جدیدی جای پایتختهای قدیمی را گرفتهاند (Glassner, 2004: 104). بنابراین، پایتختهای ابداعی، به پایتختهایی گفته میشود که برای ایفای نقشهای جدید و متفوات با پایتختهای قدیمی، مکانگزینی و یا بنا میگردند. اسلامآباد و برازیلیا، جزء این دسته از پایتختها به شمار میروند (میرحیدر، 1381: 139)

ج- پایتختهای منقسم
در تعداد کمی از حکومتها، کارکردهای حکومت در یک شهر متمرکز نشده، بلکه در بین دو شهر یا تعداد زیادی تقسیم شده است. چنین شرایطی بیشتر در جهت برقراری مصالحه و سازش انجام میپذیرد تا در جهت ایجاد تسهیلات (Glassner, 2004: 105). مثلا در هلند، آمستردام پایتخت تشریفاتی و مقرّ رسمی پادشاه به شمار میرود، اما محل اصلی حکومت و مجلس در هوگو قرار دارد (Pounds, 1963: 190) در آفریقای جنوبی نیز، قوه مجریه در پروتوریا، قوه مقننه در شهر کیپتاوان و قوه قضائیه در شهر بلومفونتن قرار دارد (میرحیدر، 1381: 140).
علاوه بر این، بعضی از بومیان کیوتو استدلال میکنند که در حال حاضر توکیو و کیوتو هر دو پایتخت ژاپن هستند. در آلمان نیز، بالاترین ارگان قوه قضائیه در کالسروهه واقع شده، در حالی که پاایتخت سیاسی المان برلین میباشد. همچنین، هنوز برخی از وزارتخانهها اساسا در شهر بن واقع شدهاند، و پایتخت پیشین آلمان غربی، هنوز هم به نام “شهر فدرال” شناخته میشود. و بالاخره این که، هر چند اتحادیه اروپا به عنوان یک کشور در نظر گرفته نمیشود، این اتحادیه دارای سه مرکز اداری شامل: بروکسل (قانونگذاری و بخش اجرایی)، لوکزامبورگ (قضایی) و استراسبورگ (پارلمان) میباشد.

جدول(2-2):کشورهای دارای سیستم چند پایتختی
منبع:http://en.wikipedia.org/wiki/list_of_counties_with_multiple_capitals

در مورد انواع پایتختها، تقسیمبندیهای دیگری نیز صورت گرفته است؛ دیکشیت در کتاب جغرافیای سیاسی خود نوع دیگری از این تقسیمبندی را به شرح زیر آورده است:
الف- پایتختهای طبیعی و مصنوعی
همواره بین پایتختهای طبیعی و مصنوعی تفاوت وجود دارد. نوع سابق پایتختها، آنهایی هستند که به تدریج توسعه یافته و در طول زمان، در خلق بخش عظیمی از قلمرو موثر داخلی در سرزمین ملی تأثیرگذار بودهاند. در مقابل، پایتختهای مصنوعی، پایتختهایی هستند که تمام [ساختار فیزیکی و کارکردی] آن در یک مرحله ساخته شده تا به عنوان مرکز کشور مورد استفاده قرار گیرد (Dikshit, 1995: 88). با این وجود، اسپات در سال 1942 خاطر نشان نمود که هیچ گونه تمایزی نیست که طبیعت سیاست در جامعه نادیده گرفته شود. لندن هیچ طبیعیتر از کانبرا نیست؛ آنها هر دو در نتیجه تصمیمات سیاسی به وجود آمدهاند، اگرچه این امر در دورههای متفاوتی به انجام رسیده است (Taylor,1989: 146).
ب- پایتختهای شبکه – محور
اسپات در مورد مفهوم پایتختهای شبکه – محور معتقد است که یک چنین پایتختی با تمام نقاط کشور در ارتباط است، و در فرایند شکلگیری کشور، متأثر از عوامل موثر خارجی است که پتانسیلهای داخلی حکومت را بارور میکنند (Dikshit, 1995: 88). در این دیدگاه، پایتخت، نخستین حلقه از یک شبکه زنجیرهای است که مسیر سازمانیابی حکومت را به نمایش میگذارد. اسپات ایده خود را در مورد بلگراد و پراگ؛ پایتختهای یوگسلاوی و چکسلواکی سابق مورد مطالعه قرار داد. در این بررسی بلگراد به دو دلیل به عنوان یک پایتخت شبکه – محور شناخته شد؛ یعنی موقعیت انحصاری آن (به عنوان یک پایتخت ناحیهای ثابت) و نقش آن در صربستان به عنوان عامل اصلی شکلدهنده و سازماندهی بنیانهای حکومت جدید. اما پراگ مرکز ناحیهای بوهم (یکی از مناطق واگذار شده به چکوسلواکی) بود. این شهر در تمدن اسلاو از جایگاه برجستهای برخوردار است و در اثر ارتباطات زیاد آن با جهان غرب، شهری کاملا پیشرفته و کمال یافته به حساب میآید (Glassner, 2004, 106). به طور کلی، این پایتختها علاوه بر سیادت آنها در سیستم فضایی – سیاسی کشور، نقش آنها در پیوند و تمرکز دادن شریان حیاتی یک حکومت در مرکز شبکه، ارتباط مستقیم آنها با شهرهای جهانی و در این فرایند، ضمن تأثیرگذاری بر آنها، تتأثیرپذیر بودن از آنها و به تبع آن تحت تأثیر قرار دادن کل سیستم در داخل کشور و نیز جایگاه ویژه آنها در سیستم و شبکه شهری کشور به صورت مغز فعال و قلب تپنده حکومت عمل میکنند.
ج- پایتختهای پیشتاز
مفهوم پایتختهای پیشتاز اولین بار بوسیله یوهان کورنیش در کتاب وی تحت عنوان «پایتختهای بزرگ: جغرافیای تاریخی» (1923)، بکار برده شد. موقعیت حاشیهای و موقعیت نزدیک به فعالترین سرحدات، در تمام طول تاریخ، مکانی برای مقر پایتختها بوده است. هر چند، باید توجه داشت که چنین موقعیتی ممکن است با رشد تاریخی و توسعه سرزمین به یک موقعیت داخلی تبدیل شده باشد (Dikshit, 1995: 89) در واقع، موقعیت استراتژیک این پایتختها در مقابل مناطق سرحدی با دشمنان بالقوه اهمیت آن را به نمایش میگذارد (Glassner, 2004: 105). البته، یک موقعیت مرزی، با این که در طول تاریخ روابط حسنه مزیت به حساب میآمد، ولی در تاریخ جنگهای هوایی و متحرک به عنوان یک عیب و نقص مهمی مطرح بوده است (W. Weigert & Others, 1957: 157)
در کل، پایتختها در جهت پر کردن خلا قدرت در داخل سیستم جغرافیای سیاسی کشور برای چالشزدایی در سیستم، اداره بهینه و کنترل دقیق تمام بخشهای یک واحد سیاسی- فضایی، پر کردن خلا قدرت کشور در مقابل نفوذ خارجی، و نیز هدایت توسعه و سیاسی – فضایی، پر کردن خلا قدرت کشور در مقابل نفوذ خارجی، و نیز هدایت توسعه و پیشرفت در کل نقاط کشور تشکیل میشوند. کانبرا پایتخت استرالیا مثال خوب پایتختهای پیشت
از برای چالشزدایی در سیستم جغرافیای سیاسی کشور به شمار میرود؛ اسلامآباد پایتختی است که برای پر کردن خلا قدرت کشور در مقابل نفوذ هندوستان و کنترل بر منطقه کشمیر انتخاب شده است؛ یا آنکارا نمونه دیگری از این پایتختهاست که برای کنترل بهینه و دقیق جغرافیای سیاسی ترکیه انتخاب شد و برازیلیا نیز کاملا در جهت هدایت توسعه و پیشرفت و توجه کلی حکومت به مناطق داخلی کشور ایجاد شده است.
د- پایتختهای فدرال
با توجه به این که پایتخت ملی، در کامیابی یک سیستم فدرال نقش حیاتی بر عهده دارد و گاهی ممکن است که در این سیستم به نحو دیگری عمل کند، بنابراین، انتخاب پایتختهای ملی به ویژه در کشورهای فدرال از اهمیت زیادی برخوردار است. اگر پایتختها همچنان که اسپات نشان داده به دو نوع طبیعی و مصنوعی تقسیم شوند، این کار عملی ناشیانه خواهد بود. زیرا پایتختهای فدرال دنیا اغلب در زمره نوع دوم قرار میگیرند. پایتختهای فدرال از این نظر که اغلب آنها شهرهای نخستین کشورشان نیستند، مصنوعی به حساب میآیند و به طور غالب، منشأ توسعه سرزمینی حکومت نبودهاند. دلیل جدیدالاحداث بودن اکثر پایتختهای فدرال و عدم استقرار آنها در هستههای قدیمی، اینست که برخلاف اغلب ساختارهای یکپارچه حکومتی، یک ساختار فدرالی، اغلب به عنوان یک فرایند تکاملی جدید بشمار میرود. اما این امر توجیه خوبی برای مصنوعی قلمداد نمودن این پایتختها نیست (Dikshit, 1995, 89). به هر صورت، با توجه به این که در سیستمهای فدرال، رقابتهای سختی بین شهرهای سطح اول کشور و ایالتها برای احراز نقش پایتختی وجود دارد، معمولا بر پایه سیاست مصالحه، در ناحیهای بیطرف و در خارج از گستره جغرافیایی شهرهای سطح اول و ایالتها، شهر دیگری انتخاب و یا از نو ساخته میشود که این شهر به عنوان پایتخت ملی در کشورهای فدرال به نقشآفرینی میپردازد. بهترین مثال برای پایتختهای فدرال، انتخاب کانبرا به عنوان پایتخت استرالیا در رقابت با شهرهای سیدنی و ملبورن میباشد. همچنین شهر واشینگتن پایتخت آمریکا در «ناحیه این ناحیه، منطقهای مشترک و برای همگان است و لذا تمامی وزارتخانهها و ساززمانهای فدرال همچون کتابخانه ملی کنگره آمریکا در این ناحیه مستقرند و از نظر قانونی این ناحیه یک ایالت نیست.
2-1-2-5- پایتختهای منظومهای
منظور از پایتختهای منظومهای، شبکهای از چند پایتخت با محوریت یک پایتخت شبکه – محور است. در این سیستم، پایتخت شبکه – محور به عنوان محور اصلی قدرت سیاسی و اداری کشور درنظر گرفته میشود. این سیستم در هر نوع نظام حکومتی (متمرکز – غیرمتمرکز) قادر به اداره جغرافیای سیاسی کشور و نیز حفظ تعادل ژئوپلیتیکی آن در محیط بیرونی است. کارکرد اصلی پایتختهای منظومهای، کنترل دقیق و کامل حکومت بر اقصی نقاط کشور و نیز توسعه حوزه نفوذی پایتخت مرکزی و افزایش توان ارتباطی و مواصلاتی نقاط پیرامونی کشور با پایتخت شبکه – محور است. این سیستم علاوه بر این که هیچ منافاتی با نظتم حکومتی غیرمتمرکز ندارد، در نظام حکومتی متمرکز نیز با توجه به این که پایتختها بازوهای اجرئی حکومت به حساب میآیند، کاملا میتواند در جهت اهداف ویژه حکومت مرکزی عمل نماید. پایتختهای منظومهای، شاید بهترین نوع پایتخت برای کشورهایی باشد که دارای نظام حکومتی متمرکز هستند. در این سیستم، کشور فوق بدون این که نظام حکومتی متمرکز را کنار گذارد، قدرت سیاسی – اقتصادی کشور را در گستره جغرافیای سیاسی آن توزیع میکند. البته این سیستم به نحو مطلوبی میتواند در جهت پر نمودن خلاء قدرت حکومت مرکزی در مناطق مختلف کشور نیز عمل نماید. به عنوان بهترین مثال برای این نوع پایتختها، میتوان به وجود یک شبکه اقماری از چند پایتخت شامل پاسارگاد، بابل و هگمتانه اشاره کرد که در کنار شوش – مهمترین پایتخت حکومتی هخامنشیان – برخی از وظایف پایتختی را بر عهده داشتند (ولی قلیزاده، 1387: 32).
پایتختها را با توجه به گستره سطح عملکردی آنها نیز میتوان طبقهبندی کرد؛ در این زمینه، میتوان از پایتختهای محلی، پایتختهای ملی، پایتختهای فراملی (منطقهای)، پایتختهای بینالمللی (جهانی) و یا پایتختهای ترکیبی به لحاظ سطح عملکردی نام برد. معمولا در حکومتهای فدرالی، از مرکز هر ایالت به عنوان پایتخت محلی آن ایالت یاد میشود.
در بین سطوح مختلف گستره عملکردی پایتختها، پایتخت سطح ملی، با توجه به این که مرکز اقتدار و مغز تصمیمگیری یک کشور مستقل به شمار میرود، از اهمیت والایی برخوردار است. چنین پایتختی، معمولا به عنوان کانون سیاسی و مرکز نمادین فعالیتهای حاکم بر رفتارهای مردمی در قلمرو سیاسی کشور مستقل عمل میکند. اگر چه، کارکردهای آن ممکن است که اساسا اداری باشند، ولی تصویر ایجاد شده از یک پایتخت ملی – اشکال سلسله مراتبی، بناهای یادبود و جایگاه آن – از ارزش نمادین فوقالعاده توانمندی در کسب حمایتهای حکومتی برخوردار است (کوهن، 1387: 81). با این حاال، تعیین پایتخت یک کشور به مراتب آسانتر از انتخاب پایتخت یک منطقه است. پایتخت یک کشور کانون کارکردهای متمرکزی است که بر بخشهای گوناگون یک حکومت تأثیر میگذارند. این در حالی است که یک پایتخت فراملی (منطقهای) باید در خدمت گروهی کشورها با منافع متفاوتی باشد که در راه کسب آن منافع به هیچ وجه کوتاه نمیآیند. در برخی شرایط، به ویژه شرایط حال حاضر اروپای ساحلی، چنین پایتختی به صورت منطقه بیطرفی مورد توجه قرار گرفته است که این منطقه، با برخورداری از ویژگی متمایز سیاسی –
روانشناختی، میتواند به رهبران منطقه در تجهیز و بسیج افکار عمومی در حمایت از اهداف منطقه یاری رساند. البته، چنین پایتختی هنوز در اروپای کنونی به ایفای نقش برتر نپرداخته است. ولی در سطح ملی، اتاوا و کانبرا، توانستهاند چنین نقشی را به نحو احسن در کشورهای فدرال بازی نمایند. البته، اروپا خیلی زود راهحل انتخاب یک پایتخت گزینشی منطقهای براساس استراتژی گزینش یک مکان بیطرف را کنار گذاشت. در اوایل دهه 1950، ساربروکن، با توجه به این که به عنوان ناحیهای خودمختار در اتحادیه اروپای غربی شناخته میشد، از سوی بسیاری از صاحبنظران به عنوان پایتخت احتمالی اروپا مورد توجه بود. این موضوع در سال 1995، زمانی که مردم این شهر رای به این دادند که این شهر همچنان به عنوان بخشی از آلمان غربی باقی بماند، منتفی شد. بنابراین، رهبران اتحادیه اروپا به جای این که پایتختی مجزا برای این اتحادیه انتخاب کنند، کارکردهای سیاسی آن را در

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع تحقیق دربارهعملکرد برند، انتخاب برند، اعتماد برند
دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید