ارتباط با وی ببینیم.
در عین حال، به کار خود برای خلق تفسیری (میدراش) که جلوهای از دیدگاه دینی من را ارائه کند ادامه می دهم. قصد من، همانند حاخامهایی که تفسیرهای کلاسیک را خلق کرده‌اند، این است که متون دینی را قادر سازم تا با من صحبت کنند، بدین معنی که فهم من از یهود را استوار سازند و به آن جلوه بدهند. این نوع تفسیر با نوعی هرمنوتیک فمینیستی بدگمانی شروع میشود. آنها با تمرکز و تأکید از روی زنانی که افعال‌ آنها در متون کتاب مقدس کمرنگ شده یا نادیده گرفته شده است، تلاش میکنند تا متون کتب مقدس را از دید تجربه فمینیستی مشاهده کنند (در این مورد، شخص خودم). تفسیر کتب مقدس به وضوح مرجعی مهم برای الهیات فمینیستی یهودی است. چون، همانگونه که لورا گلر مینویسد، اگر میدراش فقط وسیله‌ای یهودی برای بیان داستان یک فرد در میان دیگر داستان‌های یهودی باشد، بنابراین تفاسیری که در قالب داستان نگارش شدهاند (نظیر آثار خودم و آنها که به دست دیگر فمینیست‌ها خلق شده‌اند) وسیلههای مؤثری برای مشاهده زنان، نه به عنوان دیگران، بلکه به عنوان یهودیانی اهل شریعت میباشد که تجربیات آنها از خدا، تورات و اسرائیل میتواند به عقاید دینی بیافزاید، آنها را به چالش بکشاند و تغییر دهد.

آیا این تلقی به یهودی است؟

الهیات فمینیستی یهودی را میتوان نوعی الاهیات بافتاری توصیف کرد که به مقولههای اساسی یهودیت در مورد خدا، تورات و اسرائیل پاسخ میدهد. با این حال ممکن است کسی بپرسد – همانگونه که برخی منتقدان میپرسند – که آیا این الهیات در حقیقت یهودی است؟ از دیدگاه این یهودی غیر ارتدوکس که به صحت یهودیت لیبرال اعتقاد دارد، جواب به طور واضح “بله” است. همان‌گونه که این بخش بر آن دلالت میکند، منابعی که الاهیدانان فمینیست یهودی از آن استفاده کرده‌اند و میکنند منابعی یهودی هستند – هر چند به طور انحصاری اینگونه نبوده است – و همچنین این نوع الهیات از جوامع دینی پدیدار میشوند که یهودی هستند. در عین حال، بیشتر الهیدانان فمینیست یهودی، شامل آنهایی که در این بخش به آنها اشاره شد، تأیید میکنند که ممکن است مرزهای شخصی یا اجتماعی وجود داشته باشد که به عنوان یک یهودی، نمیتوانند فراتر از آن مرزها قدم بگذارند.
اگرچه به نظر میرسد برخی الهیدانان یهودی فمینیست (از جمله خود) به نسبت سایرین به این مرزها توجه بیشتری داشته باشند. حتی جودیث پلاسکو که معتقد بود تأکید بر مرزهای از پیش‌ تعیین‌شده ممکن است خلاقیت و منابع فمینیستهای یهودی را محدود کند، میپذیرد که توحید برای او مرز است. به نظر میرسد که توحید برای تمام الهیدانان فمینیست یهودی که در اینجا به آثارشان اشاره شد، مرزی بسیار مهم است. سایر حد و مرزهایی که در آثار اینگونه الهیدانان پدیدار میشود شامل این موارد است: تعهد قبلی به قراردادن تجربه الهی فرد در چارچوب خاص یهودیت، فهم یهودیتی که حس یکپارچگی شریعت را حفظ کرده باشد و امتناع از استفاده از اسامی برای خدا (مانند الیلاه287)، چرا که در متون کتاب‌مقدسی نه تنها نامهایی برای خدا به زبان عبری وجود دارند که با خدای عبری متفاوت، بلکه در زبان عبری برابر با بتپرستی هستند.

فقط برای زنان؟

الهیات یهودی فمینیستی، تا آن اندازه که بر تجربیات زنان یهودی مبتنی است، الهیاتی است که از نظر تعریفی فقط میتواند به وسیلهی زنان ایجاد شود. اما در عین حال، چون الهیات فمینیستی یهودی را میتوان به عنوان الهیاتی که از ارزشهای یهودی و فمینیستی نیز منشاء گرفته مورد توجه قرار داد، بنابراین بینشهای آن میتوانند به وسیله زن و مرد منعکس شده و مورد مشارکت قرار گیرند. در واقع، تعداد روز افزونی از حاخامها و دانشگاهیان مرد وجود دارند که به وضوح دِین خود به الهیات فمینیستی را تأیید میکنند. از این طیف میتوان به این افراد اشارهکرد: دنیل بویارین288، هاوئرد ایلبرگ شوارتز289، دیوید النسون290، لورنس هافمن، لورنس کوشنر291، زالمان شاختر شالومی292 و آرتر واسکو293. این افراد، همانند بسیاری از یهودیان فمینیست، در نوشتهها و تعالیم خود، از آثار فمینیستهای یهودی استفاده کردهاند. در عین حال، آنها به اهمیت این نکته پی برده‌اند که به جای سخن گفتن برای الاهیدانان فمینیستی، با آنها و به آنها سخن بگویند.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه دربارهمنابع معتبر

مشارکتهای الهیات فمینیستی

بی‌شک یکی از مهمترین مشارکتها که الهیات یهودی فمینیستی به تازگی انجام داده است تشریح این مسئله بود که برای گروههای مختلف مردم امکان صحبت کردن جدی درباره الهیات یهودی خارج از چارچوب قوانین سنتی وجود دارد. در حالیکه حاخامهای لیبرال مدتها است که در مورد ایجاد نوعی ماهیت فردی غیرسنتی بحث می?کنند، اما پایههای دینی که برای این هویت لازم است را فراهم نکردهاند. مطمئناً در قرن بیستم تعداد قابل ملاحظهای از الهیدانان یهودی لیبرال وجود داشتهاند که به صورت جدی تشکیلات دینی یهودی را مورد تفسیر و بررسی قرار دادهاند که یوژن باروتیز هم از آنها است، اما الاهیدانان فمینیست اولین کسانی بودهاند که شبکهای از الهیدانان لیبرال دینی را تشکیل دادهاند که توأمان ادعاهای الهیدانان لیبرال و سنتی را با جدیت تمام، هم به صورت رسمی و هم غیررسمی، مورد بررسی قرار دادهاند.
علاوه بر این، در تلاش برای استوار نمودن این الهیات بر تجربیات خود به عنوان زن، الهیدانان فمینیست نه تنها زبان دینی سنتی را زیر سؤال بردهاند (برای مثال، مفهوم خدای پدر، نه مادر، که خل
قت از او است)، بلکه راههایی را که الهیات به وسیله آنها اعمال میشود نیز به چالش کشیدهاند. الاهیدانان فمینیست از طریق خلق نیایشهای جدید، تفاسیر نو، اشعار، تشریفات دینی و امثال اینها، جنب و جوشی در تشکیلات دینی یهودی لیبرال ایجاد کردهاند. در حالیکه امید است در آینده الهیاتهای فمینیستی یهودی توسعه‌یافتهتری نگاشته شوند، سؤالات فراوانی که مطرح شده و دستورالعملهای دینی مختلفی که اتخاذ شده، اخیراً تعداد قابل ملاحظهای از یهودیان آمریکا را بر آن داشته تا علاقه‌مند به بررسی دینی موضوعات شخصی و عقلی شوند.
بسیار زود است که ارزیابی بسیار ناچیز خود را از مشارکتهای دامنهدار الهیات فمینیستی یهودی معین کنیم. امید است که در میان آنها ترغیب تعداد فزاینده زنان یهودی برای ادعای مجدد نام‌گذاری خودشان، جهان و خدا وجود داشته باشد. برای این کار، این ارزیابی به ایجاد یهودیتی فراگیرتر کمک میکند. همانگونه که جودیث پلاسکو نوشته است، “فقط هنگامیکه افرادی که دارای قدرت نام‌گذاری هستند و آن را از ما ربودهاند صدای ما را بشنوند و با ما شروع به صحبت نمایند، یهودیت دینی خواهد شد که شامل همه یهودیان است – به واقع یهودیتی شامل مردان و زنان.”

بخش ب) خلقت

13
بالهای قمری: ارزشهای یهودی، علم و هلاخا

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید