برای مردمان آنها، مدیریت سیاسی و اداری آنها جزء وظایف اصلی هر حکومتی است. در واقع یک پایتخت، با توجه به کارکردهای سیاسی، اقتصادی و یا فرهنگی آن، هسته مرکزی و یا یکی از هستههای اصلی و حیاتی کشور است.
پایتخت، بیش از هر چیزی مرکز کنترل سرزمین، و مکانی برای تصمیمگیریهای سیاسی و مرکز نمادین یک حکومت به شمار میرود (Taylor, 1989: 147). این اصطلاح، برای یک جمهوری خودمختار، منطقه خودمختار، ایالت، حکومت، جمهوری فدرال و یا یک اتحادیه نیز به کار میرود (Ozey, 1996: 131). معمولا این مکان جغرافیایی- سیاسی دربرگیرنده تشکیلات اجرایی مرکزی یک واحد سیاسی و اغلب شامل دیگر سازمانهای قضایی، قانونی، آموزشی و فرهنگی است (W. Weigert & Others, 1957: 143 ). و نیز محل ملاقات نمایندگان حکومت با نمایندگان دیگر حکومتها است. معمولا سفرا و هیأتهای حکومتهای دوست در پایتخت استقرار مییابند. نمایندگیهای بانکهای خارجی و اتاقهای بازرگانی نیز، تا اندازهای به خاطر تماس مستقیم و آسان با حکومت، دفاتر خود را در شهر پایتخت برپا میکنند (Pounds, 1963: 187). شایان ذکر است با وجود تمام کارکردهای سیاسی- اداری- اقتصادی- فرهنگی، کانون سیاسی از دو کارکرد ذاتی متفاوت برخوردار است: الف) کارکرد جذبی و کششی؛ ب) کارکرد دفعی و پراکنشی. یعنی انسانها، جریانها، مواد و شبکهها را به سوی خود جذب میکند و پدیدهها، فرمانها، دستورالعم لها، عملیات کنترلی و نظارت، تولیدات و غیره را در سطح فضای مربوط پخش میکند و فضا را به حوزه نفوذ و قلمرو اعمال اراده سیاسی خود تبدیل میکند (حافظنیا، 1381: 282.(
پایتختها، بنا به ساختار فرهنگی، تجاری و سیاسی خود کارکردهای متفاوتی را شامل میشوند (Ozey, 1996: 131). با این حال، ایجاد اتحاد و برقراری انسجام حکومت، کارکرد اصلی یک پایتخت ملی است. در واقع شهر پایتخت، مرکزی است برای اشاعه نفوذ و اقتدار سیاسی و فرهنگی که از تأثیرات ملیسازی برخوردارند (Cohen, 1964: 168). در همین راستا، پایتخت تمرکز دهنده احساسات ملی [و عواطف گروههای مختلف] بوده و پیوندهای موجود میان ملتها را تقویت میکند. (Pounds, 1963: 192). بنابراین، کانون سیاسی بیشتر دارای یک ماهیت سیاسی است. از دیدگاه سیاسی – در برابر دیدگاههای دیگری چون اقتصادی، ارتباطی، کالبدی و غیره- این مکان، کانون استقرار نیروهای فرمانروا، مدیر، تصمیمگیرنده، نظارتکننده، و سیاستگذار در فرایندها و امور مربوط به فضای جغرافیایی و حوزه نفوذ خود میباشد (حافظنیا، 1381: 283). البته، پایتختها، در اغلب موارد بیشترین تعداد جمعیت و بزرگترین مراکز اقتصادی و فرهنگی را نیز در خود جای دادهاند. معمولا این پاییتختها به عنوان «نخست شهرها» یا «اول شهرها» نامیده شدهاند. پاریس در فرانسه، مسکو در روسیه، لندن در انگلستان و مکزیکویستی در مکزیک مثالهایی از این نوع شهرهای پایتختی هستند (بهفروز، 1380: 197).
همانطور که ویتلسی اشاره میکند: «پایتخت انعکاسدهنده هستی، قدرت و تشکیلات سیاسی حکومت است که دارای سیستم مدیریت مرکزی است . . . (پایتختها) تجسم مناطق مرکزیاند که به عنوان کانونهای ملیگرایانه ظاهر شدهاند (Cohen, 1964: 168). پایتختهای ملی بزرگترین مرکز تجمع قدرت سیاسی در کشور مربوطه هستند. آنها مقر حکمرانان ملی و اجرایی کشورند. اما در موارد بسیار، به ویژه در مورد حکومتهای فدرال اهمیت صنعتی و تجاری پایتخت، معمولا کمتر از دیگر شهرها در کشورهای مشابه است. در چنین مواردی، فاکتورهای تأثیرگذار در گزینش مکان پایتخت، اغلب بجای آنکه اقتصادی باشند، سیاسی و یا استراتژیک هستند. این به معنی این است که پایتختها، همیشه نیازمند آنچه که جفرسون شهرهای نخستین نامیده است، نیستند. شهرهایی که همیشه بیاندازه بزرگ و به صورت استثنایی بیانگر ظرفیت و احساسات ملی در کشور فوق هستند. «قانون نخخست شهری» جفرسون به دلایلی روشن در کشورهای فدرالی اعمال نمیشود. پایتخت کشورهای ایالات متحده آمریکا، کانادا، استرالیا و هند همه کوچکتر از برخی شهرهای دیگر در این کشورها هستند. هرچند دو نمونه وین و بوینس آیرس این دیدگاه را تأیید نمیکنند. آنها به ترتیب پایتخت اتریش (در این زمینه اغلب دانشمندان آن را ازنظر تکنیکی یک ایالت فدرالی میدانند) و آرژانتین (به عنوان یک فدرالیسم ظاهری) هستند. بنابراین، پایتخت ملی به طور کم و بیش شهر نخست کشور است و در طول زمان به خاطر اهمیت تاریخ و سنن آن، نمود حیاتی ملی بوده و توسعه آن در پی تکثیر تجارت اداری و تمرکز تجارت و صنعت در مرکز سیاسی، پایه اقتدار آن محسوب میشود (Dikshit, 1995: 87- 8). علیرغم این مسئله، پایتختها همیشه بزرگترین شهر یک کشور نیستند. در این زمینه، نمونههایی استثنایی نیز وجود دارند. مثلا در ترکیه، استانبول پایتخت پیشین آن، بزرگترین شهر ترکیه باقی مانده، و آنکارا پایتخت کنونی آن دومین شهر آن به شمار میرود (Pounds, 1963: 187). یا در کشور آفریقای جنوبی، با اینکه نقش و کارکردهای پایتخت بین سه شهر پروتوریا، کیپ تاوان و شهر بلوم فونتن تقسیم شده و این کشور دارای سیستم پایتختی از نوع منقسم میباشد، اما هیچ کدام از این شهرها بزرگترین شهر این کشور نیستند. امروزه بزرگترین و پرجمعیتترین شهر آفریقای جنوبی، شهر ژوهانسبورگ است و این شهر با توجه به نقش «شهرهای جهانی» در جغرافیای سیاسی «جهان – سیستمی»، جزو جهان شهرهای نوع گاما بحساب میآید.
لازم به یادآوری است که برخی از کانونهای سیاسی، همچون پاریس که دارای استمرار تاریخی هستند، با تکیه بر اقتدار و قدمت خود، در شکلگیری ملت، حکومت و ان
بساط جغرافیایی فضای حکومت و استقرار سرحدات و مرزهای آن در بستر تاریخ موثر بودهاند. با این حال، کانونهای سیاسی دیگر سابقۀ طولانی ندارند و انتخاب آنها، نتیجۀ ارادۀ سیاسی نیروهای داخلی یا خارجی بوده است؛ پایتختهای جدید مثل اسلامآباد و برازیلیا که بر اساس مصالح ملی برگزیده شدهاند یا پایتختهای کشورهای مستعمره که با درنظر گرفتن مصالح حکومت استعمارگر گزینش شده-اند، از این جملهاند (حافظنیا، 1381: 283(. علاوه بر این، در یک حکومت فدرال با تنوعات گستردع داخلی، پایتخت، تنها مکانی است کع قادر به کنترل همه مردم کشور میباشد. همچنان که پیشتر ذکر شد، غالبا در یک چنین حکومتی، پایتخت منطقهای است که از بقیه کشور جداست و در آن کشور به صورت یک «منطقه فدرال» وجود دارد، طوری که هیچ کدام از نهادهای حکومت فدرال به اندازه پایتخت ملی از نفوذ کافی برخوردار نیستند. برای مثال در کشور استرالیا، کانبرا این نقش را به عهده دارد. همچنین، یک پایتخت باید هم در جهت کنترل بخشهای دورافتاده یا قسمتهایی که از ارتباط سستی با بقیه کشور برخوردارند و نیز برای دفاع از حکومت در برابر نفوذهای نامطلوب خارجی، منشأ قدرت و اقتدار حکومت باشد. در همین راستا، علیرغم این که این نقش پایتخت حالت نوسان دارد، اما بارها نیز اتفاق افتاده است که شهر پایتخت در قلب اقتصادی کشور واقع شده است، یعنی جایی که حجم گستردهای از قدرت حکومت از آن ناشی میشود. (Glassner, 2004: 103).
ویژگی منحصر به فرد پایتختها چیست، پایتختها با شهرهای دیگر چه تفاوتی دارند؟
پایتخت به لحاظ تعریف، کانون قدرت و مکانی برای اتخاذ تصمیماتی است که در حیات و آینده ملت تحت کنترل آن تأثیر بسزایی دارد. حتی ممکن است بر روی سبکها و رویدادهای خارج از محدودههای خود نیز تأثیرگذار باشد. پایتختها نسبت به شهرهای دیگر دارای تفاوتهایی هستند: عملکرد پایتخت نوعی مرکزیت ثابت و قدرتمندی را به وجود میآورد که در سایه آن برای اجرای کارآمد و درست عملکردهای حکومتی و تصمیمگیریهای مکانی محیط اجتماعی ویژهای شکل میگیرد. (Gottmann and Harper, 1990: 63).
به تعبیر ساده، پایتختهای ملی، مقر حکومت ملی در کشور هستند. این نقش در بسیاری از موارد میتواند در بین شهرهای پایتختی مختلف تعبیر یابد. پایتختهای اصلی از شهرهای دیگر کاملا متمایز هستند. چرا که این نوع پایتختها مکانی برای تمرکز، اجرا و اعمال قدرت سیاسی هستند. اما اینکه کدام یک از این سه نقش برای پایتخت کارآمدتر و مفیدتر میباشد، به نگرش بیننده بستگی دارد. به اعتقاد یک سیاستمدار، پایتخت مقر قدرت و حکومت میباشد. به عقیده یک اقتصاددان، پایتخت مکانی است با نابرابریهای رایج در عرصه اشتغال بخش عمومی (یک اقتصاددان، کلان بر این عقیده است که پایتخت مکانی است که در آن سیاستهای پولی و مالی و صنعتی وضع میشود). از نظر یک معمار نیز پایتخت مکانی سودمند و مناسب برای معرفی و عرضه ساختمانها، بناهای یادبود و پارکها است.
اگر نتیجه انتخاب یک شهر به عنوان پایتخت محدود به تمرکز تعداد وسیعی از کارمندان حکومت باشد، در این صورت شهر پایتخت را میتوان به منزله یک شهر برجسته و معمولی با تعداد زیادی از ساختمانهای اجرایی و بخشهای عمومی تصور کرد. در واقع در آن صورت شهر پایتخت هیچگونه تفاوتی با یک شهر صنعتی یا تجاری نخواهد نداشت. بنابراین، عملکرد ویژه شهرهای پایتختی نه تنها منجر به ایجاد بازار کار متمایز میشود، بلکه به طور قابل توجهی ساختارهای شهری، الگوهای کاربری اراضی، بسترسازی اقتصاد محلی، معماریها، توریسم، فرهنگهای محلی و هویتهای سیاسی متفاوتی را ایجاد میکند. این تفاوتهای پیچیده، به عنوان مثال در تجربه بسیار متفاوت مادی و فرهنگی شهر نیویورک و واشنگتن مشاهده میشود. چنین تفاوتهایی از تقابل عملکردی آشکار بین کانون بانکها و سرمایهداران نیویورک و عمارت کنگره آمریکا در شهر واشینگتن فراتر رفته است تا سیاستهای شهری، فرهنگهای غنی و ضعیف و مناطق مسکونی متفاوتی را شکل دهد. در کل، پایتختها چه به طور مستقیم و چه به طور غیر مستقیم از شهرهای دیگر متمایز هستند.
یکی از مظاهر آن این است که شهر پایتخت معمولا بزرگتر و نسبت به بقیه شهرهای کشور از بودجه بالایی برخوردار بوده و پرزرق و برقتر است. حکومتهای ملی، به صورتهای متفاوتی با شهرهای پاایتختی سروکار دارند، هدف آنها تجلی و فعالیت متفاوت پایتخت در کشورشان است. به عنوان مثال، در امپراتوری آلمان قدیم، تالارهای ورودی مسکونی در شهرهای پایتختی حداقل باید 1/1 متر پهنا میداشت، در حالی که این پهنا در شهرهای دیگر 1 متر است. این تفاوت، در بازسازی رم به عنوان پایتخت جدید ایتالیای متحد، در طول دوره شتابان صنعتی شدن و شهرنشینی دهه 1870 نیز ببه چشم میخورد که در آن دوران صنایع سنگین از شهر دور شده بود (Antoniou, 1994: 24). آشکار بود که پایتخت جدید شهر صنعتی ایتالیایی محسوب نمیشد. شهروندان آلمانی نیز بین شهری که با ظرافت و سلیقه شناخته شده و دارای اماکن با شکوه و فرهنگ پویا میباشد و یک شهرر صنعتی با نزاع طبقاتی تمایز قائل هستند. بنابراین، اگر تفاوت بین شهرهای پایتختی و شهرهای تجاری – صنعتی صرفا بحث مدیریتی بود، در این صورت، مطالعه شهرهای پایتختی از اهمیت چندانی برخوردار نبود.
البته، وٍِیژگی منحصر به فرد شهر پایتخت مطلق نیست. به عنوان مثال، علی رغم اینکه شهر نیویورک اکنون به عنوان یک شهر جهانی شناخته میشود، همه عملکردهای شهر در حد مقیاس جهانی نمیباشد. از اینرو، فعالیتهای شهرهای پا
یتختی نیز، منحصرا به عملکردهای حکومتی محدود نمیشوند. با وجود اینکه شهرهای پایتختی بخشهای عمومی وسیعی در اختیار دارند، اما هنوز باید با چالشهای اقتصاد ملی مقابله نمایند، پس، به هر دلیلی، در ابتدا شهرهای پایتختی تنها باید به عنوان یک شهر مورد مطالعه قرار گیرند، حتی اگر این شهرها به عنوان یک شهر منحصر به فرد در نظر گرفته شوند. چرا که آینده این شهرها مرتبا به عملکرد آنها بستگی دارد (Drogue, 1993, 344).
چند عامل وجود دارد که اهمیت نسبی نقشهای سیاسی در مقابل نقشهای اجرائی شهر پایتخت را تعیین میکنند که عبارتند از: مییزان اشتغال بخش حکومتی در مقابل اشتغال بخش خصوصی، وسعت زمین شهری اختصاص یافته به ساختمانهای حکومتی، شکل حکومت ملی، سطح تمرکز آن، روابط اقتصادی- تولیدی بین بخشهای خصوصی و عمومی و تعداد سالهایی که شهر مورد نظر میزبان حکومت ملی بوده است. وجود تفاوتها در این عوامل منجر به ایجاد نقشهای عمومی-

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با کلید واژه هایرضایت شغلی، حقوق و دستمزد، سلسله مراتب، رضایت شغل
دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید