین اسلام نیز قرار گرفته است. در مقابل،فزرندان نیز مکلف به تبعیت از والدین و احترام به آنان هستند و حتی قرآن کریم ،فرزندان را زا اف گفتن به والدین منع نموده و خیلی از فقها ،هرگونه بی حرمتی به والدین را در حکم عاق والدین شدن و از گناهان کبیره می شمارند. قانون مدنی ایران نیز در ماده 1177 مقرر نموده که “طفل باید مطیع ابوین خود بوده و در هر سنی که باشد باید به آنها احترام کند.”
در اینکه آیا طفل حاصل از اهدای جنین نیز مکلف به تبعیت از زوجین گیرنده جنین است یا خیر،برخی از حقوقدانان برآنند که تکلیف اطاعت از پدر و مادر که در ماده فوق بیان شده منحصر به فرزندانی است که رابطه نسبی و خونی با والدین خود دارند و این تکلیف قابل سرایت به فرزندان حاصل از اهدای جنین نیست . زیرا در متن ماده 3 قانون نحوه اهدای جنین صرفاً از لفظ احترام استفاده شده و قانونگذار در مقام بیان،از بکاربردن الفاظ دال بر اطاعت خودداری نموده است و حکم ماده 1177 قانون مدنی نیز فقط به اطفال دارای رابطه خونی اختصاص دارد. بعلاوه زوجین گیرنده جنین،پدر و مادر طفل نیستند تا اطاعت از آنان برای طفل حاصل از جنین اهدایی،لازم باشد.
با وجود این با توجه به لحن ماده 3 قانون نحوه اهدای جنین که وظیفه احترام را نیز نظیر نفقه برای هر دو طرف والدین و طفل حاصل لازم دانسته است و با عنایت به فلسفه وضع ماده 3 و اینکه چنین اطفالی نیز به قصد فرزند پذیرفته می شوند و از طرفی هم بدون اطاعت و تبعیت اینگونه اطفال اعمال تکالیف نگاهداری و تربیت نیز بر والدین مشکل و شاید غیر ممکن خواهد شد . فلذا به نظر می رسد که تکلیف احترام و اطاعت همانند اطفال دارای رابطه جنسی نسبی در اطفال حاصل از اهدای جنین نیز با گیرندگان جنین یک تکلیف دو جانبه می باشد . بعلاوه اگر چه پدر بودن زوج دریافت کننده جنین مورد قبول علما و اندیشمندان نیست،اما مطابق نظریه مادر بودن زن دریافت کننده و نظریه مادر بودن مشترک این زن با زن اهدا کننده ،تردیدی در ماد ربودن زوجه دریافت کننده جنین وجود ندارد و در این شرایط ،زن دریافت کننده ،مادر واقعی طفل حاصل محسوب می شود و کلیه آثار و لوازم ناشی از نسب مادری و از جمله اطاعت و احترام نیز بین این زن و فرزند حاصل از جنین اهدایی برقرار خواهد شد.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع تحقیق درموردانتقال پایتخت، سفارتخانه، شهر هوشمند، تحقیق و توسعه

بخش چهارم :
ضوابط فقهی و حقوقی تلقیح مصنوعی

فصل اول: انواع تلقیح اسپرم
مبحث اول : بررسی وضعیت فقهی و حقوقی تلقیح اسپرم شوهر به همسر
در برخی از موارد، با وجود اینکه مرد از لحاظ جسمی سالم است و اسپرم او قدرت بارور کردن تخمک و آبستن نمودن زن را دارد، اما بنا بر عوامل نظیر ابتلای مرد به مرض عنن و یا انزال سریع یا به علت نواقص موجود در آلات تناسلی مرد و یا عیوب موجود در مهبل یا زهدان زن حامل شدن وی در حالت طبیعی و از طریق مواقعه امکان پذیر نمی باشد که در این صورت با استفاده از تکنیک های کمکی تولید مثل، اسپرم شوهر به زن تلقیح می گردد .
هر چند که در رابطه با این عمل قانون مدونی نداریم اما با مراجعه به اصول کلی حقوقی و اصلی عقلی برائت و عدم منع قانونی در مورد آن ظاهراً این عمل بلا اشکال به نظر می رسد. روایات مربوطه و نظریات فقها و حقوقدانان را در این خصوص متذکر می شویم :
اگر تلقیح مصنوعی به وسیله تزریق اسپرم شوهر به همسر قانونی او صورت گیرد ؛ این عمل کاملاً مشروع و جایز است و در این خصوص هیچ گونه ابهامی وجود ندارد . علاوه بر آن اصاله الاباحه نیز در این مورد جاری می شود ؛ لذا طفل مولود نیز مشروع قانونی بوده و کلیه آثار طفل حاصل از نزدیکی طبیعی زن و شوهر بر چنین طفلی مترتب می گردد. البته باید جهات شرعی در این خصوص رعایت شود، یعنی اینکه این کار سبب انجام عمل حرام نشود . مانند التذاذ یا لمس عورت . البته در مورد لمس یا نظر پزشک بیشتر فقها به این عقیده هستند که چون این مسئله از موارد درمان است در حد ضرورت و نیاز جایز است126.
برای مثال، خویی در این خصوص معتقدند: تلقیح زن با نطفه شوهرش جایز است بلی اگر این عمل توسط غیر شوهر انجام شود و در اثر آن مس یا نظر به آلت تناسلی زن لازم آید، جایز نخواهد بود و حکم ولد حاصل از این عمل نیز بدون هیچ تفاوتی مانند سایر اولاد زوجین خواهد بود .127
امام خمینی (ره) جواز این مورد را این گونه بیان فرمودند : ” لا اشکال فی ان تلقیح ماء الرجل بزوجه جائز وان وجب الاحتراز عن حصول مقدمات محرمه ککون الملحق اجنبیا او التلقیح مستلزما للنظر الی ما یجوز النظر الیه، فلو فرض ان النطفه خرجت بوجه محلا و لقحها الزوج بزوجه فحصل منها ولد . کان والدهما کما او تولد بالجماع، بل لو وقع التلقیح من الماء الرجل بزوجه بوجه محرم کم
ا لولقح الاجنبی او اخرج منی بوجه محرم کان الولد ولدهما و ان اثما بارتکاب الحروم “128.
صانعی در این مورد چنین اظهار نمودند : ” بارور نمودن مصنوعی زن به نطفه شوهر جایز است البته باید از مقدمات حرام پرهیز شود مثل آنکه تلقیح کننده نامحرم نباشد و … هر چند اینگونه اعمال موجب حرام شدن نطفه و فرزند نمی باشد چون مربوط به مقدمات است و خود مقدمات حرام است و فرزند متعلق به زن و مرد صاحب نطفه می باشد و همه احکام فرزند را داراست “129.
گلپایگانی در استثنائاتی که در این مورد از ایشان به عمل آمده عقیده دارند : ” مستفاد از ادله شرعیه نطفه مرد در رحم حلیله خود قرار بگیرد جایز است و اولاد ملحق به مرد و حلیله است و توارث از طرفین ثابت است ” 130.
اما محمد مومن در مورد قسمت مقدمات و کل عمل چنین می فرماید : ” صورتی که منی فرد به وسیله لوله لقاح در مهبل همسر وی تزریق می شود اشکالی ندارد، به شرط آنکه در گرفتن منی از مرد، جهات شرعی رعایت شود، بدین معنی

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید