خلق شده که بعضی از این فرمها به مرور زمان معانی رمزی (سمبلیک) به خود گرفته و بعضی دیگر شاخصه قومی، قبیلهای و یا تفکر و باور خاصی را در خود پروراندهاند. نقوش تزئینی اسلامی به صورت تفکیک شده در دو بخش هندسی و نقوش گل و گیاه، طراحی شدهاند. در میان نقوش منظم هندسی هنرمندان، فرمهایی چون دایره، مربع، مثلث، نقوش چند وجهی و یا ستارههای چندپر را با نظمی خاص در کنار یکدیگر قرار میدادند و از ترکیب آنها به فرمها و ترکیبات جدیدی دست مییافتند که مختص دنیای اسلام بود. این نقوش علاوهبر زیبایی، از معنویت و روحانیت نیز برخوردار است و روح کلی آن کاملا از نقوش تزئینگرای محض متفاوت میباشد. یکی از دلایل توجه و رشد نقوش تزئینی در هنر اسلامی شاید همان اصل «ممنوعیت شکلسازی باشد» که هنرمند را نسبت به ساده کردن نقوش طبیعی وادار میکرد و هنرمند بدین وسیله خود را هرچه بیشتر از نمایش واقعگرایانه دور میداشت. یکی دیگر از دلایل تحول این شاخه هنری توجه به دنیای ماوراءالطبیعه و تصوراتی است که برای هنرمند از بهشت موعود و جهان سرمدی در ذهنش ساخته میشد و هنرمند در صدد تجلی ظاهری آن معانی و مفاهیم بر میخواست و از این روست که این نقوش با جنبه روحانی قوی در خود، معنویت و زیبایی را در کنار یکدیگر جمع کرده و در این ارتباط است که نقوش اسلیمی و ختایی در هنر اسلامی علاوهبر جنبه تزئین، بیانگر مفاهیم و معانی رمزگونه و استعارهای نیز میباشند (شادقزوینی، 1382: 66-65).
نقوش اسلیمی، ختایی و کلاً نقوش هندسی، گیاهی و حیوانی در تذهیب، تشعیر و … فضایی را محاکات می‌کنند که نه فضای طبیعی یونانی است و نه فضای بصری جدید. علی‌الخصوص که خطوط اسلامی و قرآنی بدان افزوده می‌شود و حالتی روحانی به آن می‌دهد (مددپور، 1384: 258) گیاهان در اینجا به صورت سمبولیک و پر راز و رمز و از طبیعت مجرد پرداخت میشوند و بهتدریج صورت هندسه روحانی یافته و مظهر هماهنگی عالم میگردند. (مددپور، 1384: 371)
هزاران هزار شکلهای تزئینی به صورتهای اسلیمی، ختایی، پیچک و گره و نظایر آنهاست که تار و پود بیشتر آثار اسلامی را بنیاد گذاشته است. گاه این نقوش بههنگام الهامگیری از اشکال هندسی مفهوم «تجرد» را تا سرحد امکان گسترش میدهند و با همگذاری شکلهای منتظم و غیرمنتظم که به طور مستقیم زاده اندیشه است با دنیای محسوس از نظر ظاهر قطع رابطه مینماید. به هر تقدیر دوری از طبیعت محسوس و رفتن به جهانی ورای آن به وضوح به چشم می‌آید و هنرمند در این مضامین از الگویی ازلی بهره می‌جوید. در این نمایش کوششی برای تجسم بعد سوم و پرسپکتیو دید انسانی نیست. مسلمان از کثرت می‌گذرد تا به وحدت نایل آید. انتخاب نقوش هندسی، اسلیمی، ختایی و کمترین استفاده از نقوش انسانی و وحدت این نقوش در یک نقطه، تأکیدی بر این اساس است. طرح‌های هندسی همراه با نقوش اسلیمی، آن قدر از طبیعت دور می‌شوند که فضای معنوی خاصی را ابداع می‌نمایند و رجوع به عالم توحید دارد (مددپور، 1384: 281 و282).
در نهایت با نگاه به این نقوش تزئینی درمییابیم که آنها با همه ریزی، با همه بیانتهایی، با همه تکرار بهجای سر در گمی و اغتشاش نوعی آرامش در انسان ایجاد میکند. این هنر در حقیقت تنها زیبایی ظاهری را نمیپسندد و دنبال نمیکند، هنر تذهیب در راه فریب چشم و خودنمایی گام بر نمیدارد (تذهیب، تجلیگاه هنر و عبودیت، 1360: 164).

2-9- نقوش مورد استفاده در تذهیب
همانطور که پیش از این نیز اشاره کردیم، مهمترین عناصر تزئین در هنر ایرانی؛ نقوش، تذهیبها، رنگها و اسلیمیها هستند که خصوصا در دوران اسلامی درخور توجهاند. این تزئینات معمولا در میان اسناد کتابآرایی شده از آن جهت که اغلب بهترین، جامعترین و کاملترین منابع جهت بررسی نقوش تزئینی میباشد، از جایگاه ویژهای برخوردار بودهاند (قندهاریون، 1389: 1).
در طراحی تذهیب‌ها به نظر می‌رسد از هفت اصل نقاشی به شیوه‌ای بنیادی پیروی شده است که طبق گفته صادقی بیک افشار عبارتند از: اسلیمی، ختایی، ابر، واق، نیلوفر، فرنگی، بندرومی

2-9-1- نقوش هندسی
تزئین هندسی گونه دیگری از نقوش اسلامی است که در عین برخورداری از یک شخصیت مستقل تزئینی، بهعنوان پایه و اساس تزئینات دیگر نقش مهمی ایفا میکند. خطوط مستقیم، فرمهای مثلثی شکل، دایرهها و …، همه و همه شالوده و ساختار تزئینات اسلیمی و خوشنویسی را غنا میبخشند (سیر تحول هنر تزئینی ایران در دوره اسلامی، 1381: 13).
شکلهای پیچاپیچ هندسی اسلامی، معمولا از یک یا چند شکل منظم پرداخته میشوند سپس به نقوش متعدد در میآیند و در یک سطح گسترده تکرار میشوند. این طرحها به نحو بارزی وحدت در کثرت و کثرت در وحدت را نمایش میدهند و فضای معنوی خاصی را ابداع مینمایند که رجوع به عالم توحید دارد، بنابراین هیچیک از این نقوش نمیتواند غیرقدسی باشد.
تزئینات هندسی در سدههای پنجم و ششم هجری به اوج اهمیت و شکوفایی خود رسیدند. تنوع شدید شکلهای هندسی (مستطیل، مربع، دایره و مثلث)، انواع گوناگونی از لوزیها و انواع بیپایانی از ستارهها با اشکال گوناگون، همگی نشاندهنده حیرتانگیزترین قوه ابداع و تصورات هنرمند آن بوده است (صداقت، 1387: 22).
این طرحها نشان میدهند که چگونه هنرمند مسلمان عقلانیت، منطق و نظم را با زیبایی پیوند میزند. گویی این طرحها نه برای تقلید از طبیعت بلکه برای تعالی آن آفریده شدهاند. شاید بتوان نقوش هندسی، تقسیم سطح به قسمتهای مساوی با نظم و تعادلی یکسان، را بهعنوان نما
د «عدل خداوند» تلقی نمود. این نقوش نمادین مرتبهای از وحدت، عدالت و تعادل میباشد که از وجوه اصلی زیباییشناسی در هنر اسلامی است. در ساحت هنر؛ توازن، تعادل و وحدت سرچشمه همه کمالات است (خزایی، 1386: 5).
در خصوص نقوش هندسی بیان این نکته ضروری است که بیشترین تحول آن در هنر دوران اسلامی حاصل شده است، گرچه در آثار قبل نمونههایی وجود دارد ولی در مقایسه با نقوش هندسی دوران اسلامی، بسیار ابتدایی طرح شدهاند (خزایی، 1385: 43).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه ارشد دربارهفضای شهری

2-9-2- نقوش گیاهی
طبیعت همواره برای انسانِ اسطورهساز و اسطورهپرداز باورآفرین بوده است. او عناصری را از طبیعت برگرفته و نقش خیال خود نموده است. گل و بوته یکی از عناصری است که با پیشینه کهن از تذهیب کتب گرفته تا بنای مساجد تکرار میشود. گل و بته بیشتر نمایانگر رمز است تا شکلگری صرف. نمود یک اندیشه که هرچه هست نشان از آن والا دارد (علیاکبری، 1385: 26).
قبل از اسلام نقوش گیاهی تزئینی بیشتر بر روی بناها و ساختمانها کندهکاری یا نقش میشده است. نقوشی که امروز به نام ختایی و اسلیمی میشناسیم شکل تکاملیافته همان نقوش تزئینی قبل از اسلام است که در کتاب ارژنگ مانی نیز دیده میشود و دوام حضور آنها در جهان کنونی گواه بر قدرت، صلابت و پایداریشان میباشد (ایزدپرست، 1385: 58).
در هنر اسلامی نیز این نقوش از جایگاه ویژهای برخوردارند و بخش اعظمی از انواع تزئینات هنر اسلامی را به خود اختصاص داده است و بیش از هر نقش دیگری با مفهومی نمادین در مساجد و اماکن مذهبی به چشم میآیند. شاید بتوان گفت نقشهای گیاهی بیشترین زیر مجموعه را در میان نقوش تمدنهای بشری به خود اختصاص داده است (خزایی، 1385: 43).
مهمترین دسته از نقوش اسلامی، اسلیمی و ختایی است که دارای خاستگاه گیاهی میباشند. این نقوش جزء معروفترین تزئینات اسلامی و ایرانی میباشد که ابداعی نبوده و حاصل تحول اشکال دیگری هستند.
اشکال بنیادین نقوش اسلیمی و ختایی که ریشه در هنر توانمند ساسانی دارند بر اساس نقوش گلدار، برگ نخل یا نخلچه، نقش بال و درخت زندگی متحول گشته و بهتدریج با بهرهمندی از اصول هنری شرق همچون تکرار موزون و تقارن به اوج کمال خود رسیدهاند (سیر تحول هنر تزئینی ایران در دوره اسلامی/ تزئین در هنر اسلامی ایران، 1381: 12).
نقوش اسلیمی و ختایی جلوه همان شجره طیبهاند که در فضای قرآنی افشانده شده‌اند. گیاهان در اینجا به صورت سمبولیک، پر راز و رمز و از طبیعت مجرد پرداخت می‌شوند و بهتدریج صورت هندسه روحانی یافته و مظهر هماهنگی عالم می‌گردند. ظاهرا سرچشمه اسلیمی ماخوذ از اسلام و ختایی همان تاک (مو) است2 (مددپور، 1384: 372-371).

2-9-3- نقوش اسلیمی
اسلیمی که پس از خوشنویسی صورت باشکوه دیگری از تزئینات اسلامی شمرده میشود، گونهای شکل انتزاعی گیاهی است. خط ظریف لاینقطع و پیوستهای که از حرکت موزون و درهمپیچیده ساقه مو و پیچک سرچشمه میگیرد. (سیر تحول هنر تزئینی ایران در دوره اسلامی/ تزئین در هنر اسلامی ایران، 1381: 12).
این سبک نقوش تزئینی به آرابسک3 شهرت دارد. کلمه آرابسک در قرن 17 میلادی در انگلستان و سایر کشورهای اروپایی استفاده میشد و آن شامل نوع مشخصی از نقوش به صورت شکلهای ساده گل و برگ بود. نقوش تزئینی موسوم به آرابسک برداشتی تحولیافته و دگرگونشده از طبیعت میباشد که با خلاقیت هنرمند در همآمیخته است. رنگآمیزی آنها هماهنگ و درخشان انجام میشد و رنگهای زمینه اکثراً آبی فیروزهای، آبی کبالت، آبی تیره، کرم روشن و یا سفید بود. البته این رنگها با رنگهایی مانند نارنجی، اکر، زرد و قرمز تضاد و یا هماهنگی و توازن پیدا کرده است، بعضی از نقوش نیز متناسب با اهمیت و موضوع مورد استفاده، با طلا یا نقره رنگآمیزی میشدند (شادقزوینی، 1382: 65).
برای تذهیب قرآن کریم نیز، در دورههای مختلف از نقوش گوناگونی استفاده شده که از میان آنها، اسلیمی با تنوع و انعطاف منضبط خود، بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. مذهّب از به کار بردن این نقوش در صفحات قرآن قصد داشته زینتی خلق کند که در شأن کلام خداوند باشد و معنویت شایسته آن را تداعی کند به همین جهت در آن از شکل به هم بافته غنچه، گل، شاخ و برگ گیاهانی که در کتب اسلامی به نام گیاهان بهشتی شهرت دارد، استفاده میگردد. بعضی میگویند هدف از این گونه تزئینات ایجاد باغی است که با خطوط سیال و نشانهایی از گیاهان آشنا، نوید باغهای بهشت را دهد. همچنین استفاده از گیاهانی چون: خرما، انگور و انار که طی قرنهای متمادی در اثر ابتکار و تخیل هنرمندان متعدد و نزد ملل مختلف تغییر شکل داده و به اشکال انتزاعی یا تجریدی تبدیل شدهاند.
نقوش اسلیمی حرکتی نرم و سیال دارد، فرمهای حلزونی آن نگاه بیننده را شادمانه به حرکت، سکون و چرخش در سراسر سطح تزئینشده وا میدارد که این نگاه در هیچجا ثابت نمیماند، از حاشیه به درون طرح و از درون به برون سیر میکند. گاه حرکت سریع بندهای اسلیمی نگاه را به دَوران میگیرد و گاه کنگره برگها از سرعت دیدن او میکاهد (هزاوهای، 1363: 91).
بعضی از محققان طرحهای اسلیمی را چون شعر یا اصوات موسیقی، برانگیزنده حال و نوازشگر روح عارفانه انسان میدانند. اشکال موزون یا ریتمیک اسلیمی با حرکات مارپیچ و دورانی خود نگاه بیننده را از نقطه شروع اسلیمی به نقطه دیگر که انتـهای آن باشد میرساند، در آنجا شروع و حرکت دیگری است و این عمل در سطح بینهایت تکرار میشود و تکرار مضامین و صورت‌ها، همان رفتن به اصل میباشد. سعی هنرمند مسلما
ن، در اتصال به حق و رسیدن به مطلق است و این تلاش و کوشش در تکرار صورت می‌گیرد. تقارن این حرکات به وضع پایدار و ثابتی که ترکیب طرح دارد کمک میکند (هزاوهای،1363: 106).

اسلیمی خود به تنهایی مارپیچ ندارد و با بند اسلیمی حرکتی را به وجود میآورد. نقش اسلیمی بیشتر در حجاریها و گچبریهای دورههای ساسانی و اسلامی دیده میشود و شاید به خاطر اینکه در دورههای اسلامی از این نقش برای تزئین اطراف قرآنها استفاده میشده، بعدها به آن، اسلامی گفتهاند که فقط یک احتمال است.
در فرهنگ فارسی معین در مورد واژه اسلیمی میخوانیم: «از طرحهای اساسی و قراردادی هنرهای تزئینی ایرانی، مرکب از پیچ و خمهای متعدد که انواع مختلف آن با شباهت به عناصر طبیعت مشخص میگردد». در دایـرهالمعارف فارسی مصاحب آمده است: «اسلیمی از اجزای مهم طرحهای

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید